All posts filed under: نظریه‌های ارزش اضافی

نظریه‌های ارزش اضافی

فروپاشی سرمایه در اثر بحران کارل مارکس کمال خسروی

فروپاشی سرمایه در اثر بحران‌ها

مسئله‌ی بحران‌ها (نکات مقدماتی)

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی

بحران‌های بازار جهانی، تناقض‌ها و تضادهای تولید بورژوایی را به‌رسوایی می‌کشانند. اینک مشاطه‌گران بورژوازی به‌جای پژوهش در این‌باره که عناصر متعارضی که فاجعه را آشکارا فاش می‌کنند، از چه ترکیب یافته‌اند، به این بسنده می‌کنند که به انکار خودِ فاجعه بپردازند… به این ترتیب، مشاطه‌گری عبارتست از تقلب در ساده‌ترین روابط اقتصادی و به‌ویژه، پافشاری بر وحدتْ به‌جای پای‌بندی به تضاد.

ارزش و مقدار کار کارل مارکس کمال خسروی

ریکاردو: ارزش و مقدار کار

نظریه‌‌های ارزش اضافی – جلد دوم

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی

تمایز کالای کار با کالای دیگر در چیست؟ یکی کارِ زنده است، دیگری کارِ شیئیت‌یافته. همانا فقط دو شکل متفاوت از کار. چرا قانون ارزش در مورد یکی صادق است و در مورد دیگری صادق نیست، آیا چون تمایزْ فقط صوری است؟ ریکاردو پاسخی نمی‌دهد، حتی سؤال را هم طرح نمی‌کند. هیچ هوده‌ای هم ندارد، وقتی می‌گوید …

نظریه‌ی ریکاردو پیرامون ارزش اضافی. کارل مارکس. کمال خسروی

نظریه‌ی ریکاردو پیرامون ارزش اضافی

نظریه‌‌های ارزش اضافی جلد دوم

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی

ریکاردو هیچ‌گاه به ارزش اضافی، جداگانه و منفک از شکل‌های ویژه‌ی آن، همانا سود (بهره) و رانت، نمی‌نگرد. از همین‌رو ملاحظاتش درباره‌ی ترکیب ارگانیک سرمایه که از چنین اهمیت تعیین‌کننده‌ای برخوردار است، محدود است به تمایزات برخاسته از فرآیند گردش (بین سرمایه‌ی استوار و گردان). او هیچ‌گاه تمایزی در ترکیب ارگانیک سرمایه در درون و چارچوب فرآیند حقیقی تولید تشخیص نمی‌دهد و از آن آگاه نیست. از همین روست اشتباه‌گرفتن ارزش و قیمت تمام‌شده از سوی او، نظریه‌ی خطای رانتش، قوانین اشتباهش پیرامون علل صعود و نزول نرخ سود و غیره.

قیمت‌ میانگین و قیمت‌ بازار نظریه‌‌های ارزش اضافی جلد دوم کارل مارکس کمال خسروی

قیمت‌ میانگین و قیمت‌ بازار

نظریه‌‌های ارزش اضافی جلد دوم

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی

کل خبط ریک[اردو]یی، و از آن‌جا به پیرو آن، تشریح غلط رانت زمین و غیره، هم‌چنین قوانین خطا درباره‌ی نرخ سود و غیره، از آن‌جا ناشی‌اند که او ارزش اضافی را از سود متمایز نمی‌داند، و اساساً مانند همه‌ی اقتصاددانان دیگر، با تعین‌های شکلیْ ناپخته و گیج‌سرانه رفتار و برخورد می‌کند. نحوه‌ی گرفتار آمدن او در ‹دام اندیشه‌ی› اسمیت را در ادامه نشان خواهیم داد.

حقانیت تاریخی و کاستی‌های شیوه‌ی پژوهش ریکاردو کمال خسروی

ریکاردو، ارزش و زمان کار

حقانیت تاریخی و کاستی‌های شیوه‌ی پژوهش او

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی

ریکاردو برای تعیین ارزش نسبیِ کالا از «کمیت کار» عزیمت می‌کند. او پیکره‌ی این کار و سرشت این کار را نمی‌پژوهد. بنابراین او عطف و پیوستگی این کار را به پول، یا این نکته را که این کار باید در پول تبلور یابد، نمی‌فهمد. از همین‌رو او به هیچ‌روی پیوند بین تعّین ارزش مبادله‌ای کالا به‌میانجی زمان کار، و ضرورت پیش‌رویِ کالاها به‌سوی شکل‌یابیِ پول را درک نمی‌کند. نظریه‌ی غلطِ پول او، از همین‌روست.

