نوشته‌های دریافتی
Leave a Comment

۲۰ سال تلاش

۲۰ سال تلاش برای نگارش جلد دوم سرمایه

برای نگارش جلد دوم سرمایه

نسخه‌ی چاپی (پی دی اف)

 

نوشته‌های دریافتی/دیدگاه‌ها

 

علی رها

 

پیش‌گفتار. «من عادت عجیبی دارم که در هر نوشته‌‌ام که یک ماه به آن نگاه نکرده باشم، خطاهایی پیدا می‌کنم که مجبورم به‌کلی در آن تجدید‌نظر کنم.» (مارکس، «مجموعه‌ی آثار»،۴۱:۳۵۶)[1]

می‌دانیم که عمر کوتاه مارکس اجازه نداد تا نتیجه‌ی پژوهش‌های طولانی مدت و گسترده‌ی خود را برای انتشار جلد دوم کتاب سرمایه ویراسته کند. انجام این مهم را فردریش انگلس به عهده گرفت. بنا به گفته‌ی او، مارکس به دخترش النور سفارش کرده بود که اگر عمر او کفاف نداد، انگلس بر مبنای دست‌نوشته‌های به‌جا مانده‌اش، «از آن چیزی در بیاورد». در نهایت، ۲ سال پس از مرگ مارکس، این مجلد با ویراستاری انگلس در سال ۱۸۸۵ به آلمانی منتشر شد.

انگلس در پیش‌گفتار نخستین ویراست این مجلد مضامین دفترهای مارکس و تاریخ نگارش آن‌ها (۱۸۷۸تا۱۸۶۱) را به تفصیل شرح می‌دهد. به‌نظر او، بیماری‌های مزمن و جانفرسای مارکس دلیل اصلی ناتمام ماندن این بود. انگیزه‌ی انگلس ارائه‌ی کار دشوار اثری است که به قول او «نه‌تنها اثری یک‌پارچه و تا حد امکان کامل باشد، بلکه به‌عنوان اثر خودِ نویسنده انتشار یابد و نه ویراستار آن.»[2] انگلس توضیح می‌دهد که در انجام این کار با دشواری‌های بسیاری روبرو بود، چراکه شیوه‌ی بیان دست‌نوشته‌ها آماده‌ی بازنمایی به سبک معمول مارکس نبود. با این حال، انگلس تأکید می‌کند که «من خودم را به این محدود کرده‌ام که تا حد امکان دست‌نوشته‌ها را عیناً بازآفرینی کنم، سبک بیان آن را تنها تا جایی تغییر دهم که خودِ مارکس هم تغییر می‌داد … هرگاه کوچک‌ترین شکی درباره‌ی معنای جمله‌ای داشتم، ترجیح دادم کلمه‌به‌کلمه‌ی آن را نقل کنم. بازنگری‌ها و افزوده‌های من در مجموع، کم‌تر از ده برگ چاپی است و سرشتی صرفاً صوری دارد.» (همانجا) انگلس سپس کلیه‌ی دست‌نوشته‌های مارکس را با ذکر صفحات نام می‌برد، و تاریخ نگارش تک‌تک آن‌ها را نشان می‌دهد. در واقع خودِ انگلس بر این باور است که سفارش مارکس به النور را «به معنای دقیق کلمه انجام دادم.» (همانجا، ص. ۱۱۸)

انگیزه‌ی متن پیش‌رو تأیید یا تکذیب دعاوی انگلس نیست. مناقشه بر سر ویراست انگلس، به‌ویژه پس از انتشار دست‌نوشته‌های مارکس در آثار کامل مارکس و انگلس در مگای ۲، مجلدهای ۱۱، ۱۲، ۱۳ و ۱۴، در ظرفیت این نوشته نیست.[3] ویراستاران آن مجموعه در مقدمه‌های خود با دقتی بی‌نظیر ویراست انگلس و دست‌نوشته‌های مارکس را باهم مقایسه کرده‌اند و کاستی‌های آن ویراست را مستدل ساخته‌اند.[4] تمرکز اصلی این نوشته‌، فرآیند پر پیچ و خم  نگارش و چشم‌انداز انتشار جلد دوم سرمایه از نقطه‌نظر خودِ مارکس و نیز تلاش برای پاسخ‌گویی به چراییِ ناتمام ماندن آن است.

انگلس در پیشگفتار این اثر به وقفه‌ای در کار نگارش مارکس اشاره می‌کند که سال‌های ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۷ را دربر می‌گیرد. به باور او، عامل اصلی این وقفه، بیماری مارکس بود. تردیدی نیست که بیماری مزمن مارکس عامل بسیار مهمی بود. اما عوامل مهم دیگری از جمله ویراست روسی (۱۸۷۲)، تدارک برای کنگره‌ی جنجالی «سازمان بین‌المللی کارگران» در لاهه (۱۸۷۲)، نگارش «جنگ داخلی در فرانسه» (۱۸۷۱)، مساعی او در کمک به کموناردهای پناه‌جو، ویراست دوم آلمانی جلد نخست‌ (۷۳-۱۸۷۲)، و به‌ویژه کار طاقت‌فرسا روی ویراست فرانسوی (۷۵-۱۸۷۲) از دیگر عوامل بسیار مهمی بودند که کار نگارش را به تعویق انداختند. در واقع تجدید‌نظر در ویراست فرانسوی جلد نخست سرمایه، مشخصاً در مبحث انباشت سرمایه، شامل دستاوردهای نظری نوینی بود که، همانطور که در ادامه‌ی این نوشته مستدل خواهد شد، به‌طور مستقیم با طرح مجلد دوم مرتبط بودند.

