نویسنده: نقد

افسانه و افسون طبقه‌ی «متوسط»

افسانه و افسون طبقه‌ی «متوسط»


نوشته‌ی: کمال خسروی


ایدئولوژی بورژوایی می‌کوشد در قالب ایدئولوژیِ «طبقه‌ی متوسط»، با تبدیل موقعیتی میانی به موقعیت میانگین («متوسط») و با تبدیل وضعیتی کیفی به سنجه‌ای کمّی، به هویت اساساً سلبی طبقه، قشر، قشرها یا طبقاتی میانی، هویتی ایجابی اعطا کند و از سه منظر غیرعقلایی (عاطفی، احساسی، التفاتی)، عقلایی (گفتمانی، «علمی»، صوری، تجربی، آماری) و سیاسی ـ اجتماعی (نهادین، حقوقی، ایدئولوژیک)، آن را به‌عنوان بزرگ‌ترین، وسیع‌ترین و نیرومندترین طبقه‌ی جامعه‌ی بورژوایی، به ضامن بلامنازع بقای شیوه‌ی تولید سرمایه‌دارانه‌ی زندگی اجتماعی مبدل کند. در این راه، مارکسیسم عامیانه‌ی غیرانتقادی، بی‌گمان ناخواسته وناآگاهانه، بهترین یاور ایدئولوژیِ «طبقه‌ی متوسط» است.

سازماندهی و زیست جمعی در کنار زنان


نادیا کبود، صوفی آزاد


مصاحبه با ایلگی قهرمان، فمینیست از کشور ترکیه

یکی دیگر از ویژگی‌های جنبش فمینیستی در ترکیه، به زعم من بالقوگی احیا کردنِ خویش است. جنبش فمینیستی تنها به انتقاد از چپ، دولت، خانواده و حقوق بسنده نکرد. همواره به خود نیز نگاهی انتقادی داشته است. برای مثال، جنبش فمینیستی با گرایشات کمالیستی و ملی‌گرایانه‌ی درون خود نیز مواجه شد. این جنبش سعی داشته تا نسبت به رابطه‌ی خود با جنبش کُردی و جنبش دگرباشان جنسی خودانتقادی داشته باشد و در جهت جبران اشتباهاتش گام بردارد.

خوانش سرمایه در سده‌ی بیست‌ویکم

خوانش سرمایه در سده‌ی بیست‌ویکم


نوشته‌ی: کمپل جونز
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان


هنگامی که بدیو نتیجه‌گیری می‌کند که «تنها نقدِ خطرناک و رادیکال، نقد سیاسی دموکراسی است» از مدار آن‌چه می‌توان منطقاً ماتریالیسم نامید خارج می‌شود. این حرف به معنای انکار جایگاه ضروری نقدِ آنچه امروزه دموکراسی نامیده می‌شود نیست. بلکه می‌خواهیم بگوییم در این نقطه بدیو مانند بسیاری از فیلسوفان رادیکال معاصر، بسیار صادقانه، جدایی سیاست و اقتصاد را بازتولید می‌کند

تاریخ تحلیلی جنبش کارگری ایران

تاریخ تحلیلی جنبش کارگری ایران – بخش دوم: جنبش زیر سایه‏‌ی کودتا


نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


با وقوع کودتای نظامی 28 مرداد 1332 و حاکم شدن یک فضای پادگانی و بسته در کشور به دلیل انحلال احزاب و گروه‏‌ها و دستگیری گسترده فعالان سیاسی (به ویژه نیروهای چپ و کمونیست)، برای مدتی سکوت گورستانی مأیوس‏‌کننده‌ای بر جو جامعه غالب شد و آن پویایی سیاسی- مدنی چشمگیر حد فاصل 1320 تا 1332 … به یک‏باره رخت بربست.

جنبش 77

جنبش 77


نوشته‌ی: ویسکونته گریزی
ترجمه‌ی: ساسان صدقی نیا


رادیکالیسم جنبش با اشکال جدید مبارزاتی بیان می‌شود: خودکفایی، سلب مالکیت پرولتری، اشغال خانه‌ها، گشت‌زنیِ پرولتاریا درقلمرو اشغالیِ خودش علیه کار سیاه واعلام‌نشده (غیرقانونی)، علیه کار در روزهای شنبه و آژانس‌های استخدامیِ موقت، علیه غیرقانونی دانستنِ جرائمی که توسط پرولتاریای جوان درمحدوده قلمرو خودگردانِ خود، انجام می‌گرفت.

روژاوا: نگاهی از درون

«ضد امپریالیسم» در جنبش روژاوا


نوشته‌ی: یحیی مرادی


جنبش روژاوا جنبشی یک‌دست و تماما چپ‌گرا و مترقی نیست. نمودهایی عینی‌ از گرایشی ارتجاعی در جنبش روژاوا مشاهده می‌شود که نه تنها موجب نارضایتی مردم منطقه شده است، بلکه ادعاهای ترقی‌خواهانه یا سوسیالیستی جنبش روژاوا را نیز در درازمدت به زیر سؤال می‌برد.

تناقضِ بنیادینِ خوش‌بختی و فردیت

در حاشیه‌ی تناقضِ بنیادینِ خوش‌بختی و فردیت


نوشته‌ی: حسین ایمانیان


اکنون، پس از افشایِ دروغِ بزرگی که پسِ پشتِ هرگونه تبیینِ فردیِ خوش‌بختی جریان دارد، می‌بایست بر امکانِ خوش‌بختیِ همه‌گان بیندیشیم: آیا می‌توان شرایطی را متصور شد که به خوش‌بختیِ «مردم»، آن‌هایی که درونِ هیچ‌نوع طبقه‌بندی و خط‌کشی قرار نمی‌گیرند، منجر شود؟ با توجه به آشتی‌ناپذیریِ موجود در بطنِ جوامعِ سرمایه‌داری و سلبِ امکانِ خوش‌بختیِ عدّه‌ای مگر به بهای بدبختیِ دیگران، آری گفتن بدین پرسش بی‌درنگ مشروط می‌شود به برقراریِ جامعه‌ای بی‌طبقه، جامعه‌ای رها از آن‌چه مارکس موتورِ محرّکه‌ی تاریخ می‌نامدش: مبارزه‌ی طبقاتی.