All posts filed under: ترجمه

ونزوئلا: «انقلاب بولیواری» در بحران


نوشته‌ی: آرون تاوس
ترجمه‌ی: مریم فرهمند


مسئله‌ی تعیین‌کننده در فهم بحران تنها مشکلات ساختاری‌ای نیست که از سال‌ها پیش در اقتصاد این کشور نقش اساسی دارند، بلکه فرآیند تحول سیاسی و اجتماعی- اقتصادی‌ای نیز هست که از زمان روی کار آمدن چاوز آغاز شده بود. احزاب بزرگ بورژوایی قبل از چاوز بیش از چهار دهه قدرت سیاسی را مابین خود در یک پیمان لیبرال ـ دمکراتیک تقسیم کرده بودند. از زمانی که این نظام «جمهوری چهارم» در اواخر سال‌های 1980 در بحران عمیق اقتصادی ـ سیاسی فرو رفت، صدای اعتراضات برای تغییرات اساسی درکشورهم بالا گرفت. پیروزی چاوز در اواخر سال 1998 معرف گسستی تعیین‌کننده در تاریخ ونزوئلا بود.

مقدمه بر دست‌نوشته‌ی اقتصادی 1865-1864 مارکس

تلاش ارجمند انگلس و ناتمامی سرمایه؟


نوشته‌ی: فرد موزلی
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


از نظر مارکس جنبه‌ی اصلی ساختار منطقی سرمایه به طور عام و رقابت عبارتست از تولید ارزش اضافی و توزیع ارزش اضافی، یعنی تعیین کل ارزش اضافی قبل از تقسیم آن به اجزای منفرد. مارکس مشخصاً این فرض کمی بنیادی نظریه‌ی خود را پس از ۱۸۶۳ کنار نگذاشت و بنابراین ساختار منطقی سرمایه به طور عام و رقابت را کنار نگذاشت.

گزیده‌برداری‌های‌ قوم‌شناختی مارکس

گزیده‌برداری‌های‌ قوم‌شناختی مارکس


نوشته‌ی: لاورنس کِرادِر
ترجمه‌ی: لیلا حسین‌زاده


تمدن برای مارکس وضعیتی است محدود و متناقض که نقدِ آن مقید به پراکسیس انقلابی است، نقدی که نخستین گام آن چیرگی بر شرایط محدودیت و تناقض است: درونی و بیرونی. با این‌حال همین شرایط تمدن، ابزاری منحصر به‌فرد برای غلبه بر تقسیم اجتماعی و محدودیت درونی در دستان ماست. این متونِ قوم‌شناسانه، با مستندسازیِ مراحل و راستای عمومی تاریخِ تطور، تعریفی از این تطور و بُعد زمانی آن را میسر ساختند

گامی به‌سوی واسازیِ نونیچه‌گرایی پسامدرنیستی

گامی به‌سوی واسازیِ نونیچه‌گرایی پسامدرنیستی


نوشته‌ی: یان رِمان
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی


من در پسامدرنیسم، به‌رغم انگیختارهای انتقادی‌اش، دو کاستی عمده می‌بینم: یکی آن‌که سنت مناسبات اجتماعی را غیرـ‌مادی‌ می‌سازد، و دیگر این‌که برای رمزگشایی از تضادها و ستیزه‌ها در این مناسبات اجتماعی تلاشی به‌خرج نمی‌دهد. نظریه‌ی مارکسیستی در مواجهه با این کاستی‌ها وظیفه‌ای مضاعف برعهده دارد، وظیفه‌ای واسازانه و بازسازانه

بازگشت به آدام اسمیت!

بازگشت به آدام اسمیت!


نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی


حتی امروز نیز نظریه‌پردازان بورژوا دهه‌هاست که به اضطرار از انبانِ آموزه‌ی مارکسی می‌خورند و هر گاه هم که اندیشه‌ای کمابیش ارزشمند به ذهنشان خطور می‌کند، آن را مستقیم یا غیرمستقیم از همین آموزه وام گرفته‌اند.

وظیفه‌ی مضاعف مارکسیسم- Jan Rehmann

وظیفه‌ی مضاعف مارکسیسم


نوشته‌ی: یان رِمان
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی


پسامدرنیسم نبود که نحوه‌ی فائق آمدن بر گرایش‌های اکونومیستی، جبرباورانه و فروکاست‌گرایی طبقاتی را به مارکسیسم آموخت. برعکس، این نظریه‌های انتقادی مارکسیستی، به‌طور مشخص نظریه‌های ایدئولوژی و هژمونی، بودند که نقدی اساسی و تمام‌وکمال از این گرایش‌ها را صورت‌بندی کردند.

خوانش سرمایه در سده‌ی بیست‌ویکم

خوانش سرمایه در سده‌ی بیست‌ویکم


نوشته‌ی: کمپل جونز
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان


هنگامی که بدیو نتیجه‌گیری می‌کند که «تنها نقدِ خطرناک و رادیکال، نقد سیاسی دموکراسی است» از مدار آن‌چه می‌توان منطقاً ماتریالیسم نامید خارج می‌شود. این حرف به معنای انکار جایگاه ضروری نقدِ آنچه امروزه دموکراسی نامیده می‌شود نیست. بلکه می‌خواهیم بگوییم در این نقطه بدیو مانند بسیاری از فیلسوفان رادیکال معاصر، بسیار صادقانه، جدایی سیاست و اقتصاد را بازتولید می‌کند