All posts tagged: فاشیسم

آناتومی میمون یا آناتومی انسان

آناتومی میمون یا آناتومی انسان

ضرورت بازاندیشی فاشیسم

نوشته‌ی: امین حصوری

در این نوشتار، با بررسی انتقادیِ آرای برخی از فاشیسم‌پژوهانِ معاصر درباره‌ی امکان تکرارپذیریِ فاشیسم، کوشیدم موضوعیت امروزی مقوله‌ی فاشیسم را برجسته کنم. در این راستا، به‌سهم خود، در دفاع از روایتی استدلال آوردم که فاشیسم را – در چارچوب تاریخ‌مندیِ نظام سرمایه‌داری – پدیده‌ای فراتاریخی و لذا تکرارپذیر می‌داند (تکرارپذیر، نه در قالب الگویی ثابت، بلکه در فرم‌ها و چارچوب‌های سیال تاریخی). در عین حال، از خلال واکاوی انتقادی این دیدگاه‌ها کوشیدم نشان دهم که داعیه‌ی فراتاریخی بودنِ فاشیسم نه‌فقط نیازمند استدلال‌ها (و فاکت‌ها)یی‌ست که پیوند درونی فاشیسم با پویش تضادمند سرمایه‌داری‌ را عیان کنند (از منطق استعمار و کارکردهای بحران، تا کران‌های تاریخیِ استثمار انسان و طبیعت)، بلکه همچنین مستلزم ارائه‌ی درون‌مایه‌ای فراتاریخی برای فاشیسم است که – همچون رشته‌ای پیونددهنده‌ – خویشاوندی ماهوی تجلیات فاشیسم در مقاطع تاریخی مختلف را توضیح بدهد.

نوبت حذف «دیگری» است

نوشته‌ی: شکیبا عسگرپور

اخراج هولناک هزاران مهاجر افغانستانی، شنیده شدن صدای پای فاشیسم، نه! خودِ فاشیسم است. برای حکومتی که پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز با تعیین ضرب‌العجل تاریخ ۱۵ تیرماه از رد مرزِ ــ آن‌چه مهاجر غیرقانونی می‌نامد ــ خبر داده بود، گویی این جنگ، هم‌چون کاتالیروز یک «حذف» گسترده با تکیه بر گزاره‌ی «حفظ امنیت ملی» بود. این اخراج چند روزه، ماحصل قریب بر چهار سال بسترسازی‌ مختلف حاکمیت از طریق رسانه (با پروپاگاندایی چندوجهی)‌، بهره‌جویی از شرایط فقر گسترده و نابسامانی اقتصادی و در حقیقت، مانوری ژئوپولتیکی‌ در مرزهای شرقی و در قبال طالبان بود. تبلور این هم‌گرایی فاشیستی که به‌صورت هم‌زمان توانست طیف‌های بعضاً متخاصم سیاسی را حول یک خواست واحد ــ یعنی اخراج مهاجران افغانستانی ــ متحد کند، در دو بازه‌ی زمانی روزهای پساسرکوب قیام ژینا و در خلال جنگ ۱۲ روزه و پس از آتش‌‌بس، منسجم شد و سرانجام به وقوع پیوست.

«صهیونیسم در حکم میراث کوروش»

ناسیونالیسم نیابتیِ ایرانیان دیاسپورا

نوشته‌ی: لادن رهبری
ترجمه‌ی: مهرداد امامی

مقاله‌ی حاضر به بررسی فعالیت‌های آنلاین گروهی از ایرانیان دیاسپورا می‌پردازد، افرادی که با بیان علنی حمایت از اسرائیل و صهیونیسم نمایش‌گر ناسیونالیسم نیابتیِ اسرائیلی به صورت آنلاین هستند. مقاله‌ی حاضر به واسطه‌ی تحلیل پُست‌ها، بازنشرها و نظرات منتشرشده در شبکه‌ی ایکس (توییتر سابق) پس از حمله‌ی حماس به اسرائیل در 7 اکتبر 2023 با استفاده از هشتگ #IraniansStandWithIsrael به دنبال پرده‌برداری از انگیزه‌های ایدئولوژیک و سیاسی در پس ناسیونالیسم نیابتیِ حامی اسرائیل این گروه از ایرانیان دیاسپوراست.