به هر حال خودِ انگلس نیز به‌جز بیماری به یک عامل مهم دیگر اشاره می‌کند که مربوط به روشِ کار مارکس است. انگلس با برجسته کردن «وجدان بی‌مانند و انتقادازخودِ مارکس» تأکید می‌کند که مارکس «می‌کوشید تا یافته‌های بزرگ اقتصادی‌اش را پیش از انتشار، به بالاترین درجه‌ی کمال برساند. این انتقادازخود، به‌ندرت به او اجازه می‌داد تا بازنمایی خود را، چه در محتوا و چه در شکل، با افق ذهنی‌اش وفق دهد که پیوسته در نتیجه‌ی مطالعات جدید، گسترش می‌یافت.» (همانجا، ص. ۱۱۵) خودِ مارکس بارها بیان کرده بود که «به محضی که از دست موضوعی که سال‌ها پژوهیده‌ای خلاص می‌شوی، جنبه‌های تازه‌ای از آن مکشوف می‌شود که نیازمند اندیشیدن بیشتر است.» («آثار»، ۴۰:۲۷۰)

پس از این نکات مقدماتی، اکنون می‌توانیم به‌همراه مارکس به تاریخ نگارش جلد دوم سرمایه وارد شویم. اما پیش از شروع ضروری است تا یک خطای عمومیت یافته درباره‌ی مجلدهای کتاب را اصلاح کنیم. مارکس در نامه‌ای به لودویگ کوگلمان در ۱۳ اکتبر ۱۸۶۶ می‌نویسد: «کل اثر به اجزای زیر تقسیم شده است:

کتاب اول، فرآیند تولید سرمایه.

کتاب دوم، فرآیند گردش سرمایه.

کتاب سوم، ساختمان فرآیند به‌مثابه‌ی یک کلیت.

کتاب چهارم، پیرامون تاریخ نظریه.

جلد نخست شامل ۲ کتاب اول است.

به باور من، کتاب سوم، جلد دوم را، و چهارم، جلد سوم را تشکیل می‌دهد.» («آثار»، ۴۲:۳۲۸)

به عبارت دیگر، ۴ کتاب در ۳ مجلد. در نتیجه، در این طرح، جلد نخست شامل کتاب اول و دوم است. در این طرح، «جلد دوم» شامل کتاب سوم و «جلد سوم» شامل کتاب چهارم است. اما مارکس در پیش‌گفتار ویراست جلد نخست سرمایه می‌نویسد: «مجلد دوم این اثر، به فرآیند گردش سرمایه (کتاب دوم) و شکل‌های گوناگون فر‌آیند سرمایه در تمامیت خود (کتاب سوم) می‌پردازد، در حالی که مجلد سوم و آخرین مجلد (کتاب چهارم)، به تاریخ نظریه اختصاص خواهد یافت.»[5] بنابراین، در فاصله‌ی کم‌تر از یک سال، طرح انتشار تغییر می‌کند. در حالی که اتو میسنر ناشر کتاب اصرار دارد که هر دو جلد هم‌زمان منتشر شوند، مارکس با او مخالفت می‌کند. همان‌طور که او در نامه‌ی ۱۹ ژانویه ۱۸۶۷ به انگلس تأکید می‌کند، آماده‌ کردن هر دو جلد برای انتشار «صرف‌نظر از تأخیر، برای تعهد به جلد دوم یک مانع حتی بزرگ‌تر این واقعیت است که پس از انتشار اولی، به خاطر سلامتی‌ام، باید دست نگهدارم.» («آثار»، ۴۲:۳۴۳) به این ترتیب، آنچه ما به عنوان جلد دوم و سوم می‌شناسیم، در واقع کتاب‌های دوم و سوم از یک مجلد، یعنی مجلد دوم هستند.

گاه‌ شمار  پیش‌نویس‌های جلد دوم سرمایه

«پیش خودمان بماند، در واقع من نگارش سرمایه را به ترتیبی شروع کردم (با شروع از قسمت سوم، قسمت تاریخی) که کاملاً برعکسِ ترتیب ارائه‌ی آن به عموم است، فقط با این تفاوت که جلد نخست ــ که آخر به آن پرداختم ــ را بلافاصله آماده‌ی چاپ کردم، در حالی ‌که دو مجلد دیگر در شکل خامی که کلیه‌ی پژوهش‌ها در ابتدا به‌خود می‌گیرند، باقی ماند.» (نامه‌ی مارکس به زیگموند شوت، ۳ نوامبر ۱۸۷۷، («آثار»، ۴۵:۲۷۸))

در مجموع بین سال‌های ۱۸۶۱ تا ۱۸۸۱ ده دست‌نوشته از مارکس به‌جا مانده است که نشان می‌دهد او تا پایان عمر برای تکمیل سرمایه از تلاش دست نکشید. مارکس در ۱۳ دسامبر ۱۸۸۱ به نیکولای دانیلسون می‌نویسد که: «من در وهله‌ای اول باید بهبود پیدا کنم، و دوم، می‌خواهم هرچه زودتر جلد دوم را تمام کنم (حتی اگر در خارج منتشر شود). مضافاً این‌که علاقه‌ دارم آن را آماده کنم تا به همسرم اهدا کنم.»[6] (« آثار»، ۴۶:۱۶۰)  به هر حال، مارکس بین اوت ۱۸۶۱ تا ژوئن ۱۸۶۳ دست‌نوشته‌هایی در ۲۳ دفتر از خود باقی گذاشته است که بالغ بر ۱۵۰۰ صفحه است و همان‌طور که انگلس ابراز می‌کند، ادامه‌ی اثر سهمی بر نقد اقتصاد سیاسی (۱۸۵۹) است. در واقع این دفاتر شامل نخستین پیش‌نویس  طرح جامع مجلدهای سرمایه هستند.

