All posts tagged: خودگردانی کارگری

نقش کارگران در مدیریت: نمونه‌ی موندراگون


نوشته‌ی: اِل کمبل
ترجمه‌ی: حسن آزاد


اولین نهاد، تشکیل مجمع عمومی سالانه در هر تعاونی از مجتمع موندراگون است که سهم کارگران برای مشارکت در مدیریت از این‌طریق اِعمال می‌شود. این تجمعی است که تمامی اعضای تعاونی را برای بحث و رأی‌دادن در مورد بیلان سال گذشته و تعیین خطوط راهنمای آینده دربرمی‌گیرد. دومین نهاد، شورای اداری است. این شورا از 12 عضو تعاونی تشکیل شده که وظیفه‌ی اصلی آن‌ها (وظایف مدیریتیِ دیگری نیز دارند) استخدام، برکناری مدیریت و نظارت دائم بر عملکرد آن است.

کنترل کارگری در انقلاب بولیواری ونزوئلا


نوشته‌ی: داریو آتزلینی
ترجمه‌ی: فرید شیرازی


دستور کار سوسیالیستی که حکومت در سال 2005 اختیار کرد، آغازگر ملی‌کردن صنایع کلیدی و کارخانه‌های ناکارآمد، و نیز تقویت و گسترش بخش‌های جمعی و دولتی بود. استراتژی دولت برای ایجاد اقتصادی فراتر از منطق سرمایه‌داری و دموکراتیک‌سازی چرخه‌های اقتصادی، برپایه‌ی گسترش و تحکیم اقتصادی مردمی، اجتماعی و اشتراکی شامل واحدهای خودگردان و مورد حمایت دولت بود. این رویکرد ریشه در نظریه‌ی توسعه‌ی درون‌زادِ رادیکال داشت: توسعه‌ای پایدار بر پایه‌ی منابع داخلی ونزوئلا، اداره‌ی جمعی وسایل تولید و نقش فعال‌تر دولت.

چپ نوین و خودگرانی کارگری در یوگسلاوی

چپ نوین و خودگردانی کارگری در یوگسلاوی


نوشته‌ی: بوریس کنس‌لایتر
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی


سمت‌گیری اعتراضاتِ ژوئیه 1968 عمدتاً بر بستر رفرم‌های اقتصادی ـ اجتماعی تعیین شد. بازشدنِ مقطعیِ ساختارهای سیاسی از طریق لیبرالیزه شدنِ آشکار فضای سیاسی منجر به شکل‌گیری روندی شد که خود را در انتقادات علنیِ آزاد بیان می‌کرد. نویسندگان و فیلم‌سازان به نقد موضوعات اجتماعی و به واکاویِ تابوهای دورانِ جنگ دوم جهانی دست زدند. قبل از هر چیز در دانشگاه‌ها یک اپوزیسیون از روشنفکران چپ شکل گرفت که به‌طور فعال به چالشِ با تأملات نظری چپِ نو در غرب پرداخت.

دموکراسی کارگری در انقلاب اسپانیا

دموکراسی کارگری در انقلاب اسپانیا


نوشته‌ی: اندی دورگن
ترجمه‌ی: بهرام صفایی


برای کامیابی انقلاب لازم بود شکل ماندگاری از ساختار بدیل قدرت برقرار شود، نه‌فقط برای تمرکز تولید اقتصادی، که پیش از هر چیز برای پیروزی در جنگ علیه فاشیسم. قابل‌بحث است که آیا شبکه‌ی پیچیده‌ی کمیته‌ها که در تمام سطوح در ژوئیه‌ی 1936 پدیدار شد می‌توانست به‌ یک بدیل بدل شود یا نه. تفاوت‌های عمیقی میان کمیته‌ها در اسپانیا و سوویت‌های روسی یا شوراهای کارگران آلمانی وجود داشت: کمیته‌های اسپانیا، در اغلب موارد، انتخاب مستقیم توده‌ها نبودند یا در مخالفت با دولت ایجاد نشدند؛ آن‌ها شامل نمایندگانی از احزاب «بورژوایی» بودند، و ماهیت پراکنده‌شان آن‌ها را از بدل شدن به بدیلی برای دولتِ موجود بازمی‌داشت.

تجربه‌ی خودمدیریتی کارگری در الجزایر

تجربه‌ی خودمدیریتی کارگری در الجزایر


نوشته‌ی: ساموئل جِی. ساوث‌گیت
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان


در وضعیت سیاسیِ سیالی که در زمان تایید خودمدیریتی توسط بن‌بلا به وجود آمد، نمونه‌های جالب‌توجهی از ابتکارات مادیت یافت که نشانگر ظرفیت‌های نیروهای خلاقی بود که می‌توانست از طریق کنترل کارگری بسیج شوند. یک نمونه‌ی برجسته آن به املاکی در نزدیکی شهر شرشال، یکی از شهرهای ساحلی شرق الجزیره، مربوط می‌شود. پیش از پاییز، در این ملک حدود 2400 کارگر در فعال‌کردن دوباره‌ی 90 مزرعه و تاکستان و برپاکردن کمیته‌هایی برای حفظ ماشین‌آلات کشاورزی و نیز سلامت و رفاه اجتماعی، مشارکت کردند. جالب‌تر از همه آن‌که، از نقطه نظر اقتصادی، این کارگران بر وابستگی متقابل صنعت و کشاورزی تاکید داشتند و یک کارخانه تولید روغن زیتون را که در طول جنگ رها شده بود، بازگشایی کردند.

شوراهای کارخانه در تورین، 1920-1919

شوراهای کارخانه در تورین، 1920-1919


نوشته‌ی: پی‌یترو دی پائولا
ترجمه‌ی: بهرام صفایی


کارگران در نظام سرمایه‌داری تنها می‌توانند بر فروش نیروی کار و مهارت‌شان تکیه کنند؛ اتحادیه‌های کارگری سازمان‌هایی بودند «خبره در این نوع تبادل، قادر به کنترل شرایط بازار، تهیه‌ی قرارداد، ارزیابی ریسک‌های تجاری و راه‌اندازی عملیات سودآور به‌لحاظ اقتصادی.» از آن‌جا که اتحادیه‌ها کارگران را نه در مقام تولیدکننده، بلکه به‌عنوان مزدبگیر سازمان‌دهی می‌کردند، آن‌ها «چیزی [نبودند] جز شکلی از جامعه‌ی سرمایه‌داری، نه جانشین بالقوه‌ی آن جامعه».

کنترل کارگری و انقلاب

کنترل کارگری و انقلاب


نوشته‌ی: ویکتور والیس
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی


ایده‌ی کنترل کارگری در تلاش پایدارِ چپ برای ادغامِ افقِ بلندمدت و پراتیک بلاواسطه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. از‌یک‌سو، کاربستِ تعمیم‌یافته‌ی آن پاسخ‌گوی یکی از الزاماتِ اصلیِ جامعه‌ای بدون دولت است، و از سوی دیگر، واحدهای بنیادی و اقدامات مشخصی که با این ایده درآمیخته است، چنان‌اند که گاهی اوقات درعین‌حال می‌توان آن‌ها را در بنگاه‌های [اقتصادی‌] مشخص و معدودی، در چارچوبی که کلیت آن سرمایه‌دارانه است، به اجرا گذاشت.