نظریه‌‌های ارزش اضافی - جلد دوم کمال خسروی

رُدبرتوس و نظریه‌ی رانت

نظریه‌‌های ارزش اضافی – جلد دوم

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی

نخستین فرض آقای رُدبرتوس، مبنی بر این‌که اگر ارزش کالاها به‌واسطه‌ی زمان کار تعیین شوند، نتیجه این خواهد بود که مقدار کار متفاوت و پرداخت‌نشده‌ی گنجیده در کالا ــ ارزش اضافی‌های آن‌ها ــ در تناسبی مستقیم با ارزش‌های کالاها قرار دارند، در اساس غلط است.

نظریه‌‌های ارزش اضافی (جلد اول) (ترجمه‌ی ‌فارسی – پاره‌ی 22) کمال خسروی

نظریه‌‌های ارزش اضافی

پیوست‌ها: پاره نخست: هابز، پتی، لاک

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی


اگر به آموزه‌ی لاک درباره‌ی کار به‌طور اعم و آموزه‌ی او درباره‌ی خاستگاه بهره و رانت، یک‌جا نگاه کنیم ــ ارزش اضافی نزد او فقط در این شکل‌های معین پدیدار می‌شود ــ آن‌گاه ارزش اضافی چیزی نیست جز کار بیگانه، کار مازاد، که زمین و سرمایه ــ همانا شرایط کار ــ صاحبان خود را به تصرف آن قادر می‌سازند. و بنا بر نظر لاک، مالکیت بر حجم و حوزه‌ی بزرگ‌تری از شرایط کار، حجم و حوزه‌ای بزرگ‌تر از آن‌چه یک شخص به تنهایی با کار خود قادر به ارزش‌زایی و ارزش‌افزایی آن باشد، اختراعی سیاسی است که با شالوده‌ی مالکیت خصوصیِ مبتنی بر حق طبیعی در تناقض است.

نظریه‌‌های ارزش اضافی (جلد اول) (ترجمه‌ی ‌فارسی – پاره‌ی 21) کمال خسروی

نظریه‌‌های ارزش اضافی

گردش کالا و پول در جدول اقتصادی

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی


کنارنهادن نویسندگان سوسیالیست و کمونیست به‌طور کلی از بررسی تاریخی، مطابق با طرح و برنامه‌ی نوشتار من است. بررسی‌های تاریخی فقط باید نشان دهند که اقتصاددانان بعضاً در چه شکلی خود را، و بعضاً شکل‌های تاریخاً تعیین‌کننده‌ای را که در قالب آن‌ها قوانین اقتصاد سیاسی نخستْ بیان ‌شده و سپس شرح و بسط یافته‌اند، مورد انتقاد قرار می‌دهند. از همین‌رو من در بررسی ارزش اضافی، نویسندگان سده‌ی هیجدهمی مانند بریسو (Brissot)، گودوین (Godwin) و دیگرانی از این دست را کنار می‌گذارم، درست همان‌گونه که به سوسیالیست‌ها و کمونیست‌های سده‌ی نوزدهم نمی‌پردازم. چند نویسنده‌ی سوسیالیستی که من در این بررسی عمومی درباره‌شان سخن خواهم گفت، یا خود در موضع اقتصاد بورژوایی قرار دارند یا از موضع خودِ اقتصاد بورژوایی به مبارزه علیه آن می‌پردازند.
اما لانگه سوسیالیست نیست. {برعکس، بیش‌تر فردی ارتجاعی بود.} مناقشه‌ی او علیه آرمان‌های بورژوا ـ لیبرالیِ هم‌عصران روشنگرش، علیه سلطه‌ی رو به آغازِ بورژوازی در پوسته‌ی فرانمودی ارتجاعی، نیمی به‌جِد و نیمی به هزل، پوشیده شده است. او از مستبدان آسیایی، در قیاس با شکل‌های اروپاییِ متمدن آن‌ها، دفاع می‌کند؛ و به همین‌گونه از برده‌داری در مقایسه با کار مزدی.