در حقیقت، عنوانی که مارکس برای این دفترها انتخاب کرده بود نیز «سهمی بر نقد اقتصاد سیاسی» است، یعنی فصل سوم از اثری که در برلین در دو فصل کالا و پول منتشر کرده بود. نام این فصل در ابتدا «سرمایه‌ی عام» بود که نهایتاً از یک فصل به کتاب سرمایه اعتلا پیدا ‌کرد. مارکس حتی در جمله‌ی اول پیش‌گفتار ویراست نخست مجلد یکم نیز می‌نویسد: «این اثر که مجلد نخست آن را به خوانندگان ارائه می‌کنم، ادامه‌ی رساله‌ی “در نقد اقتصاد سیاسی” من است.»[7] به هر حال، مارکس ظاهراً دستکم تا اواخر سال ۱۸۶۲ درصدد انتشار همان فصل سوم بود. اما در ۲۸ دسامبر در نامه‌ای به کوگلمان اطلاع می‌دهد که «پاره‌ی دوم بالاخره تمام شده، به‌جز پاکنویس و تمیزکاری آن برای انتشار. این ادامه‌ی پاره‌ی اول است اما به‌طور جداگانه، زیر عنوان سرمایه که «نقد اقتصاد سیاسی» صرفاً زیرعنوان آن است. در واقع به موضوعی که فصل سوم پاره‌ی اول بود، یعنی ‘سرمایه‌ی عام’، مرتبط است.» («آثار»، ۴۱:۴۳۵)

اما بین سال‌های ۶۱ تا ۶۳، کار مارکس هفته‌های متمادی به دلیل بیماری‌های متعدد، ازجمله ورم کبد و دمل‌های عفونی که از اواخر دهه‌ی ۵۰ شروع شده بود، به تعویق می‌افتد. گه‌گاه حتی توان نامه نگاری را هم از دست می‌دهد. جنی وستفالن در نوامبر ۱۸۶۳ به انگلس می نویسد: «متاسفانه خودِ کارل نمی‌تواند بنویسد. طی هفته‌ی گذشته بسیار ناخوش بوده است…می‌توانی تصور کنی که انجام این کار تا چه حد باعث افسردگی اوست. به نظر می‌رسد که این کتاب لعنتی هرگز به پایان نخواهد رسید.» («آثار»، ۴۱:۵۸۴) در ماه مارس همان‌سال بود که مارکس مشغول نگارش «تاریخ تئوری» شده بود –  دست‌نوشته‌های وسیعی که بعدها به «نظریه‌های ارزش اضافی» موسوم شدند. در گرماگرم نگارش «تاریخ تئوری»، مارکس پیش‌نویس طرح‌های تازه‌ای را پیرامون بخش‌های اول، دوم و سوم سرمایه به قلم می‌کشد.[8]

مارکس بلافاصله پس از اتمام دست‌نوشته‌های ۶۳-۱۸۶۱، مشغول نگارش دست‌نوشته‌های ۶۵-۱۸۶۳ یا دومین پیش‌نویس سرمایه، می‌شود. این نوشته‌ها که شامل هر سه مجلد سرمایه است بالغ بر ۱۲۰۰ صفحه است . سال ۶۴، درعین‌حال، سال بیماری‌های متعدد مارکس و تاسیس «سازمان بین‌المللی کارگران» است که مسئولیت نگارش کلیه مبانی نظری و سمت گیری آن، به عهده‌ی مارکس بود. بیشتر مکاتبات مارکس در این سال به «بین‌الملل» و فعالیت‌های او مربوط می‌شوند. مارکس در نامه‌ای به کلینگز در ۴ اکتبر ۱۸۶۴، به او اطلاع می دهد که «من طی سال گذشته مریض بوده‌ام (مبتلا به کفگیرک و دمل). اگر چنین نبود، اثر من درباره‌ی اقتصاد سیاسی، کاپیتال، تاکنون منتشر شده ‌بود. اکنون امیدوارم تا چند ماه دیگر آن را بالاخره کامل کنم، و به بوژوازی چنان ضربه‌ای واردکنم که هرگز نتواند بهبود پیدا کند.» («آثار»، ۴۲:۳) او در نامه‌ی دیگری به انگلس در اول ماه مه ۶۵ از او عذرخواهی می‌کند که مدتی است با او مکاتبه نداشته است. «من بسیار بیش از حد کار می‌کنم، ازسویی تکمیل‌ کردن کتابم، و از سوی دیگر ‘سازمان بین‌المللی’، زمان بسیار زیادی می‌طلبد.» («آثار»، ۴۲:۱۴۹) سپس در نامه‌ی دیگری در ۹ مه به او اطلاع می‌دهد که «امیدوارم تا اول سپتامبر (باوجود بسیاری بازایستادگی‌ها) صیقلی نهایی بدهم. با اینکه هنوز سلامت نیستم، کار به خوبی پیش می‌رود.» («آثار»، ۴۲:۱۵۴)

