All posts filed under: ترجمه

سیاست طبقاتی، آگاهی طبقاتی

سیاست طبقاتی، آگاهی طبقاتی

و طبقه‌ی میانی جدید

نوشته‌ی: گولیه‌مو کارکدی
ترجمه‌ی: سهراب نیکزاد


تاریخ به‌کرّات نشان می‌دهد که بحران سرمایه در زمانه‌‌ای که جنبش‌های اجتماعیْ زنده‌وپویا و آگاهی طبقاتی گسترش‌یافته است، صرفاً معادل با بحرانی در سودآوری نیست، بلکه هم‌چنین بحرانی در اقتدار (هم در محل‌های کار و هم به‌طور کلی در جامعه) و نیز بحرانی در هنجارها و ارزش‌های سرمایه‌دارانه (بورژوایی) را شامل می‌شود. در این مقاطع تاریخی، کارگر جمعی (اصطلاحی که من آن را به «طبقه‌ی کارگر» ترجیح می‌دهم) ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی خود را ابراز می‌کند. این ارزش‌ها و هنجارهای جدیدْ جنبه‌ای جدایی‌ناپذیر از آگاهی سوسیالیستی است و به‌شکل اجتناب‌ناپذیری تمرکز آن بر برابری‌خواهی، مرکزیت‌یافتنِ شکل‌هایی از دموکراسی مستقیم (که دموکراسی نمایندگی از نظر کارکردی خواه‌‌ناخواه به‌نوعی با آن پیوند دارد)، لزومِ برخورد ناگزیر با شکل‌های خشونت‌بار سرکوب و ازاین‌دست است.

تاریخ طبقه‌ی کارگر ترکیه و ای. پی. تامپسون

تاریخ طبقه‌ی کارگر ترکیه و ای. پی. تامپسون

«از فقر تا احیاء»

نوشته‌ی: ی. دوغان چتینکایا
ترجمه‌ی: مهرداد امامی


تأکید تامپسون بر تعریف و تجربه‌ی طبقه‌ی کارگر تأثیری سحرآمیز بر این نسل از مورخان داشت؛ دقیقاً همانند تأثیری که به‌ویژه در اواخر دهه‌ی 1960 در اروپا و ایالات متحد بر جای گذاشته بود. این وضعیت در عصری که پنداشته می‌شد پژوهش‌های مرتبط با طبقه از رواج افتاده‌اند و منسوخ شده‌اند، زمانی که نسلی از مورخان پرورش‌یافته وارد میدان شدند نسبتاً جالب توجه بود. این مباحث احیاشده حول طبقه، دیگر بدون ذکر نام تامپسون امکان‌پذیر نبود. حتی ذکر نام تامپسون در پژوهش‌های کلاسیک‌تری که ربطی مستقیم نیز به آن نداشت، ضروری شده بود. امروزه پژوهش‌های مرتبط با طبقه‌ی کارگر همراه با تحرکات طبقه‌ی کارگر به لحاظ کمّی و کیفی در حال افزایش است. در این چارچوب، در میان این پژوهش‌ها که تعدادشان به سرعت رو به افزایش است، تقریباً نمی‌توان کتابی را یافت که در آن نامی از ای. پی. تامپسون برده نشده یا بحثی در رابطه با او در نگرفته باشد. حتی پژوهش‌های طبقه‌ی کارگری که تحقیق تاریخی نیستند نیز دیگر بدون ذکر نام او منتشر نمی‌شوند.

