All posts filed under: ترجمه

دموکراسی کارگری در انقلاب اسپانیا

دموکراسی کارگری در انقلاب اسپانیا


نوشته‌ی: اندی دورگن
ترجمه‌ی: بهرام صفایی


برای کامیابی انقلاب لازم بود شکل ماندگاری از ساختار بدیل قدرت برقرار شود، نه‌فقط برای تمرکز تولید اقتصادی، که پیش از هر چیز برای پیروزی در جنگ علیه فاشیسم. قابل‌بحث است که آیا شبکه‌ی پیچیده‌ی کمیته‌ها که در تمام سطوح در ژوئیه‌ی 1936 پدیدار شد می‌توانست به‌ یک بدیل بدل شود یا نه. تفاوت‌های عمیقی میان کمیته‌ها در اسپانیا و سوویت‌های روسی یا شوراهای کارگران آلمانی وجود داشت: کمیته‌های اسپانیا، در اغلب موارد، انتخاب مستقیم توده‌ها نبودند یا در مخالفت با دولت ایجاد نشدند؛ آن‌ها شامل نمایندگانی از احزاب «بورژوایی» بودند، و ماهیت پراکنده‌شان آن‌ها را از بدل شدن به بدیلی برای دولتِ موجود بازمی‌داشت.

تجربه‌ی خودمدیریتی کارگری در الجزایر

تجربه‌ی خودمدیریتی کارگری در الجزایر


نوشته‌ی: ساموئل جِی. ساوث‌گیت
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان


در وضعیت سیاسیِ سیالی که در زمان تایید خودمدیریتی توسط بن‌بلا به وجود آمد، نمونه‌های جالب‌توجهی از ابتکارات مادیت یافت که نشانگر ظرفیت‌های نیروهای خلاقی بود که می‌توانست از طریق کنترل کارگری بسیج شوند. یک نمونه‌ی برجسته آن به املاکی در نزدیکی شهر شرشال، یکی از شهرهای ساحلی شرق الجزیره، مربوط می‌شود. پیش از پاییز، در این ملک حدود 2400 کارگر در فعال‌کردن دوباره‌ی 90 مزرعه و تاکستان و برپاکردن کمیته‌هایی برای حفظ ماشین‌آلات کشاورزی و نیز سلامت و رفاه اجتماعی، مشارکت کردند. جالب‌تر از همه آن‌که، از نقطه نظر اقتصادی، این کارگران بر وابستگی متقابل صنعت و کشاورزی تاکید داشتند و یک کارخانه تولید روغن زیتون را که در طول جنگ رها شده بود، بازگشایی کردند.

شوراهای کارخانه در تورین، 1920-1919

شوراهای کارخانه در تورین، 1920-1919


نوشته‌ی: پی‌یترو دی پائولا
ترجمه‌ی: بهرام صفایی


کارگران در نظام سرمایه‌داری تنها می‌توانند بر فروش نیروی کار و مهارت‌شان تکیه کنند؛ اتحادیه‌های کارگری سازمان‌هایی بودند «خبره در این نوع تبادل، قادر به کنترل شرایط بازار، تهیه‌ی قرارداد، ارزیابی ریسک‌های تجاری و راه‌اندازی عملیات سودآور به‌لحاظ اقتصادی.» از آن‌جا که اتحادیه‌ها کارگران را نه در مقام تولیدکننده، بلکه به‌عنوان مزدبگیر سازمان‌دهی می‌کردند، آن‌ها «چیزی [نبودند] جز شکلی از جامعه‌ی سرمایه‌داری، نه جانشین بالقوه‌ی آن جامعه».

به سوی نظریه‌ی دموکراتیک جبهه‌ی رهایی‌بخش

بیژن جزنی: به‌سوی نظریه‌ی دموکراتیک جبهه‌ی رهایی‌بخش


نوشته‌ی: پیمان وهاب‌زاده
ترجمه‌ی: آیدین خلیلی


به‌منظور ارائه‌ی گزارشی جامع از نظریه‌ی جنبش رهایی‌بخش ملی جزنی، تحلیل گفتمانی نظریه‌ی او را به کار خواهم گرفت و مفاهیم و گزاره‌های محوری را مشخص خواهم کرد. عامدانه از توجیهات ایدئولوژیک چشم‌پوشی می‌کنم تا سهم واقعی نظریه‌ی او را آشکار سازم. ترسیم و ردیابی مفاهیم او، قادرمان می‌سازد تا پرسش‌ها و دغدغه‌هایش را مشخص کنیم و با این کار محورهای اصلی نظریه‌ی وی را بیابیم. سپس با ارجاع متقابل موضوعی، موضوعاتی که به موقعیت ما در دوران پساکمونیستی مربوطند ــ یعنی موضوعاتی که مسکوت مانده، به‌غلط‌ بازنمایی شده‌اند، و یا موضوعاتی که گفتمان‌های رایج انقلابی آن زمان، که جزنی صراحتاً بدان‌ها باور داشت، آنها را زشت می‌نمایاند ــ را احیا و بازتعریف می‌کنم.

کنترل کارگری و انقلاب

کنترل کارگری و انقلاب


نوشته‌ی: ویکتور والیس
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی


ایده‌ی کنترل کارگری در تلاش پایدارِ چپ برای ادغامِ افقِ بلندمدت و پراتیک بلاواسطه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. از‌یک‌سو، کاربستِ تعمیم‌یافته‌ی آن پاسخ‌گوی یکی از الزاماتِ اصلیِ جامعه‌ای بدون دولت است، و از سوی دیگر، واحدهای بنیادی و اقدامات مشخصی که با این ایده درآمیخته است، چنان‌اند که گاهی اوقات درعین‌حال می‌توان آن‌ها را در بنگاه‌های [اقتصادی‌] مشخص و معدودی، در چارچوبی که کلیت آن سرمایه‌دارانه است، به اجرا گذاشت.

واقعیت نئولیبرالیسم سوئدی

واقعیت نئولیبرالیسم سوئدی


نوشته‌ی: پِر اولسون
ترجمه‌ی: محمد غزنویان


سرمایه‌داری سوئد شدیداً به تعداد محدودی از محصولات وابسته شده است، در حالی که وابستگی به تقاضای جهانی، اقتصاد این کشور را بیش از پیش نامتوازن و وابسته به رویدادهای کوتاه‌مدت کرده است. به دلیل وابستگی صنعت به بازارهای جهانی، لاجرم مشکلات خاص اروپا بر صادرات سوئد تاثیر خواهد گذاشت. امسال، سوئد به رشد آهسته باز خواهد گشت، و ساخت و ساز تقریباً به همان شرایط دشواری که در سال وقوع بحران (۲۰۰۸) داشت، بازمی گردد.

چنگ در چشمان دشمن، زانوان بر سینه‌اش!


نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی


امروز، پانزدهم ژانویه، صدمین سالگرد قتل جبونانه‌ی رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت به‌دستان آلوده‌ی اوباشِ فاشیست و گماشتگانِ سرمایه و رژیمِ ستم و سرکوب و شکنجه است. به‌یاد این انقلابیون رزمنده و آزادیخواه، ترجمه‌ی بند پنجم از نوشته‌ی رزا لوکزامبورگ زیر عنوان «آنچه اتحاد اسپارتاکوس می‌خواهد» را، که نخستین بار به‌عنوان پیش‌نویس برنامه‌ی حزب کمونیست آلمان در سال 1918 در نشریه‌ی «پرچم سرخ» انتشار یافت، به خوانندگانِ «نقد» تقدیم می‌کنم.