یادداشت
Leave a Comment

در آستانه‌ی سال هشتم فعالیت «نقد»

در آستانه‌ی سال هشتم فعالیت «نقد»

نسخه‌ی چاپی (پی دی اف)

 

 

سال ۱۴۰۳ را شاید بتوان در یک جمع‌بندی کوتاه، سالِ چشم‌اندازهای ناروشن جهان و به‌ویژه خاورمیانه نامید: قدرت‌گیری روزافزون گرایش فاشیستی راست در جهان، انتخاب ترامپ در آمریکا و جهت‌گیری‌های جدید آن در همه‌ی عرصه‌های داخلی و خارجی، عملاً جهان سرمایه‌داری را به تلاطم واداشته و موج‌های سرکش آن رفته رفته به توفانی غیرقابل‌پیش‌بینی بدل می‌شوند که آوار ویرانی‌های آن در نهایت بر سر تهی‌دستان و ستم‌دیدگان فرود خواهد آمد: قرار مذاکرات دو جانبه‌ی آمریکا و روسیه بر سر اوکراین و وعده‌ی صلحی که چپاول امپریالیستی از همان شروع مذاکرات بر آن سایه افکنده؛ آرامش موقت در غزه بدون روشن بودن دورنمای زندگی و موجودیت ساکنان چند میلیونی سرزمین فلسطین از لحاظ ابتدایی‌ترین نیازهای انسانی؛ و سوریه، با دولتی تحت‌الحمایه‌ و مرکب از داعشی‌های نشان‌دار که مدعی گذر به آرامش و صلحی دیرپا توسط دارودسته‌ای جهادی است که با هجومی برق‌آسا به نام «انقلاب» سوریه، اما به کام اسراییل و دیگر دولت‌های ارتجاعی منطقه، حکومت جبار و خون‌خوار بشار اسد را به زیر کشید اما در همان قدم اول بخش عظیمی از ساکنان خود یعنی کردهای شمال سوریه را نادیده گرفته است. و ایران با چشم‌اندازی به‌غایت تیره و تار: رژیم سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام که از تأمین ساده‌ترین شرایط زندگی مردم عاجز است و ابرهای سیاه جنگ، بحران فراگیر اقتصادی و نارضایتی گسترده‌ در شهرهای آلوده و بی‌برق که توده‌های بی‌کار و مستاصل را با گرانی سرسام‌آور و سوء‌تغذیه‌ی وحشتناک دربرگرفته است. همه چیز در حالتی از انتظار باقی مانده، انتظار نه برای آینده‌ای روشنْ بلکه برای سپردن سرنوشت خود به پرهیب سهمناک آینده‌ای ناروشن که در دالان‌های تاریک آن، پیش‌بینی‌های موقتْ یکی پس از دیگری دود می‌شوند و به هوا می‌روند.

موازنه‌ی نیروها در ایران هم در سال گذشته دستخوش تغییرات زیادی شد: در صحنه‌ی داخلی با مرگ رئیسی و روی کار آمدن دولت جدید که از حمایت کل نظام برخوردار بود، نور امیدی را در دل مدافعان وضع موجود روشن شد، اما چیزی نگذشت که واقعیت سرسخت مادی همه چیز را وارونه کرد: شکست‌های پیاپی «محور مقاومت» در سه حوزه‌ی فلسطین، لبنان و سوریه و زمین‌گیر شدن آن در عراق و یمن، تحریم اقتصادی سفت و سخت آمریکا که حباب آرزوی بازگشت به برجام و بازشدن دریچه‌ی تنفس برای اقتصاد ورشکسته‌ی جمهوری اسلامی را ترکاند و صف‌بندهای جدید در صحنه‌ی داخلی که رییس‌جمهور تازه‌وارد را به نفس‌نفس زدن انداخت، تمام آرزوهای اولیه‌ی اصلاح‌طلبان و میانه‌روهای خوش‌خیال را بر باد داد. در میدان خارجیْ سلطنت‌طلبان رنگارنگ که با امید به استفاده از موقعیت کنونیْ تمام‌قد به دفاع از رضا پهلوی برخاستند، در عمل حتی از ارائه‌ی یک فراخوان ساده و نشان‌دادن قدرت ادعایی خود، چه در خارج و چه در داخل، ناتوان بودند: به واقع «کوه» ــ بسا پشته‌ی خاکریز ــ موش زایید! آنان در عمل به دسته‌ای از فحاشان و اوباشان حرفه‌ای بدل شدند که مهم‌ترین‌ کارشان ادرار کردن بر مزار زنده‌یاد غلامحسین ساعدی، نویسنده‌ی معروف و مخالف سیاسی حکومت پیشین بود.

