«مبارزهی طبقاتی بازی نیست»
برداشت رابطهای دانیل بنسعید از طبقه
نوشتهی: چینزیا آروتسا و پاتریک کینگ
ترجمهی: حسن مرتضوی
اینکه طبقات نه در انزوا بلکه فقط در چارچوب دیالکتیک مبارزهشان وجود دارند، روشن میکند که حتی تعیّنهای گام به گام طبقه که از حرکت تعیّن گام به گام سرمایه در نقد اقتصاد سیاسی مارکس تبعیت میکنند، چنانچه با بررسی خط سیر تاریخی قطبیشدن و مبارزهای که طبقات در راستای آن با یکدیگر مواجه میشوند تکمیل نشود، برای تعریف طبقه ناکافی است. به عبارت دیگر، کل مجموعهی تعیّنها ضرورتاً شامل تعیّنهای سیاسی همراه با تعیّنهای اقتصادی است. به همین دلیل است که به نظر بنسعید ما واپسین کلام مارکس را دربارهی موضوع طبقه فقط در نوشتههای سیاسی او مییابیم (مبارزات طبقاتی در فرانسه، هجدهم برومر، جنگ داخلی در فرانسه)، زیرا این فقط در آن نوشتههاست که با تمرکز بر مبارزه پیچیدگیهای رابطهای، تاریخی و پویای طبقات کاملاً نمایش داده میشود (Bensaïd, 2000, pp. 79-80; Bensaïd, 2002, p. 99). بنسعید از تعیّنهای سیاسی صحبت میکند، زیرا تلقی او از مبارزهی طبقاتی کاملاً سیاسی است. آنچه او در ذهن دارد، فقط تقابل در محل کار بین کارگران و سرمایهداران پیرامون مزد، مزایا و شرایط کار نیست، بلکه ستیز کاملاً بالیدهای است که در نقاط گوناگون فرآیند بازتولید کل سرمایه و شکلهای اجتماعی سرمایهداری رخ میدهد و ضرورتاً متضمن دولت است، زیرا «در سپهر سیاسی، مناسبات تولید با دولت مفصلبندی میشود»

