All posts tagged: کمال خسروی

بازاندیشی نظریه‌ی ارزش ـ بخش پنجم

تولید و تحقق ارزش


نوشته‌ی: کمال خسروی


برابریِ کمّیِ مقادیر ارزش در کنش مبادله و برابری صوریِ کنش‌گرانِ دو سوی این رابطه، ماهیت و کیفیتِ نابرابرِ مبادله بین پول و کالای نیروی کار را که شالوده‌ی شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری است پنهان می‌کند. سرمایه با خرید نیروی کار، همه‌ی ارزش این کالا را پرداخت می‌کند. در اینجا مقادیر کمّیِ دوسرِ مبادله و جایگاه حقوقی و صوریِ کنش‌گران برابرند. اما در این مبادله مقدار ارزشِ پرداخت‌شده در اِزای نیروی کار، برابر با مقدار ارزش نیروی کار است، نه برابر با مقدار ارزشی که با صَرفِ این نیروی کار تولید می‌شود.

پالایش گفتمان نقد: انباشت اولیه

پالایش گفتمان نقد: «انباشت اولیه»


نوشته‌ی: کمال خسروی

چهار شرط «انباشت اولیه»: 1) جدایی مولدین مستقیم از شرایط عینی تولید به مثابه‌ی عاملینی صرفاً سوبژکتیو؛ 2) تراکم و تمرکز شرایط عینی تولید در حد و اندازه‌ای معین رو در روی مولدینِ مستقیم؛ 3) رابطه‌ی مبادله‌ی آزاد ــ گردشِ پول ــ بین این دوسویه؛ 4) تمرکز شرایط عینی به مثابه‌ی ارزش‌های قائم به‌ذات، «به مثابه‌ی ارزش».

مبانی نظریه‌ی امپریالیسم رزا لوکزامبورگ

مبانی نظریه‌ی امپریالیسم رزا لوکزامبورگ

درس‌گفتاری پیرامون «انباشت سرمایه»ی رزا لوکزامبورگ – بخش دوم

نوشته‌ی : کمال خسروی

رزا لوکزامبورگ: «شِمای انباشت مارکس تنها بیان تئوریکِ آن لحظه‌ی معینی است که سلطه‌ی سرمایه به نهایت خود رسیده‌ است و این شِما، بنابراین، به همان اندازه‌ی شِمای بازتولید ساده‌اش که تنها معرف صورت‌بندیِ تئوریکِ نقطه‌ی عزیمتِ انباشت سرمایه‌داری‌ست، افسانه‌ای علمی است.»

پالایش گفتمان نقد

پالایش گفتمان نقد

1 ـ نقد اقتصاد سیاسی


نوشته‌ی: کمال خسروی


چطور می‌توان به نویسنده‌ی گروندریسه یک «اقتصاد سیاسی» نسبت داد و نام او را درکنار نام کسانی آورد که آثارشان و موضوع آثارشان، برابرایستا و آماج نقد نظری و عملی ژرف و بی‌امان او هستند؟ مسئله «منزه‌طلبی» نیست؛ مسئله این نیست که دامن مارکس را به چیزی یا کسی آلوده نکنیم. مسئله این است که آیا بین نقد و آماجِ نقد تمایزی می‌بینیم؟ آیا بین نظریه‌ی انقلابی و رهایی‌بخش در نقد یک هستیِ اجتماعیِ تاریخاً معینِ و پیکریافتگیِ استثمار و سلطه و ایدئولوژی‌های توجیه‌گرایانه و حافظ و مدافع این هستیِ اجتماعی که خود را در قواره و زرورقِ «علم» پوشانده‌اند، فرقی قائلیم؟

رزا لوکزامبورگ: نقد نظریه‌ی انباشت مارکس

رزا لوکزامبورگ: نقد نظریه‌ی انباشت مارکس


نوشته‌ی: کمال خسروی

به‌نظر رزا لوکزامبورگ تئوری بازتولید ساده، نه تنها به‌هیچ وجه ویژگیِ جامعه‌ی سرمایه‌داری نیست، بلکه ویژگیِ هیچ جامعه‌ی دیگری هم نیست. در جوامع ماقبل‌سرمایه‌داری هم می‌بایست در هر دوره بیشتر از سطح دوره‌ی گذشته تولید شود. حتی در جامعه‌ی سوسیالیستی هم درهر دوره‌ی کار، ناگزیریم بیش از حدِ احتیاجِ بلاواسطه، تولید کنیم.

بازگشت به آدام اسمیت!

بازگشت به آدام اسمیت!


نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی


حتی امروز نیز نظریه‌پردازان بورژوا دهه‌هاست که به اضطرار از انبانِ آموزه‌ی مارکسی می‌خورند و هر گاه هم که اندیشه‌ای کمابیش ارزشمند به ذهنشان خطور می‌کند، آن را مستقیم یا غیرمستقیم از همین آموزه وام گرفته‌اند.

افسانه و افسون طبقه‌ی «متوسط»

افسانه و افسون طبقه‌ی «متوسط»


نوشته‌ی: کمال خسروی


ایدئولوژی بورژوایی می‌کوشد در قالب ایدئولوژیِ «طبقه‌ی متوسط»، با تبدیل موقعیتی میانی به موقعیت میانگین («متوسط») و با تبدیل وضعیتی کیفی به سنجه‌ای کمّی، به هویت اساساً سلبی طبقه، قشر، قشرها یا طبقاتی میانی، هویتی ایجابی اعطا کند و از سه منظر غیرعقلایی (عاطفی، احساسی، التفاتی)، عقلایی (گفتمانی، «علمی»، صوری، تجربی، آماری) و سیاسی ـ اجتماعی (نهادین، حقوقی، ایدئولوژیک)، آن را به‌عنوان بزرگ‌ترین، وسیع‌ترین و نیرومندترین طبقه‌ی جامعه‌ی بورژوایی، به ضامن بلامنازع بقای شیوه‌ی تولید سرمایه‌دارانه‌ی زندگی اجتماعی مبدل کند. در این راه، مارکسیسم عامیانه‌ی غیرانتقادی، بی‌گمان ناخواسته وناآگاهانه، بهترین یاور ایدئولوژیِ «طبقه‌ی متوسط» است.