جبهه‌ی چپِ ترک: گفتگوی چهارم

باید مردم را سیاسی کرد

جبهه‌یِ چپِ ترک: گفتگوی چهارم با TKEP/L

نوشته‌ی: یحیی مرادی

از نظر «ارتش آزادیبخش خلق ترکیه ـ وحدت در مبارزه» پس از کودتا، فاشیسم در باکور و ترکیه شکل دولتی پیدا کرد و ساختار دولت فاشیستی شد. بنابراین برای مبارزه با فاشیسم باید دولت را سرنگون کرد. برخی احزاب دیگر استدلال می‌کردند که مسئله‌ی فاشیسم به احزاب فاشیستی مربوط است و اگر آن‌ها در دولت به‌قدرت برسند، می‌توان با انتخابات و روش‌های مسالمت‌آمیز مثل رأی‌دادن و … آن‌ها را کنار زد. اما ارتش آزادیبخش خلق ترکیه ـ وحدت در مبارزه، معتقد بود که چنین برداشتی نادرست است و امروز، فاشیسم شکل دولتی دارد و تنها راه مقابله با فاشیسم، نابودی ساختار دولتی حاکم است.
ارتش آزادیبخش خلق ترکیه ـ وحدت در مبارزه از 1975 تا 1980 توانست کارگران را سازمان‌دهی کند، به‌آهستگی در متروپل‌ها رسوخ کند، در کارخانه‌ها، سندیکاها و… دست به سازمان‌دهی بزند. کادرهای بسیاری در فلسطین آموزش دیدند. در مجموع، ارتش آزادیبخش خلق ترکیه ـ وحدت در مبارزه، هر روز بزرگ‌تر می‌شد. سازمان ما بیش‌تر میان کارگران و روستائیان فعالیت می‌کرد، اما از سال 1977 توانستیم چند مرکز تشکیلاتی در استانبول و ازمیر هم بوجود آوریم. مختصر آن‌که، تشکیلات ما در کردستان و در شهرهای بزرگ هر روز گسترش می‌یافت.
ارتش آزادیبخش خلق ترکیه ـ وحدت در مبارزه در سال 1977 کنگره‌ای ترتیب داد و اعلام کرد که برای ایجاد یک حزب کمونیست باید تلاش کنیم. از سال 1977 تا 1980 برای دست‌یابی به این هدف تلاش‌های فراوانی انجام دادیم. در سال 1980 با برگزاری کنگره‌ای دیگر، جهت تأسیس حزب کمونیست خود را آماده کردیم. این کنگره پیش از روز جهانی کارگر (اول مِی) برگزار شد. نهایتاً در روز جهانی کارگر، یکم مِی 1980، حزب کمونیست کارگری ترکیه (TKEP) اعلام موجودیت کرد.

حزب کموناردهای انقلابی (DKP)

شرط ضروری حزب: نقد و خودانتقادگری

جبهه‌یِ چپِ ترک: گفتگوی سوم با DKP

نوشته‌ی: یحیی مرادی

ما در سال 1979 نگاه استراتژیک خود درباره‌ی کردستان را تبیین کردیم و به این نتیجه رسیدیم که برای خلق کردستان یک سازمان خودمختار ایجاد کنیم. این سازمان باید تنها در کردستان فعالیت کند و سازمانی اتونوم از ساختار سازمانی تشکیلات ما باشد. هدف از تأسیس چنین سازمانی، فعالیت در کردستان و مبارزه علیه استعمار، فئودالیسم، فاشیسم و امپریالیسم بود. در این سازمان یک کمیته‌ی مرکزی وجود داشت و در هر شهری کمیته‌ای مستقل و خودمختار ایجاد شد که تابع کمیته‌ی مرکزیِ اتونومِ کردستان بود. نظر ما این بود که تشکیل دولت مستقل کردستان، خودمختاری یا ابقا در ساختار سیاسی ترکیه، و در نهایت حق انتخاب تمامی این امور بر عهده‌ی مردم کردستان است و نه کسانی دیگر. این نظر ما در تمام چپ ترکیه بدیع بود. در واقع، نخستین بار بود که چنین نظری با این صراحت از سوی چپ ترکیه مطرح می‌شد. تا آن‌زمان نه کسی چنین ایده‌هایی مطرح کرده بود و نه به آن‌ها اندیشیده بود.