نویسنده: نقد

طبقه از منظر وبر

طبقه از منظر وبر


نوشته‌ی: دلشاد عبادی


برخی اشتراکات لفظی بین وبر و مارکس، هرگز به معنای یکسان بودن برداشت آن‌ها از موضوع نیست. برای مثال، وقتی وبر می‌نویسد «… «دارایی» یا «فقدان دارایی» مقولات بنیادینِ همه‌ی موقعیت‌های طبقاتی هستند»، مسلم است که اشاره‌ای به این ندارد که مالکیت بر ابزار تولید، مقوله‌ی اصلی تعیّن‌بخشِ موقعیت‌ طبقاتی بورژوازی و پرولتاریا است. از منظر او، دارایی یا فقدان آن (فارغ از این‌که شامل مالکیت بر ابزار تولید شود یا شکل دیگری از دارایی را دربر بگیرد) تنها از آن‌رو اهمیت دارد که موقعیت فرد را در بازار بهبود می‌بخشد.

انقلاب روسیه: راهنمای مطالعاتی مختصر

انقلاب روسیه: راهنمای مطالعاتی مختصر


نوشته‌ی: فیل گسپر
ترجمه‌ی: بهنام دارایی‌زاده


انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، به رهبری حزب بلشویکِ ولادیمیر لنین را می‌توان مهم‌ترین رخ‌داد در تاریخ سوسیالیست‌های انقلابی جهان دانست. از یک سو، برای نخستین بار، انقلابی به رهبری طبقه‌ی کارگر موفق شد که قدرت را در تمامی قلمرو یک کشور به دست بگیرد؛ و از سویی دیگر، کوششی بود برای ساختن جامعه‌ای سوسیالیستی بر اساس ایده‌هایی نظیر نظارت و کنترل کارگران و دموکراسی واقعی.

جنبش کارگری و اجتماعی‌سازی وسائل تولید

جنبش کارگری و اجتماعی‌سازی وسائل تولید


نوشته‌ی: کارل کُرش
ترجمه‌ی: کمال خسروی


تا امروز، در بنگاه‌های تولیدیِ دولتی و نیز در بنگاه‌هایی که از سوی نهادهای محلی و منطقه‌ای [کمون‌ها] اداره می‌شوند و واحدهای تولیدی‌ای که تحت کنترل تعاونی‌های مصرف هستند، اغلب دقیقاً چنین بوده‌است که ــ درست مانند بنگاه‌های تولیدیِ متعلق به سرمایه‌دارانِ خصوصی ــ کارگران از مشارکت در امر تسلط و اداره‌ی فرآیند تولید اساساً محروم و برکنار بوده‌اند.

جایگاه و توان چپ

جایگاه و توان چپ

شعار سیاسی را نمی‌توان به جنبش‌های سیاسی تزریق کرد. مبارزات اجتماعی‌ای که به مرتبه‌ی مبارزات سیاسی ارتقاء یافته‌اند، فصل مشترک‌های سیاسی‌ای خواهند یافت که شعار سیاسی سراسری و فراگروهی آنها خواهد بود. بطور خلاصه: 1) اقدام از موضع یک جایگاه اجتماعی معین و طرح خواستی که از همان جایگاه اجتماعی سرچشمه می‌گیرد؛ 2) برخورد این اقدام با موانع قدرت و بنابراین سیاسی شدن آن؛ 3) شکل‌گیری وجوه مشترک سیاسی حرکت‌های دیگر از موقعیت‌های دیگر و بالارفتن سطح مبارزه به مرحله‌ای بالاتر: طرح شعارهای سراسری‌تر. نقطه‌ی عزیمت، جایگاه اجتماعی و مرتبه‌ی مبارزه‌ی واقعی است، نه شعاری که شالوده‌اش دست‌آورد نظری ماست، هر اندازه هم این شعار و آن دست‌آورد درست و مهم باشند.

مطالعه‌ی فروپاشی تأمین اجتماعی

تنشِ انباشت‌ـ‌‌ مشروعیت در ساخت دولت مدرن ایرانی


نوشته‌ی: علیرضا خیراللهی


به همراه ریشه‌یابی مسئله‌ی عامِ تنشِ انباشت-مشروعیت، به‌صورت خاص نشان خواهیم‌داد که گره‌گاه و علت اصلی مسئله‌ی بیمه‌های اجتماعی در ایرانِ امروز، نمی‌تواند قابل تقلیل به مشکلاتی نظیرِ «بدهی‌های دولت به صندوق‌ها»، «مسائل پارامتریک و پیر شدن جمعیت»، «بیمه‌گریزی کارگران و کارفرمایان»، «عدم توازن در منابع و مصارف سازمانی»، «مدیریت غلط سازمان‌های بیمه‌گر در برخی مقاطع توسط برخی افرادِ منتسب به بعضی دولت‌ها»، «کندی رشد اقتصادی»، «بهره‌وری سازمانی ناکافی»، «مدیریت غلط سرمایه‌گذاری‌ها» و مسائلی از این دست باشد.

درباره‌ی قومیت و ملیت

درباره‌ی قومیت و ملیت


دو دیدگاه: لیلا – رهام یگانه


سوسیالیسم چه نسبتی با دولت-ملت مدرن دارد؟ در اینجا باید توجه‌داشت که صِرف گفتن این‌که جنبش سوسیالیستی انترناسیونالیست است و کارگرانِ جهان، وطن ندارند یا در سطح نهایی دولت‌ها از بین خواهند رفت، مساله‌ی تاریخی اکنون موجود را حل نخواهد کرد. (لیلا)
در رابطه با ملیت، مسئله کمونیسم، فارغ از ملی‌گرایی، بر سر رد و یا قبول هویت ملی است. تمام این هویت‌ها قابل تغییر و قابل بازتعریف هستند. برای مثال تعلق ملی فرد، محصول نازل‌شدن هویت ملی جمعی بر اوست. به این معنا ملت‌ها محصول ملی‌گرایی هستند و نه برعکس. (رهام یگانه)

شور و شوق‌‌های جدید مبارزهی طبقاتی

شور و شوق‌‌های جدید مبارزه‌ی طبقاتی


نوشته‌ی: جلیل شُکری


«جریان صنفی دانشجویی» به‌‌رغم تحمل هزینه‌‌های سنگین پس از دی ماه (به ویژه در دانشگاه تهران)، همچنان در صحنه است و به کنشگری ادامه می‌‌دهد. قطعا موضوعاتی نظیر «سنوات»، «شهریه‌‌های شبانه‌‌ها و دروس پیش‌‌نیاز»، «تسهیلات خوابگاه‌‌ها» و نیز «احکام دانشجویان»، همچنان میانجی‌‌های مهمی برای کنشگری جنبش دانشجویی (در معنای طلایه‌‌داری «جریان صنفی») است، اما خود دانشجویان فعال صنفی واقف‌‌اند که تنها با پیوند زدن روح حاکم بر مسائل صنفی‌‌شان با مسائل صنفیِ ساری و جاری در بین کارگران و معلمان می‌‌توانند مانع بدل شدن مسائلی چون «تنوع طبقاتی دانشجویان»، «حضور گذرای ایشان در محیط دانشگاه به اعتبار مدت محدود تحصیل» و «استعداد بالای بدل شدن کوچکترین اختلافات تاکتیکی به انشعاب و اضمحلال کنش جمعی در فضای کار دانشجویی» در مقابل استمرار جنبش دانشجویی (با طلایه‌‌داری «جریان صنفی») بشوند.