All posts tagged: رزا لوکزامبورگ

مقدمه‌ی ۱۸۹۵ انگلس و مسئله‌ی تاکتیک‌

مقدمه‌ی ۱۸۹۵ انگلس و مسئله‌ی تاکتیک‌


نوشته‌ی: صمد وکیلی

مقدمه‌ی ۱۸۹۵ را نباید چرخش انگلس به رفرمیسم یا پارلمانتاریسم دانست. مسئله‌ی اصلی در این متن، تعیین شکل واحدی از مبارزه برای همه‌ی زمان‌ها و همه‌ی کشورها نیست؛ بلکه سنجش تاکتیک با شرایط واقعی مبارزه است. خطای خوانش رفرمیستی دقیقاً در همین‌جا بود: تاکتیکی مشخص و مشروط را از زمینه‌ی تاریخی‌اش جدا کرد و آن را به اصل عمومی گذار تدریجی و قانونی تبدیل نمود. نقد رزا لوکزامبورگ نیز متوجه همین جابه‌جایی بود؛ جابه‌جایی‌ای که از مقدمه‌ی انگلس نه راهنمایی برای تاکتیک انقلابی، بلکه سندی برای محدود کردن مبارزه‌ی طبقاتی به پارلمانتاریسم ساخت.

معضل انباشت از زاویه‌ی فرآیند گردش رزا لوکزامبورگ کمال خسروی

معضل انباشت از زاویه‌ی فرآیند گردش

انباشت سرمایه: بخش نخست، فصل نهم

نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی

ما باید در این‌جا و به‌هنگام بررسی فرآیند بازتولید در تمامیت آن، در عطف به پول در مقام وسیله‌ی تولید فرض بگیریم که جامعه‌ی سرمایه‌داری همیشه برای فرآیند گردشش مقدار پول لازم را دراختیار دارد یا برای تهیه‌ی آن چاره‌ای می‌شناسد. آن‌چه باید تبیین شود کنش‌های مبادله‌‌ی اجتماعیِ بزرگ اند که به‌میانجی نیازهای واقعی اقتصادی پدید می‌آیند. نباید نادیده گرفته شود که ارزش اضافی سرمایه‌دارانه پیش از آن‌که بتواند انباشت شود، باید بدون قید و شرط از شکل پولی گذار کند. با این‌حال، ما در جست‌وجوی یافتن تقاضای اقتصادی برای محصول مازاد هستیم، بی‌آن‌که پیش از آن به موضوع سرچشمه‌ی پول [برای تحقق آن] بپردازیم.

تلاش مارکس برای حل معضل انباشت رزا لوکزامبورگ کمال خسروی

تلاش مارکس برای حل معضل انباشت

انباشت سرمایه: بخش نخست، فصل هشتم

نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی

مشکلی که در واکاوی بازتولید گسترده با آن روبه‌روییم، از این قرار بود: به‌قصد انباشت، بخشی از ارزش اضافی از سوی سرمایه‌داران مصرف نمی‌شود، بلکه در راستای گسترش تولید، بر سرمایه‌ی [موجود] افزوده می‌گردد. اکنون پرسش این است: خریداران این محصول مازاد و الحاقی که خودِ سرمایه‌داران مصرفش نمی‌کنند، و به‌مراتب کم‌تر از آن‌ها کارگران قادر به مصرف آنند، از کجا می‌آیند؟ تقاضا برای ارزش اضافیِ انباشت‌شده کجاست؟ یا آن‌گونه که مارکس پرسش را صورت‌بندی می‌کند: پولی که باید ارزش اضافیِ انباشت‌شده را بپردازد، از کجا می‌آید؟

واکاوی دیسه‌نمای مارکسی انباشت گسترده

انباشت سرمایه: بخش نخست، فصل هفتم

نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی

این‌جا وابستگی متقابل انباشت در هردو بخش آشکارا بیان می‌شود. اما این وابستگی سرشتی خودویژه دارد. انباشت در این‌جا از بخش I عزیمت می‌کند و بخش II فقط پیروِ حرکت است، آن‌هم به این ترتیب که حجم و دامنه‌ی انباشت نهایتاً از سوی بخش I تعیین می‌شود. مارکس این‌جا انباشت را از این‌طریق به سرانجام می‌رساند که در بخش I نیمی از ارزش اضافی را به سرمایه‌ی تازه بدل می‌کند، اما از بخش II فقط همان میزانی را که برای تأمین و تضمین تولید و انباشت در بخش I ضرورت دارد. او در این راه رخصت می‌دهد که سرمایه‌داران بخش II، m600 به مصرف [شخصی] برسانند، در حالی ‌که سرمایه‌داران بخش I که ارزشی دو برابر و ارزش اضافی‌ای بسیار بزرگ‌تر به تصرف خویش درمی‌آورند، فقط m500 مصرف کنند. او در سال دوم مجال می‌دهد که سرمایه‌داران بخش I دوباره نیمی از ارزش اضافی‌شان را به سرمایه بدل کنند و این‌بار سرمایه‌داران بخش II را «مجبور می‌کند» که بیش‌تر از سال پیش و به‌ضرب زور آن مقدار سرمایه‌گذاری مجدد کنند که بخش I به آن نیاز دارد، در عین‌حال که مصرف سرمایه‌داران بخش II این‌بار m560 برجای می‌ماند؛ یعنی کم‌تر از سال پیش، امری که در هرحال نتیجه‌ای نسبتاً عجیب و غریب برای انباشت است.

