نویسنده: نقد

امتناع از کار و آتونومیسم

امتناع از کار و آتونومیسم


نوشته‌ی: ساسان صدقی‌نیا


در سرمایه‌داریِ معاصر نقطه تولید و بازتولید رفته رفته تمایز خود را از دست می‌دهند. اکنون زمان فراغت نیز با رخنه‌یِ کارِ منعطف نئولیبرالی، ابزار سودآوریِ سرمایه محسوب
می‌شود. امتناع از کار یعنی رهاسازی زمانِ زیستن و آری‌گویی به‌زندگی، که توسط فضیلت‌هایی مانند امید، مهارت، تلاش، پول، مفیدبودن، مرارت، موفقیت و فداکاری و… به تسخیرِ کار درآمده است. امتناع از کار، قلمروزداییِ میل است که در حصار سرمایه اسیر شده‌است، تاکیدی نامشروط بر اراده به‌خاطر خودِ اراده و نه به‌خاطرِ ابژه، یکی‌شدنِ ابزار بیان و هدف را می‌طلبد که هنر «پرفورماتیو» نامیده می‌شود. به‌تعویق‌نینداختن تفاوت با خویشتن و مبارزه با وساطت‌گرایی، رهبرطلبی، نمایندگی و میانجی‌گرایی که اکنون به نهادهای بی‌خاصیت و کهنه در سرمایه‌داری تبدیل شده‌اند، نشان می‌دهد که منطقِ جدال نیروی کار با سرمایه براساس اراده‌های بی‌واسطه‌ی نیروی کنشی برای غلبه بر کارعمل می‌کند.

کمون پاریس همیشه زنده است !

کمون پاریس همیشه زنده است‌!


نوشته‌ی: رحمت خوشکدامن


«نام کارگرانِ پاریس، با کمون‌شان، برای همیشه به عنوان پیام‌آور پرافتخار جامعه‌ی نوین با احترامِ تمام یاد خواهد شد. خاطره‌ی کشته‌شدگانش، سرشار از احترام در قلب طبقه‌ی کارگر برای همیشه باقی خواهدماند؛ و آنان‌که دست به نابودی‌اش زدند از هم اکنون به چرخ عذاب و مذمت تاریخ بسته شده‌اند و دعای همه‌ی کشیشان‌شان با هم نیز برای آمرزش گناهان‌شان کفایت نخواهد کرد.» (کارل مارکس)

تاریخ در «عصر نهایت‌ها»

تاریخ در «عصر نهایت‌ها»


مایکل هاناگان/ لیز گراند/ ناصر مهاجر/ بهروز معظمی
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


«عصر نهایت‌ها»: گفت‌وگو با اریک هابسبام (۱۹۹۵) گفت‌وگویی است که بیست و چهار سال پیش بین اریک هابسبام، مورخ شهیر انگلیسی، و دانشجویانش در مدرسه‌ی جدید برای تحقیق اجتماعی انجام شد و اینک در دو بخش به زبان فارسی منتشر می‌شود. بخش اول این متن ــ «مقدمه بر گفت‌وگویی با اریک هابسبام در سال ۱۹۹۵» ــ نوعی شرح حال اجمالی زندگی و نظرات هابسبام از زبان دو تن از شرکت‌کنندگان در این گفت‌وگو است… بعد از این مقدمه، خودِ گفت‌وگوی اصلی آغاز می‌شود. پرسش‌های جذاب و مناسبی که بیانگر چکیده‌ی وضعیت معاصر ماست، مانند زوال تدریجی اندیشه‌های روشنگری، جهان پس از فروپاشی اردوگاه شوروی، فراز و فرود انقلاب‌ها، ابعاد گوناگون توسعه در کشورهای گوناگون و رابطه‌ی دمکراسی، آزادی و انقلاب مطرح می‌شوند و هابسبام صمیمانه و با همدلی به شرح نظرات خودش درباره مسائل یاد شده می‌‍‌پردازد.