در این چشم‌انداز تیره و تار، چشم امید به مبارزات مردمی دوخته شده که هر سه‌شنبه در داخل زندان‌های کشور کارزار نه به اعدام را ادامه می‌دهند؛ به کارگرانی که ماه‌هاست حقوق نمی‌گیرند و در مقابل ادارات کار فریاد اعتراض سر می‌دهند؛ به بازنشستگانی که به‌رغم کهولت سن و انواع و اقسام مشکلات شخصی شال و کلاه سر می‌کنند و در مقابل مجلس، شهرداری و سازمان‌های کار اعتراض می‌کنند؛ به خانواده‌های دادخواه که با وجود همه‌ی تهدیدها، ارعاب‌ها و احکام زندان می‌کوشند روحیه‌ی مقاومت و دادخواهی را زنده نگه ‌دارند و به زنانی که به رغم فشارهای مداوم هم‌چنان مسیر مبارزه‌ با حجاب اجباری ادامه می‌دهند. روح امید در میان زنان و مردان جوانی چرخ می‌زند که شجاعانه و هر روز از خود و نظرات خود در مقابل اوباش حکومتی دفاع می‌کنند. کارزار ادامه دارد و با وجود تیره‌ترین چشم‌اندازها مقاومت و تلاش برای رقم ‌زدن آینده‌ای انسانی پایدار است.

سالی که گذشت برای «نقد» نیز تلاشی نفس‌گیر برای تداوم حیات رسانه‌ای بود که با کم‌ترین امکانات در راه خاموش نشدن این صدا می‌جنگد؛ مبارزه‌ی روزمره در فضایی آلوده، میان روحیه‌ای مبلغ دل‌سردی و نومیدی دم‌افزون و امیدهای اندک و قدرت‌مند، که هم‌چون شعله‌های نور در دل تاریکی زبانه می‌کشند. با این همه، تلاش کردیم «نقد» را به هنگام نگاه داریم: کوشیدیم با انتشار مقالاتیْ رذالت قدرت‌های جهانی را در تحلیل‌های مشخص و نظری نشان دهیم و در این زمانه‌ی بدسگال مبلغ امید و روشنایی باشیم.

در سال هفتم فعالیت «نقدْ» پروژه‌ی امپریالیسم را در پنج بخش به پایان رساندیم. بخشی از مقالات این پروژه در قالب یک کتاب منتشر شده و بقیه در کتاب دیگری که به زودی منتشر خواهد شد در دست‌رس علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. پروژه‌ی ترجمه‌ی انباشت سرمایه اثر رزا لوکزامبورگ و نیز جلد دوم نظریه‌های ارزش اضافی اثر کارل مارکس توسط کمال خسروی از دیگر فعالیت‌های نقد در سال گذشته بود. قصد داریم سال آینده را با پروژه‌ی جدیدی به نام دولت آغاز کنیم که در چندین بخش منتشر خواهد شد.

همانند همه‌ی سال‌های پیش دست یاری به سوی همه‌ی کسانی دراز می‌کنیم که نقد اقتصاد سیاسی، نقد بت‌وارگی و نقد ایدئولوژی را برای مبارزه و حرکت به سوی جامعه‌ای آزاد و رها از سلطه و ستم و استثمار ضروری می‌دانند.

اسفند ۱۴۰۳

 

لینک کوتاه شده در سایت «نقد»: https://wp.me/p9vUft-4FO

پاسخی بگذارید