اسکیزوفرنی سیاست پولی
نوشتهی: توماس کونیش
ترجمهی: م. بیگی
گرایش اضطراری به سرمایهداری دولتی و حمایتگرایی در واکنش نسبت به موج بحرانها موضوع جدیدی نیست. مرحلهی بحرانی آغازشدهی کنونی یادآور خاطرهی دههی1930 قرن بیستم است، زمانیکه فروپاشی بزرگ در سال ۱۹۲۹ تقریباً تمام کشورهای متروپل را به گرایش در سِمتِ راهبری توسط دولت، حمایتگرایی و ملیگرایی ــ با تمام عواقب اقتصادی و سیاسیِ شناختهشدهاش ــ سوق داد. این درسهای تاریخی که در واکنش به موجهای بحران سالهای ۲۰۰۸/۲۰۰۷ همچنان حضور داشتند، اکنون بهدلیل تضادهای رو به رشد اجتماعی به فراموشی سپرده شدهاند. بنای برجِ بدهی جهانی که بهواسطهی چرخشهای کسریِ سازمانیافته، در حال فروپاشی است، امری که رقابت میان «مراکز اقتصادی» را شدت میبخشد. اقدامات برای تحرک اقتصادی و سیاست سرمایهگذاری دولت بایدن دقیقاً بدین خاطر تا حدودی موفقیتآمیزند، زیرا که آنها دربرگیرندهی مولفههای حمایتگرایانهای هستند که مورد تائید اتحادیهی اروپا نیستند ـ ضمن آنکه این حمایتگرایی هنوز تعمیم نیافته است


