All posts tagged: م. بیگی

پایان تئوری


نوشته‌ی: روبرت کورتس
ترجمه‌ی: م. بیگی

روبرت کورتس یکی از مارکسیست‌های برجسته‌ی آلمانی بود که بازخوانی جدیدی از مارکس را تبلیغ و ترویج می‌کرد و در آثارش در نقد به کمبودهای مارکسیسم سنتی زندانی‌شده در چارچوب «ماتریالیسم دیالکتیک» اشاره داشت. از او آثار مهمی به زبان آلمانی به یادگار مانده‌اند که او در آن‌ها به نقد سرمایه‌داری متأخر در عصر حاضر می‌پردازد. برخی از آثار او عبارتنداز: 1) «بازخوانی مارکس» که در آن مهم‌ترین متون مارکس را از زاویه‌ی بت‌وارگی کالایی در قرن کنونی بررسی می‌کند؛ ۲) «کتاب سیاه سرمایه‌داری»، او در این نوشته علل پایانی به اصطلاح اقتصاد بازار آزاد را اثبات می‌نماید. ۳) بحران جهانی و تجاهل، سرمایه‌داری درحال زوال.

اسکیزوفرنی سیاست پولی

اسکیزوفرنی سیاست پولی


نوشته‌ی: توماس کونیش
ترجمه‌ی: م. بیگی

گرایش اضطراری به سرمایه‌داری دولتی و حمایت‌گرایی در واکنش نسبت به موج بحران‌ها موضوع جدیدی نیست. مرحله‌ی بحرانی آغازشده‌ی کنونی یادآور خاطره‌ی دهه‌ی1930 قرن بیستم است، زمانی‌که فروپاشی بزرگ در سال ۱۹۲۹ تقریباً تمام کشورهای متروپل را به گرایش در سِمتِ راهبری توسط دولت، حمایت‌گرایی و ملی‌گرایی ــ با تمام عواقب اقتصادی و سیاسیِ شناخته‌شده‌اش ــ سوق داد. این درس‌های تاریخی که در واکنش به موج‌های بحران سال‌های ۲۰۰۸/۲۰۰۷ هم‌چنان حضور داشتند، اکنون به‌دلیل تضادهای رو به رشد اجتماعی به فراموشی سپرده شده‌اند. بنای برجِ بدهی جهانی که به‌واسطه‌ی چرخش‌های کسریِ سازمان‌یافته، در حال فروپاشی است، امری که رقابت میان «مراکز اقتصادی» را شدت می‌بخشد. اقدامات برای تحرک اقتصادی و سیاست سرمایه‌گذاری دولت بایدن دقیقاً بدین خاطر تا حدودی موفقیت‌آمیزند، زیرا که آن‌ها دربرگیرنده‌ی مولفه‌های حمایت‌گرایانه‌ای هستند که مورد تائید اتحادیه‌ی اروپا نیستند ـ ضمن آن‌که این حمایت‌گرایی هنوز تعمیم نیافته است

پول بلندپروازان

پول بلندپروازان


نوشته‌ی: توماس کونیش
ترجمه‌ی: م. بیگی

این اتحادیه هم‌چنین با یک دوگانگی شدید مشخص می‌شود. این اتحادیه با این نیت تشکیل شده است که به هژمونی غرب و کارکردهای امپریالیستی قدرت هژمونیک آمریکا پایان دهد. یورش به دلار آمریکا به‌مثابه‌ی ارز راهبر در جهان، عزم مرکزی در چارچوب این راهبرد است. اما در عین حال کشورهای عضو بریکس برای یک تغییر بنیادی در تجارت جهانی تلاش نمی‌کنند. آن‌ها حداکثر در تلاش‌اند تا در چارچوب نظام جهانی سرمایه‌داری، وارث جهان غرب و آمریکا شوند و نتیجتاً در دام همان رویه‌های امپریالیستی گرفتار خواهند شد که آمریکا به خاطر آن مورد سرزنش قرار گرفته است.

در بررسی و نقد آرای سعید رهنما

خرافات مدرن

در بررسی و نقد آرای سعید رهنما

نوشته‌ی: م. بیگی


ازدیدگاه مارکس سرمایه به هرشکلی که درآید یک فرانمود را توجیه می‌کند و دقیقاً شناخت از فرانمودها است که خود استدلالی درتبیین این نظام بعنوان مرحله‌ی خاص در تاریخ بشری می‌شود و درروند مقاله‌ام منظورم از فرانمودها و اشکال و کارکردهای آنها در فریب انسان به واسطه‌ی پنهان‌ساختن واقعیت‌ها را تشریح خواهم کرد.
نقد من در این نوشته، نقد مقالاتی ازآقای رهنما است که در حرف از سیستم سرمایه‌داری بعنوان یک سیستم تاریخی و گذرا سخن می‌راند و مدعی می‌شود که می‌باید وسائل و امکانات لازم را فراهم آورد تا بتوان به یاری‌شان راهِ رفتن به جامعه‌ی سوسیالیستی که آن را “سوسیالیسم دموکراتیک” می‌نامد، آماده ساخت. لاکن دقیقاً با توسل و دخیل بستن به همان چهار گزینش و قبول دولت سرمایه‌دارانه بعنوان نهادی ابزارگرایانه که می‌تواند در جامعه‌ی سوسیالیستی هم مفید عمل واقع شود، عملاً گذار به جامعه‌ی سوسیالیستی‌اش را به فردائی که نخواهد آمد، فرافکن می‌نماید.
در نوشته‌ام کوشش کرده‌ام که به بیشترین ادعاهای اساسی ایشان در تناقض با نظرات مارکس ولی در تطابق کامل با آن چهار گزینش، مستدل نمایم که ایشان بعنوان یک روشنفکر نخبه‌گرا از روشنفکران ارگانیک طبقه‌ی سرمایه‌دار به توجیه نظام سرمایه‌داری در پوشش مبارزه با نئولیبرالیسم می‌پردازد.