اشغال کارخانه‌ها در آرژانتین

اشغال کارخانه‌ها در آرژانتین

مسیرهای کنترل کارگری در شرایط بحران اقتصادی

نوشته‌ی: مارینا کابات
ترجمه‌ی: بهرام صفایی


جستار حاضر تحول این دو نوع کارخانه‌‌ی بازیابی‌شده را واکاوی می‌کند ــ کارخانه‌هایی که با معیارهای سرمایه‌داری موفق‌تر عمل می‌کردند و آنان‌ که در رقابت سرمایه‌داری کم‌تر موفق بودند. در این پژوهش، بستر اقتصادی و سیاسی‌ای را ارزیابی می‌کنیم که کارخانه‌های مذکور در آن شکل گرفتند، بر نمونه‌هایی نظیر بروکمن (Brukman)، کارخانه‌ای نساجی در بوینس آیرس، و سانون (Zanón)،‌ کارخانه‌ی تولید چینی‌آلات در جنوب آرژانتین، متمرکز می‌شویم و دوام‌پذیری اقتصادی آنان، رابطه‌شان با دولت و شکل‌های جدید سازمان‌دهی کار را که در این کارخانه‌ها ترویج شد مطالعه می‌کنیم. روش‌شناسی بحث مبتنی است بر مسیرهای کنترل کارگری در دوره‌های متغیر بحران اقتصادی که ضمن آن از پژوهش‌های تجربی، مصاحبه با کارگران، و روش‌های قوم‌نگارانه و مشاهداتی درون کارگاه‌ها نیز بهره خواهیم گرفت.

شوراهای کارگری در پرتغال 1974-1975

شوراهای کارگری در پرتغال 1974-1975


نوشته‌ی: پیتر رابینسون
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان


پرتغال بااین‌که صاحب نخستین امپراتوری استعماری اروپایی بود، دیرزمانی پس از آن‌که دیگر کشورهای اروپا از امپراتوری‌های استعماری‌شان دست کشیده بودند، همچنان به آن چسبیده بود. با وجود آن‌که هیچ دورنمایی برای غلبه بر جنبش‌های آزادی‌بخش در مستعمرات آفریقایی پرتغال وجود نداشت، نزدیک به نیمی از هزینه‌های بودجه‌ی مرکزی پرتغال صرف نیروهای نظامی می‌شد و ارتش به دلیل این شکست‌های امپریالیستی سرزنش می‌شد. در میان رده‌های میانی ارتش، یک شبکه‌ی مخفی ــ جنبش نیروهای مسلح یا «ام.اف.ای» در حال سازماندهی بود و تا آوریل 1974 شبکه‌ای از سی‌صد افسر حامی خود را در هر سه نیرو [زمینی، هوایی و دریایی] شکل داد و پیش‌نویس نخستین برنامه‌ی خود را با مطالبه‌ی «توسعه‌، دموکراسی و استعمارزدایی» تهیه کرد.

اقدام مستقیم کارگری و کنترل کارخانه

اقدام مستقیم کارگری و کنترل کارخانه

در ایالات‌متحده

نوشته‌ی: امانوئل نس
ترجمه‌ی: سهراب نیکزاد


تاریخ مقاومت مبارزه‌جویانه‌ی کارگران در برابر تاکتیک‌های سرمایه‌داریِ صنعتیْ گواهی است بر مبارزه بی‌امان کارگران آمریکایی از مجرای مجموعه‌ای از اقدامات جمعی برای دفاع از حقوق‌شان. اکثر عصیان‌های کارگری، مُهرِ سودای دستیابی به خودمدیریتی کارگری را با هدف دموکراسی‌خواهیْ بر پیشانی دارند. جری تاکر، کارگر وسازمان‌ده پرآوازه‌ی اتحادیه‌ی کارگران خودروسازی (UAW) قاطعانه اذعان می‌کند که ما باید از موضع دفاعیِ ممانعت از سوءاستفاده‌گری شرکت‌ها به‌سمت راهبرد تهاجمیِ تقویت قدرت کارگری پیش برویم. به‌این منظور «کارگران باید فضای اجتماعی را در سطح محیط‌های کار و نیز اجتماع تصاحب کنند». تاکر به‌این‌ترتیب لازمه‌ی پیش‌بُرد مبارزات کارگران را تلاش ‌و‌ کوششی برای مصادره‌ی اجتماعیِ منابعِ اجتماعی و اقتصادی‌ای می‌داند که تحت مالکیت خصوصی قرار دارند … سرانجام، مخالفت کارگران ناشی از دستمزدها و شرایط شغلی نامطلوب است. بااین‌همه، مقاومت کارگران در برابر مدیریت می‌تواند مدل شرکتی سلطه را نیز به چالش بکشد و در این مسیر، مشارکت همگانی را در دموکراتیزه‌کردن تصمیمات محیط کار، و تولید کالاها و خدمات برای نیازهای جمعی و نه سود شخصی ارتقاء بخشد.