سپس در ۳۱ ژوئیه به انگلس می‌نویسد: «در ارتباط با اثرم. حقیقت صاف و ساده‌ی کارم را به تو می‌گویم. هنوز برای اتمام قسمت نظری (سه کتاب اول)، باید سه فصل دیگر را بنویسم. کتاب چهارم، که تاریخی-ادبی است، باید نگاشته شود که نسبتا ساده‌ترین بخش است، چراکه کلیه‌ی مسایل در سه کتاب اول حل شده‌اند، به‌طوری که کتاب آخری بیشتر جنبه‌ای تکراری دارد اما به شکلی تاریخی. اما من نمی‌توانم آن را برای انتشار ارسال کنم مگر آن‌که کل اثر در برابر دیدگانم باشد. صرف‌نظر از هر کمبودی، برتری کارهای من در این است که یک کلیت هنری را تشکیل می‌دهند، و چنین کاری فقط موقعی میسر است که تا وقتی کلیت آن پیش رویم نباشد، هرگز چیزی را منتشر نکنم. برای چنین کاری، روش ژاکوب‌گرایم غیرممکن است و به درد کتاب‌هایی می‌خورد که ساختمانی دیالکتیکی نداشته باشند.» («آثار»، ۴۲:۱۷۲)

پس برای نخستین‌بار آنچه مارکس به‌عنوان «کلیت آن» مطرح می‌کند را در برابر خود دارد. متاسفانه از کتاب اول «دست‌نوشته‌های ۶۵-۶۳» به‌غیر از فصل ششم، «نتایج فرآیند مستقیم تولید»، و قطعاتی پراکنده و چندین زیرنویس جداگانه، چیز دیگری به‌جا نمانده است.[9]

شواهد کار جدی مارکس بر روی مجلد دوم، کتاب‌های ۲ و ۳ را تنها می‌توان  پس از اوت ۱۸۶۷ پیدا کرد، یعنی بلافاصله پس از تکمیل کردن جلد نخست. قدرمسلم آن‌که مارکس در سال ۱۸۶۸ چندین متن مربوط به هر دو کتاب نگاشت که تاریخ‌گذاری و  توالی آن‌ها کماکان مورد مناقشه است. در بهار سال ۶۸، مارکس تلاش دیگری برای تهیه‌ی پیش‌نویس کامل کتاب دوم انجام داد، و نیز روی کتاب چهارم که ظاهراً در اواسط سال ۱۸۷۰ نوشتن را قطع می‌کند. ۶ سال بعد، در پاییز سال ۱۸۷۶ کار روی کتاب دوم را از سر می‌گیرد، به‌طوری که بین سال‌های ۱۸۷۶ تا ۱۸۸۱، ۹ دست‌نوشته با حجم‌های متفاوت می‌نویسد که در اواسط آن سال قطع می‌شود.

بدیهی است که هیچ‌یک از نسخه‌های موجود مارکس را راضی نکرده بود. اما چرا؟ اکثر مارکس پژوهان، حتی ویراستاران دست‌نوشته‌های مارکس در مگای ۲، مدعی هستند که مارکس، به‌ویژه در دهه‌ی آخر زندگی‌ِ خود، کار روی کتاب را مرتباً قطع می‌کرد و در عوض به مسائل دیگری ازجمله، کشاورزی، علم کشاورزی شمیایی، مالکیت ارضی در روسیه و نیز ایالات متحده، می‌پرداخت. انگلس نیز در پیش‌گفتار جلد دوم می‌نویسد: «وقفه و مکث بیشتری پس از ۱۸۷۰ رخ می‌دهد که عامل آن، به‌ویژه بیماری است. مارکس این وقفه را طبق معمول با مطالعه پر کرد: کشاورزی، شرایط روستایی آمریکا، و به‌ویژه روسیه، بازار پولی و بانک‌داری، و نیز علوم طبیعی – زمین‌شناسی، و زیست شناسی و به‌ویژه آثار مستقل ریاضی – محتوای بی‌شمار دفاتر مربوط به چکیده‌ی کتاب‌هایی را تشکیل می‌دهد که در این دوره خوانده است.» (همان، ص. ۱۱۷)

برحسب ظاهر برداشتی که این گفتاورد  و نظرات مشابه به‌دست می‌دهند این است که گویا مطالعات مارکس با تکمیل کردن کتاب سرمایه ارتباط مستقیمی ندارند. اما مکاتبات مارکس در این دوره دقیقاً خلاف آن دعاوی را مدلل می‌کنند. پس بررسی شود.

دستاورد‌های دهه‌ی آخر زندگی مارکس

«در ارتباط با فشار میسنر برای جلد دوم. فقط به دلیل بیماری نبود که کارم در سراسر زمستان متوقف شد. من ضروری دیدم به‌سرعت زبان روسی‌ را مطالعه کنم، چراکه برای پرداختن به مسئله‌ی ارضی، مطالعه‌ی منابع اصلی روابط مالکیت ارضی در روسیه اساسی شده است. به‌علاوه، در ارتباط با مسئله‌ی زمین در ایرلند، دولت انگلیس یک سری دفترهای آبی (که به‌زودی کامل می‌شود) درباره‌ی روابط زمین در تمام کشورها منتشر کرده است. سرانجام ــ بین خودمان بماند ــ تمایل من ابتدا ویراست دوم جلد نخست است. چنانچه این ویراست در میانه‌ی کار روی اتمام نهایی جلد دوم انجام شود، فقط آشفتگی ایجاد می‌کند.» (نامه به کوگلمان، ۲۷ ژوئن ۱۸۷۰، « آثار»، ۴۳:۵۲۷)