نقد، رسانه‌های آلترناتیو و چالش‌ها

نقد، رسانه‌های آلترناتیو و چالش‌ها


نوشته‌ی: همایون ایوانی


سایت نقد، رسانه‌ای از شبکه رسانه‌های آلترناتیو فارسی زبان است و خصایص نمونه‌وار رسانه‌های آلترناتیو را داراست: رسانه‌ای برای «پایینی»ها، که با امکانات محدود مالی و تجهیزاتی، برای ارتقای آگاهی و رساندن صدایی دیگر به کارگران و عموم مردم تلاش می‌کند. وجه تمایز رسانه‌هایی که در مقابل رسانه‌های حاکم قرار می‌گیرند، در محتوا و پایه‌های اجتماعی مخاطبان آن‌هاست. این رسانه‌های آلترناتیو در ترکیب کاری خود، در بهترین حالت ترکیبی از افراد حرفه‌ای و باتجربه و نیز فعالان غیرحرفه‌ای و شاید کم تجربه دارند.

چپ نوین و خودگرانی کارگری در یوگسلاوی

چپ نوین و خودگردانی کارگری در یوگسلاوی


نوشته‌ی: بوریس کنس‌لایتر
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی


سمت‌گیری اعتراضاتِ ژوئیه 1968 عمدتاً بر بستر رفرم‌های اقتصادی ـ اجتماعی تعیین شد. بازشدنِ مقطعیِ ساختارهای سیاسی از طریق لیبرالیزه شدنِ آشکار فضای سیاسی منجر به شکل‌گیری روندی شد که خود را در انتقادات علنیِ آزاد بیان می‌کرد. نویسندگان و فیلم‌سازان به نقد موضوعات اجتماعی و به واکاویِ تابوهای دورانِ جنگ دوم جهانی دست زدند. قبل از هر چیز در دانشگاه‌ها یک اپوزیسیون از روشنفکران چپ شکل گرفت که به‌طور فعال به چالشِ با تأملات نظری چپِ نو در غرب پرداخت.

به مناسبت روز جهانی زن

هستی‌شناسی بدن زن: نقطه‌ی آغاز خشونت یا پایان آن؟


نوشته‌ی: صوفیا افرا


مهم‌ترین هدف این نوشته کشفِ سازوکارهای پنهانِ این ستم و نورتاباندن بر حلقه‌های‌ نامرئیِ زنجیرهایی است که با رویکرد حقوقی لیبرالی، سعی در تقلیل حجاب اجباری به امری فرمالیستی دارند تا با غفلت ماهوی از تنِ زنانه و کارکردهای سیاسی و اقتصادی‌اش، علت‌ها را در سایه‌ی معلول‌ها جا دهند. علاوه براین، نسبت جایگاه فعالان چپ با مطالبات کنونی زنان در باب حقوق برابر، آزادی‌های‌ اجتماعی، بی‌اعتنایی و غفلت نسبت به حجاب اجباری و در یک جمله، جایگاه فعلی چپ در پیش‌برد جنبش زنان، پرسشی است که تا آخر بر جای می‌ماند.

چه کسی چپ است؟

چه کسی چپ است؟


نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


امروز باید از کلیه‌ی کسانی که مدعی حضور در جبهه‌ی چپ هستند، پرسید که تکلیف‌شان با «ضرورت انقلاب علیه منطقِ بومی سیاسی و اجتماعی سرمایه‌داری حاضر» و نیز با «ضرورت فاش‌سازیِ تضاد خصومت‌آمیز بین منافع طبقه‌ی کارگر و منافع بورژوازی» چیست؟ در پرتو پاسخ به چنین پرسش‌هایی‌ست که می‌توان مرزکشیِ دقیقی میان «راست» و «چپ» انجام داد و لاس‌زدن‌های اسکولاستیک با نظریه‌ی انتقادی را به محک «ماتریالیسم پراتیکی» مبتنی بر حضور همزمان سه نوع نقد، یعنی «نقد اقتصاد سیاسی»، «نقد بتوارگی» و «نقد ایدئولوژی» سنجید.