اصول هستی‌شناختیِ بنیادین مارکس

اصول هستی‌شناختیِ بنیادین مارکس

پیش‌پرسش‌های روش‌شناختی

نوشته‌ی: جُرج لوکاچ
ترجمه‌ی: کمال خسروی


این، و نه فقط در اینجا، یکی از دست‌آوردهای بزرگِ لنین است که به‌مثابه تنها مارکسیستِ زمانه‌ی خود، تقدم و اولویت فلسفیِ مدرنِ منطق و شناخت‌شناسیِ (ضرورتاً ایده‌آلیستیِ) قائم به‌ذات را به‌دور افکند و در برابر آن ــ مثلاً در همین اثر ــ به درک اصیل هگلی از وحدتِ منطق، شناخت‌شناسی و دیالکتیک، مسلماً با کاربستی ماتریالیستی، بازگشت. دراین باره هم‌چنین باید یادآور شد که به‌ویژه در کتاب «امپریوکریتیسیسم»، شناخت‌شناسیِ او در همه‌ی موارد مشخص، مثلاً انعکاس واقعیت مادیِ موجود و مستقل از آگاهی، عملاً همواره تابع و تالیِ یک هستی‌شناسیِ ماتریالیستی است. اینجا نیز می‌توان دیالکتیکی را که در این وحدت جای گرفته است، از لحاظ عینیت‌اش، به‌نحو هستی‌شناختی تفسیر کرد. همان‌گونه که به‌زودی در واکاویِ یگانهْ نوشته‌ی مارکس [یعنی، «روش اقتصاد سیاسی» در گروندریسه]، که به‌طور عام خصلتی روش‌شناختی ـ فلسفی دارد، خواهیم دید، کاملاً بدیهی است که مارکس این وحدتِ تندیس‌وار را به‌رسمیت نمی‌شناسد و نه فقط هستی‌شناسی و شناخت‌شناسی را آشکارا از هم متمایز می‌کند، بلکه دقیقاً در امنتاع از این جداسازی، سرچشمه‌های توهمات ایده‌آلیستیِ هگل را می‌بیند.

تصرف و بازیابی کارخانه‌ها در برزیل

تصرف و بازیابی کارخانه‌ها در برزیل

محدودیت‌های کنترل کارگری

نوشته‌ی: موریسیو ساردا د فاریا و انریک ت. نوائس
ترجمه‌ی: بهرام صفایی


پروژه‌ی کاتنده هارمونیا، با توجه به دگرگونی‌هایی‌ که در مناسبات کاری و فرهنگ سیاسی ایجاد کرد، پدیده‌ای فراتر از تصرف و بازیابی صِرف شرکتی ورشکسته است. این پروژه شکل بدیل توسعه‌ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را برای وضعیت روستاهای پرنامبوکو به ارمغان آورده است. بااین‌حال، باید خاطرنشان کرد که این پروژه به‌لحاظ کیفی متفاوت با دیگر تجربیات تصرف و بازیابی کارخانه‌ها است، به‌ویژه در زمینه‌ی طرح‌های توافقیِ اصلاحات کشاورزی، که نتیجه‌ی حفظ زمین‌ها و تجهیزات کارخانه به‌عنوان دارایی عمومیِ متعلق به تمام مشارکت‌کنندگان در پروژه است. بنابراین، در روستاها، زراعت خانوادگی و کشت نیشکر در زمین عمومی در کنار هم قرار دارند.