پژوهش‌های چند دهه‌ی اخیر به‌کلی روایت اغراق‌آمیز «مرگ آرام» دهه‌ی آخر زندگی مارکس را برهم زده‌اند. تکیه‌ی یکجانبه بر بیماری رو به رشد او، سهم مهم نظری مارکس را نه‌فقط کم‌رنگ بلکه مخدوش می‌کند. یکی از دستاوردهای نظری مارکس، بازنگری مبحث انباشت سرمایه است که ماحصل فرآیند بازنویسی و تجدید‌نظر جلد نخست سرمایه برای ویراست فرانسوی بود. در واقع مارکس به این نتیجه رسیده بود که آنچه درباره‌ی فرآیند انباشت سرمایه در اروپا به‌ویژه انگلستان نگاشته‌ است، جهان‌شمول نیست. از این‌رو، سیر تحول تاریخی جوامع، تک‌راستایی نیست. یکی از تبعات مهم این رویکرد جدید، پژوهش عمیق درباره‌ی مالکیت ارضی در سایر جوامع به‌ویژه روسیه و نیز مستعمرات به‌خصوص ایالات متحده بود.

تا آنجا که به «جلد دوم» کتاب سرمایه مربوط می‌شود، این رویکرد مارکس بعضاً به‌معنی تولید یک «متمم» بر چند دهه پژوهش درباره‌ی رانت ارضی و نقد نظریه‌ی دیوید ریکاردو بود. این مبحثی است که مارکس دستکم از زمان نگارش فقر فلسفه (۱۸۴۷) با آن کلنجار می‌رفت. با اینکه او از ابتدا ریکاردو را به‌عنوان نظریه‌پردازی که مناسبات سرمایه‌داری را «ازلی» می‌پندارد نقد کرده بود، با این حال اذعان داشت که «من در کتابم علیه پرودون که در آن هنوز نظریه‌ی رانت ریکاردو را کاملاً قبول داشتم.» (نامه به انگلس، ۲۶ نوامبر ۱۸۶۹، « آثار»، ۴۳:۳۸۳) برای نخستین‌بار در اوایل دهه‌ی ۱۸۵۰، در پژوهش‌های «دفترهای لندن» است که مارکس خود را از ریکاردو تفکیک می‌کند و نظریه‌ی رانت او را نقد می‌کند. نهایتاً در دست‌نوشته‌های ۶۵-۱۸۶۳، در پاره‌ی ششم و نهایی از به‌اصطلاح «جلد سوم» کتاب سرمایه، «تبدیل سود اضافی به رانت تفاضلی»، است که مارکس نظریه‌ی «رانت تفاضلی» خود را ارائه می‌کند.[10] همان‌طور که خود مارکس در ۱۳ فوریه ۱۸۶۶ در نامه‌ای به انگلس ابراز می‌کند: «من واکاوی نظری رانت زمین را ۲ سال پیش تمام کردم. و به‌ویژه از آن تاریخ تاکنون، دستاوردهای بسیاری کسب شده که درضمن کاملاً مؤید نظریه‌ی من است.» («آثار»، ۴۲:۲۲۷)

مارکس در این نامه هم‌چنین تصریح می‌کند که: «تا آنجا که به این کتاب ‘لعنتی’ مربوط می‌شود، موقعیت کنونی آن این است: در پایان دسامبر آماده بود. فصل نهایی، تشریح رانت زمین، در شکل فعلیِ آن به‌حد کافی طولانی شده که به‌خودی‌خود یک کتاب شود. من روزها به موزه می‌روم و شب‌ها می‌نویسم. مجبور بودم شیمی جدید کشاورزی در آلمان را زیرورو کنم، به‌ویژه لایبیگ و شونبین را، که در این مورد از مجموع اقتصاددان‌ها مهم‌تر است؛ همین‌طور از دفعه‌ی آخری که من به این نکته پرداختم تا امروز، مواد بسیار برجسته‌ای که فرانسوی‌ها تولید کرده‌اند.» بنابراین، همان‌طور که پیشتر بیان کرده بود، مارکس به زعم خودش دستکم کار پژوهش درباره‌ی کل اثر را به انجام رسانده بود، و «کلیت آن» در برابر دیدگانش بود. ظاهراً «نکته‌ی مورد سؤال» صرفاً این بود که « آیا دست‌نوشته را پاکنویس کرد و به ناشر فرستاد، یا ابتدا نگارش کل اثر را به پایان رساند؟ من به دلایل متعدد به نفع دومی تصمیم گرفته‌ام.» (نامه به انگلس، ۵ اوت ۱۸۶۵، « آثار»، ۴۲:۱۷۴)[11] یعنی به انتشار هم‌زمان کل اثر!