نظریه‌‌های ارزش اضافی (جلد اول) (ترجمه‌ی ‌فارسی – پاره‌ی 20) کمال خسروی

نظریه‌‌های ارزش اضافی

گردش پول بین سرمایه‌دار و کارگر

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی


سودی که سرمایه‌دار می‌برد، همانا ارزش اضافه‌ای که او متحقق می‌کند از آن‌جا منشاء می‌گیرد که کارگر نه کاری تحقق‌یافته در کالا، بلکه خودِ توانایی کار را به‌مثابه کالا به او فروخته است. اگر کارگر در شکل نخست و در مقام دارنده‌ی کالا رو در روی سرمایه‌دار قرار می‌گرفت [93]، سرمایه‌دار نمی‌توانست سودی ببرد یا ارزش اضافی‌ای را متحقق کند، زیرا بر اساس این قانون که ارزش‌های هم‌ارز با یکدیگر مبادله می‌شوند، کمیت هم‌سانی از کار با کمیتی به همان اندازه از کار با یکدیگر مبادله می‌شدند. ‹ارزش› اضافی سرمایه‌دار همانا از آن‌جا منشاء می‌گرفت که او نه کالای کارگر، بلکه خودِ توانایی کارِ او را می‌خرد و این توانایی کار ارزش کم‌تری دارد از محصول ‹کاربست› آن، یا به‌عبارت دیگر، این توانایی کار خود را در کار شیئیت‌یافته‌ی بیش‌تری از آن‌چه در خودِ آن تحقق یافته است، متحقق می‌کند. اینک اما برای توجیه سود، خودِ سرچشمه‌اش از دیده پنهان می‌شود و کل تراکُنشی که سود از آن منشاء می‌گیرد، فراموش می‌شود. از آن‌جا که درواقع ــ مادام که این فرآیند، فرآیندی متداوم است ــ سرمایه‌دار ‹مزدِ› کارگر را فقط به‌وسیله‌ی محصول خودِ او پرداخت می‌کند، ‹یعنی مزدِ› کارگر فقط به‌وسیله‌ی بخشی از محصول خودِ او پرداخت می‌شود، و بنابراین ‹ادعای› پیش‌پرداخت فقط فرانمود صِرف است، اینک می‌توان گفت: کارگر سهم خود از محصول را، پیش از آن‌که به پول دگردیسی یافته بوده‌باشد، به سرمایه‌دار فروخته است. (شاید بتوان گفت: پیش از آن‌که قابلیت دگردیسی‌یافتن به پول را داشته باشد، زیرا هرچند کارِ کارگر در محصولی مادیت یافته است، اما هنوز فقط تکه‌ای از کالایی قابل فروش را متحقق کرده است، مثلاً قسمتی از یک خانه.) این‌چنین، سرمایه‌دار دیگر آن کسی نیست که مالک محصول است و به این ترتیب کل فرآیندی که او از طریق آن کار بیگانه را به رایگان به تصرف خویش درآورده است، رفع و ملغا می‌شود. بنابراین اینک دارندگان کالا رو در روی یکدیگر قرار دارند. سرمایه‌دار صاحب پول است و کارگر به او نه توانایی کارش، بلکه کالایی را می‌فروشد که ‹فقط› بخشی از محصول است و در آنْ کارش تحقق یافته است.

نظریه‌‌های ارزش اضافی (جلد اول) (ترجمه‌ی ‌فارسی – پاره‌ی 19) کمال خسروی

نظریه‌‌های ارزش اضافی

جدول اقتصادی کِنِه

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی


این وجه وجودیِ جریان بازگشت ‹پول› ــ این جریان ویژه‌ی بازگشت پول که به میانجی بازتولید تعین نیافته است ــ باید همه جا در شرایطی صورت گیرد که درآمد با سرمایه مبادله می‌شود. آن‌چه در این‌جا موجب جریان بازگشت پول می‌شود، نه بازتولید، بلکه مصرف است. درآمد در قالب پول پرداخت شده است، اما فقط می‌تواند در قالب کالاها مصرف شود. بنابراین پولی که در مقام درآمد از تولیدکنندگان دریافت شده است، برای این‌که بتواند در اِزای مبلغی برابر با ارزش آن کالا دریافت کند، یعنی برای این‌که از طریق درآمد به مصرف برسد، باید دوباره به تولیدکنندگان بازگردد. پولی که در قالب آن درآمد پرداخت می‌شود، مثلاً رانت یا بهره یا مالیات‌ها {سرمایه‌دار صنعتی |424|| درآمد خود را یا مستقیماً از محصول برمی‌دارد، یا با فروش همین بخش از محصول به‌دست می‌آورد}، شکل عام وسیله‌ی پرداخت را دارد.