دو نامه از رزا لوکزامبورگ و کلارا زتکین


ترجمه‌ی: صمد وکیلی

تحولات نوامبر ۱۹۱۸ در آلمان نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری جهانی بود. پایان جنگ جهانی اول، سقوط سلطنت و خیزش شوراهای کارگران و سربازان، امکان واقعی گذار به سوسیالیسم را پدید آورد. در چنین شرایطی، نوع مداخله‌ی نیروهای انقلابی، سازمان‌دهی طبقه‌ی کارگر و رابطه میان حزب و توده‌ها به پرسش‌هایی اساسی و فوری برای جنبش بدل شد.

بازتولید گسترده فصل ششم رزا لوکزامبورگ کمال خسروی

بازتولید گسترده

انباشت سرمایه: بخش نخست، فصل ششم

نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی

تمایز تعیین‌کننده بین بازتولید گسترده و بازتولید ساده عبارت است از این‌که در بازتولید ساده کل ارزش اضافی از سوی طبقه‌ی سرمایه‌دار و هم‌راهانش مصرف می‌شود، در حالی‌‌که در دیگری، بخشی از ارزش اضافی از دست مصرف شخصی صاحبش خارج می‌شود، البته نه برای گنج‌اندوزی، بلکه افزوده‌شدن بر سرمایه‌ی فعالِ جاری و بدلْ شدنش به سرمایه.

گردش پول رزا لوکزامبورگ ترجمه‌ی کمال خسروی

گردش پول

انباشت سرمایه: بخش نخست، فصل پنجم

نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی

برای ثبت و درک مقوله‌های بنیادینِ تولید سرمایه‌دارانه، مانند ارزش و ارزش اضافی، در حرکت زنده و در مقام فرآیند بازتولید اجتماعی، باید این حرکت را تاریخاً، و خودِ مقوله‌ها را به‌مثابه‌ شکل‌های تاریخاً مشروطِ مناسبات عام اجتماعی فهمید. این امر فقط زمانی توانست میسر شود که معضل بازتولید کل سرمایه از سوی یک سوسیالیست حل شد. بین جدول اقتصادی کِنِه و دیسه‌نمای بازتولید مارکسی, در مجلد دوم کاپیتال فقط فاصله‌ای زمانی وجود ندارد، بلکه بحث پایان اقتصاد بورژوایی نیز بین آن‌ها شکافی محتوایی ایجاد می‌کند.

شِمای مارکسی بازتولید ساده کمال خسروی

شِمای مارکسی بازتولید ساده

انباشت سرمایه: بخش نخست، فصل چهارم

نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی

خودویژگیِ مسلط تولید سرمایه‌دارانه همانا این واقعیت است که آفرینش و تصرف ارزش اضافیْ هدف حقیقی و انگیزه‌ و رانه‌ی پیش‌برنده‌ی این تولید است. پس می‌توان دید: مناسباتی که مبنای فرمول سرمایه‌دارانه‌ی کل محصول‌اند، اعتبار عام دارند و در هر شکل اقتصادیِ سازمان‌یافته بر اساس برنامه، برابرایستای تنظیمی آگاهانه از سوی جامعه می‌شوند؛ در جامعه‌ی کمونیستی برابرایستای کلیه‌ی کارکنندگان و ارگان‌های دمکراتیک آن‌ها؛ و در جامعه‌ای مبتنی بر حاکمیت طبقاتی، برابرایستای محافل دارایان و قهر استبدادی آن‌ها. در شکل سرمایه‌دارانه‌ی تولیدْ امکان تنظیم برنامه‌مند کل این روابط وجود ندارد. تمامیت سرمایه‌ها و کالاهای جامعه درواقع مرکب است از مجموعه‌ی بی‌شماری از تکْ سرمایه‌های شاخه شاخه و پراکنده و اقلامی از تک تکِ کالاها.

نقد واکاوی اسمیت ترجمه‌ی کمال خسروی

نقد واکاوی اسمیت

انباشت سرمایه: بخش نخست، فصل سوم

نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی

نخست مارکس بود که در ارزشْ یک رابطه‌ی اجتماعیِ ویژه و برخاسته از شرایط معین تاریخی را برشناخت و به این ترتیب به تشخیص تمایز بین دو جنبه‌ی کارِ تولیدکننده‌ی کالا نائل شد: کار مشخص فردی و کار بی‌تمایز اجتماعی؛ و به میانجی این تمایز بود که او نخست توانست معمای پول را با افکندن پرتو درخشان چراغی روشنایی‌بخش بر آن، حل کند.

انباشت سرمایه: بخش نخست، فصل دوم رزا لوکزامبورگ، ترجمه کمال خسروی

واکاوی فرآیند بازتولید نزد کِنِه و اسمیت

انباشت سرمایه: بخش نخست، فصل دوم

نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی

آن‌چه برای یکی سرمایه است، برای دیگری درآمد است، و برعکس. تحت این شرایط چطور می‌تواند چیزی به‌مثابه‌ کل سرمایه‌ی جامعه شکل بگیرد؟ در حقیقت نیز تقریباً تمامی اقتصاد علمی تا پیش از مارکس به این نتیجه رسید که چیزی به‌مثابه‌ سرمایه‌ی اجتماعی نمی‌تواند وجود داشته باشد. نزد اسمیت هنوز نوسانات و تناقضاتی در مورد این مسئله می‌بینیم، نزد ریکاردو نیز، اما سِه … عجله داشت با اطمینان قاطع این خطای کلاسیک را در ابتذالی ولنگارانه کژدیسه کند و به فساد بکشاند.