اما همان‌طور که می‌دانیم، مارکس کماکان مسیری طولانی در پیش دارد. تا آنجا که به مسئله‌ی رانت زمین مربوط می شود، تمام آن صدها صفحه‌ای که درباره‌ی «رانت تفاضلی» و «رانت ارضی مطلق» به قلم کشیده بود، گویا صرفاً مختص مناسبات پیش‌رفته‌ی سرمایه‌داری در اروپای غربی، به‌ویژه انگلستان بود که اکنون نیازمند گسترش به سایر نقاط جهان است. ازاین‌رو، ۵ ماه پیش از انتشار جلد نخست، در ۷ مه ۱۸۶۷ به انگلس می‌نویسد: «میسنر جلد دوم را حداکثر تا پایان پاییز مطالبه می‌کند. بنابراین، هرچه زودتر باید مشغول کار شوم، چون از زمان نگارش دست‌نویس تا امروز اطلاعات جدیدی به‌ویژه در ارتباط با فصل‌های اعتبار و مالکیت ارضی عرضه شده است. جلد سوم باید طی زمستان کامل شود، به‌طوری که تا بهار آینده از دست کل اثر خلاص شوم.» («آثار»، ۴۲:۳۷۱)

در اواسط دهه‌ی ۱۸۷۰ هنگامی‌ که وضع بیماری مارکس بسیار وخیم شده بود، او برخلاف تصور رایج صرفاً مشغول مطالعات پراکنده و متفرقه نبود. کاملاً برعکس. همان‌طور که در ۱۲ دسامبر ۱۸۷۲ به دانیلسون اطلاع داده بود «من در جلد دوم سرمایه در قسمت مالکیت ارضی، به‌طور مشروح به شکل روسی آن می‌پردازم.» (آثار»، ۴۴:۴۵۵) بنابراین، برای برداشتی همه‌جانبه نسبت به فعالیت‌های نظری مارکس در این دوره، واکاوی دفترهایی که به‌طور مستقیم به کتاب می‌پردازند کافی نیست، بلکه آثاری که مارکس پژوهیده بود نیز باید بررسی شوند. همان‌طور که خودِ مارکس ابراز می‌کند: «هنگامی که من توان نوشتن نداشتم، روی موضوعات بسیار مهم جدیدی برای جلد دوم کار کردم. اما پیش از اتمام ویراست فرانسوی و بهبودی کامل، نمی‌توانم نگارش نهایی آن را شروع کنم.» (نامه به کوگلمان، ۱۸ مه ۱۸۷۴، « آثار»، ۴۵:۱۷)

علاوه بر مطالعه‌ی شکل اشتراکی مالکیت در روسیه، مارکس هم‌چنین به مالکیت زمین در ایالات متحده آمریکا، به‌ویژه در مناطق شمالی، توجه داشت؛ یعنی گذشته از صنعت پنبه و برده‌داری در جنوب، روشی که کشاورزان مستقل و مهاجر در «جامعه‌ی بورژوایی بسیار نارس» شمال آمریکا از زمین‌‌های خود بهره‌برداری می‌کردند و نیز فرآیند تاریخیِ اسکان یافتن آن‌ها. برای همین است که مارکس هنری کری، تنها اقتصاددان به‌اصطلاح معتبر آمریکا، و نظرات او را به‌شدت نقد می‌کند؛ کسی که به قول او لیاقت نقد ریکاردو را ندارد چون برای نقد ابتدا باید نظرات او را درک می‌کرد.[12] مارکس به مسئله انتقال اراضی غیر خصوصی، که در اختیار دولت فدرال آمریکا بود، به مالکان و شرکت‌های خصوصی، توجه ویژه داشت. از این‌رو در ۲۱ ژانویه ۱۸۷۱ به جولیان هارنی می‌نویسد: «من برای جلد دوم کتابم نقد اقتصاد سیاسی‌، به اسناد انتقال زمین‌های عمومی در ایالات متحده از ابتدای جنگ داخلی نیاز دارم.» («آثار»، ۴۴:۱۰۰)[13]

سپس در نامه‌ی دیگری به فردریش زورگه می‌نویسد: «آیا برایت مقدور است کتاب کاتالوگ‌های آمریکا از سال ۱۸۷۳ تا کنون را از نیویورک به من ارسال کنی (نیازی به گفتن نیست که با هزینه‌ی من)؟ نکته‌ی مهم این‌که (برای جلد دوم سرمایه) به شخصه ببینم در ارتباط با کشاورزی آمریکا و روابط مالکیت زمین، و همین‌طور اعتبار (هراس، پول، و غیره، و هر چیز که با آن‌ها مرتبط باشد) چه چیزهایی منتشر شده که امکان مصرف داشته باشد.» (۱۵ نوامبر ۱۸۷۵، « آثار»، ۴۵:۱۱۴) نهایتاً در ۱۰ آوریل ۱۸۷۹ به دانیلسون می‌نویسد: «من ناچارم (بسیار محرمانه) به شما بگویم که از آلمان به من خبر رسیده که تا وقتی رژیم فعلی به همان شدت کنونی پابرجا باشد، جلد دوم من نمی‌تواند منتشر شود. با توجه به وضع موجود، از این خبر تعجب نکردم، و باید اعتراف کنم که به دلایل زیر ابداً باعث ناراحتی من نشد: یکم، من پیش از آنکه بحران صنعتی کنونی انگلستان به اوج نرسد، تحت هیچ شرایطی جلد دوم را منتشر نمی‌کردم. اینبار پدیده‌ها منحصر به‌فرد هستند و از جوانب بسیاری با گذشته تفاوت دارند، و صرف‌نظر از سایر شرایط متغیر، می‌توان به سادگی این را توضیح داد، چراکه بحران‌های پیشین انگلستان هرگز پیش از بحران‌های ایالات متحده، آمریکای جنوبی، آلمان، اتریش و غیره که هم‌اکنون ۵ سال طول کشیده است، رخ نداده بودند. بنابراین، ضروری است که پیش ‘مصرف مولد’ آن‌ها، مقصودم ‘ازلحاظ نظری‘ است، مسیر کنونی امور را تا مرحله‌ی بلوغ آن‌ها مشاهده کرد.» («آثار»، ۴۵:۳۵۳)

 کلام آخر: به‌جای نتیجه‌گیری

«مارکس از سفر برگشته و ظاهراً با سلامتی کامل، و بی‌تردید کار روی جلد دوم سرمایه به ‌سرعت پیش خواهد رفت.»[14] (انگلس، نامه به فیلیپ بکر، ۸ اکتبر ۱۸۷۹ («آثار»، ۴۵:۴۱۵))

با توجه به مراتب بالا، به سهولت می‌توان فهمید که مارکس تا آخر عمر نه‌فقط با مجلد دوم سرمایه‌ بلکه با مجلد نخست نیز کلنجار می‌رفت و چنانچه زنده می‌ماند در ویراست سوم آلمانی تجدید نظر می‌کرد. همان‌طور که انگلس در پیش‌گفتار ویراست سوم آلمانی توضیح می‌دهد: «هدف مارکس، بازنویسی بخش زیادی از متن مجلد اول، تدوین دقیق‌تر بسیاری از موضوعات نظری، گنجاندن موضوعات جدید و به‌هنگام کردن مطالب تاریخی و آماری بود. اما وضعیت بیماری او و نیاز مبرم به ویرایش مجلد دوم، سبب انصراف او از این طرح شد. تنها ضروری‌ترین تغییرات باید به عمل می‌آمد، و فقط افزوده‌هایی وارد می‌شدند که در ویراست فرانسه گنجانده شده بودند.»[15]

تردیدی نیست که «انصراف او از این طرح»، دستکم از نظر خودِ مارکس «موقتی» بود چراکه امیدوار بود دیر یا زود سلامتی خود را بازیابد. ازاین‌رو، به‌خاطر کمبود وقت و اصرار ناشر، انتظار داشت که میسنر فعلاً بدون هیچ تغییری، به‌طور موقت ابتدا ۱۰۰۰ نسخه‌ از همان ویراست دوم را بازنشر کند. فقط  ۲ ماه پیش از مرگ، در واپسین نامه‌ای که از او به انگلس به جا مانده است، تأکید می‌کند که: «اما باور دارم که با بردباری و انضباط سخت‌گیرانه‌ی شخصی، به‌زودی مجدداً به مسیر باز خواهم گشت.» (۱۰ ژانویه ۱۸۸۳، « آثار»، ۴۶:۴۲۵) به هر حال آنچه حائز اهمیت است، دستاورد نظری مارکس در بخش انباشت سرمایه در ویراست فرانسوی بود. از آن پس این افق جدید نه‌فقط نظریه‌ی انقلاب مارکس، که در این نوشته مورد بحث نیست، را تحت تأثیر قرار داد، بلکه همان‌طور که پیشتر استدلال شد، برای مجلد دوم پژوهشی گسترده‌تر و عمیق‌تر نسبت به صورت‌بندی‌‌های متفاوت مالکیت بر زمین و از آنجا تولید کشاورزی در روسیه و مستعمرات (هند، الجزایر، و نظایر آن‌ها) را ضروری ساخت.

این‌که مارکس از نتایج پژوهش‌های ناتمام خود چگونه در مجلدهای بعدی بازنمایی می‌کرد، برای هیچ‌کس مشخص نیست. با این حال با شناختی که از سبک کار او به‌ویژه در مجلد نخست داریم، شاید بتوان به‌همراه با مارکس ادعا کرد که «صرف‌نظر از هر کمبودی، مزیت نوشته‌های من در این است که یک کل هنری را تشکیل می‌دهند» و باز شاید بتوان به‌همراه خودِ مارکس تصریح کرد که: «رفیق عزیزم، تو درک خواهی کرد که در اثری مانند من، قطعاً کاستی‌هایی در جزییات وجود خواهد داشت. اما ترکیب، ساختمان، یک پیروزی در دانشوری آلمانی است، که یک آلمانی می‌تواند به آن اعتراف کند، چراکه به هیچ‌وجه دستاورد خودِ او نیست، بلکه برعکس، متعلق به یک ملت است. مسئله‌ای که حتی بیش‌تر باعث خوشحالی است، چراکه در غیراین‌صورت، ابله‌ترین ملت زیر خورشید است!» (نامه به انگلس، ۲۰ فوریه ۱۸۶۶، «آثار»، ۴۲:۲۳۲)

 

یادداشت‌ها:

[1].‌ کلیه‌ی ارجاعات به «مجموعه‌ی آثار» مارکس و انگلس، از اینجا به بعد «آثار»، به زبان انگلیسی است که در این لینک دسترسی است.

[2]. سرمایه، مجلد دوم، ترجمه حسن مرتضوی، انتشارات لاهیتا، ۱۳۹۷، ص. ۱۱۵.

[3]. https/iisg.nl/imes/documents/mega_ii_11

https/iisg.nl/imes/documents/mega_ii_14

[4]. ر. ک. به مجلد دوم سرمایه، ۱۳۹۳، مقدمه‌ی ویراستاران بر مجلدهای ۱۲ و ۱۳ آثار کامل مارکس و انگلس، صص. ۴۵ تا ۱۱۴.

[5].  ر. ک. به کتاب سرمایه، جلد نخست، ترجمه حسن مرتضوی، انتشارات لاهیتا، ۱۳۹۳، ص. ۳۲.

[6]. ‌ ضروری بود که مجلد فارسیِ نامبرده و نیز متن انگلیسیِ دیوید فرنباخ، ۱۹۸۱، درست مانند ویراست جلد نخست که مارکس به ویلهلم وُلف اهدا کرده بود، در همان نخستین صفحه مشخص می‌کردند که مارکس این مجلد دوم سرمایه را به جنی وستفالن اهدا کرده است. فردریش انگلس نیز در سطر پایانی همان  پیشگفتار مجلد دوم تصریح می‌کند «چنان‌که مارکس اغلب به من گفته بود، قرار بود مجلد دوم و سوم سرمایه به همسرش تقدیم شود.» (همان، ص. ۱۳۱)

[7]. سرمایه، مرتضوی، ۱۳۹۳، ص. ۲۹.

[8]. کلیه‌ی این طرح‌ها در «مجموعه‌ی آثار» مارکس و انگلس به انگلیسی در مجلدهای ۳۰، ۳۱، ۳۲ ، ۳۳ و ۳۴ قابل دسترسی هستند.

[9]. مجموعه‌ی دست‌نوشته‌های ۱۸۶۵ـ۱۸۶۳ به زبان اصلی و بدون هیچ دخل و تصرفی در مگای ۲، در سال ۱۹۸۸ منتشر شدند و در این لینک قابل دسترسی هستند.

 هم‌چنین ر. ک. به نتایج فرایند مستقیم تولید، ترجمه‌ی علی‌رضا جواهریان، نشر چرخ، ۱۴۰۲.

[10]. ر. ک. به سرمایه، مجلد سوم، ترجمه حسن مرتضوی، نشر لاهیتا، ۱۳۹۶، صص. ۸۲۴-۶۴۵.

[11]. انگلس در پاسخ به مارکس در ۱۰ فوریه ۱۸۶۶ می‌نویسد: «درضمن ۹۶۰ صفحه معادل ۲ مجلد ضخیم است. آیا نمی‌توانی ترتیبی دهی که دست‌کم ابتدا مجلد نخست منتشر شود و مجلد دوم، چند ماه بعد؟ این هم ناشر و هم عموم را خوشحال می‌کند، و در واقعیت هیچ وقتی تلف نخواهد شد.» («مجموعه‌ی آثار»، ۴۲:۲۲۳)

[12]. در ارتباط با نقد چارلز هنری کری، ر. ک. به نامه‌ی بسیار مفصل مارکس به انگلس در باره‌ی رشد کشاورزی در ایالات متحده، ۲۶ نوامبر ۱۸۶۹، «مجموعه‌ی آثار»، ۴۳:۳۸۳.

[13]. در واقع  نیت اصلی انتقاد اسناد مالکیت، انتقال زمین‌های وسیعی به شرکت‌های راه‌آهن، واگذاری اراضی به دلالان و پیوند آن‌ها با سرمایه‌ی مالی، و ورشکسته کردن کشاورزان کوچک بود، که شاید بزرگ‌ترین خصوصی سازی در تاریخ باشد.

[14]. مارکس به تجویز دکتر از ۸ تا ۲۱ اوت ۱۸۷۹ به جزیره‌ی جرسی سفر کرد. سپس از آنجا راهی رامزگیت شد و ۱۷ سپتامبر به لندن بازگشت.

[15]. سرمایه، مرتضوی، ۱۳۹۳، ص. ۴۷.

 

نمایه‌ی شخصیت‌ها

Nikolai Franzevich Danielso (Nikolai-on) (1844-1918)

دانیلسون، نیکولای فرانزویچ، نام مستعار نیکولای-‌آن، اقتصاددان روس. مترجم کتاب سرمایه.

Adolph Friedrich Sorge (1828-1906)

زورگه، آدولف فردریش، از فعالین انقلاب ۱۸۴۸، که در ۱۸۵۲ به آمریکا مهاجرت کرد. عضو رهبری «بین‌الملل» بین سال‌های ۱۸۷۲ تا ۱۸۷۴.

Zigmund Schott (1818-1895)

شوت، زیگموند، نویسنده و سیاست‌مدار آلمانی.

Charles Henry Carey (1793-1879)

کری، چارلز هنری، اقتصاددان آمریکایی، مبلغ سازش طبقاتی.

Karl Klings (1825-1874)

کلینگز، کارل، کارگر فلزکار آلمانی، عضو «اتحادیه‌ی کمونیستی»، و «سازمان عمومی کارگران آلمان» که سپس به آمریکا مهاجرت کرد و عضو فعال «سازمان بین‌المللی کارگران» در شیکاگو بود. تاریخ تولد او دقیقاً مشخص نیست، اما قطعاً پس از سال ۱۸۲۵ ذکر شده است.

Ludwig Kugelmann (1830-1902)

کوگلمان، لودویگ، پزشک آلمانی، عضو «سازمان بین‌المللی کارگران»، دوست صمیمی مارکس. مروج کتاب سرمایه. این نخستین نامه‌ از نامه‌نگاری‌های پرشمار مارکس به کوگلمان است که تا اواسط دهه‌ی ۱۸۷۰ ادامه می‌یابد.

Jacob Ludwig Carl Grimm (1785-1863)

گرایم، ژاکوب لودویگ کارل، نویسنده‌ی گرامر و تاریخ زبان آلمانی که طی ۱۰ سال واژه‌نامه‌ی آلمان را در سال‌های ۱۸۳۲ تا ۱۸۵۴ در قطعاتی جداگانه و مستقل منتشر کرد.

Georg Julian Harney (1817-1897)

هارنی، جورج یولیوس، رهبر جناح چپ چارتیست‌ها، سردبیر «نورترن استار»

 

لینک کوتاه شده در سایت «نقد»: https://wp.me/p9vUft-5mr

پاسخی بگذارید