All posts tagged: مناسبات تولید

طبقه در خود و برای خود

طبقه در خود و برای خود


نوشته‌ی: مایکل وستر
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

مارکس و انگلس همانند جنبش‌های کارگری، در سراسر زندگی با این مسئله دست‌وپنجه نرم کردند که تبدیلِ مبارزاتِ اقتصادیِ جنبش‌های کارگری به مبارزه برای کسبِ قدرتِ سیاسی، فرایندی به همان اندازه دشوار بود که می‌توانست با موانعی روبه‌رو شود. با وجود این دشواری‌ها، آنان برخلاف دیدگاهی که بعدها برای لنین اهمیتِ محوری پیدا کرد، بر این باور نبودند که کارگرانِ مزدبگیر به‌طور خودانگیخته هرگز از سطحِ آگاهیِ منافعِ اقتصادی و اتحادیه‌ای فراتر نخواهند رفت. برعکس آنان حتی قبل از 1848، با نگاهی دوراندیشانه از پویشی درونی در مبارزاتِ اتحادیه‌ای سخن گفتند که به سیاسی‌شدنِ این مبارزات منجر خواهد شد

مارکس و نظریه‌ی انقلاب

مارکس و نظریه‌ی انقلاب


نوشته‌ی: حسن آزاد

روش مارکس در تحلیل انقلاب فرانسه 1848 از سطوح تجرید مختلفی تشکیل می‌شود، با حرکت از مجرد به مشخص که عوامل متعددی را دربرمی‌گیرد و نمی‌توان آن را به یک عامل و یک نقل‌قول تقلیل داد. او بررسی خود را از شیوه‌ی تولید آغاز می‌کند سپس به مفصل‌بندی شیوه‌های تولید مختلف در شکل‌بندی اجتماعی فرانسه در همان مقطع تاریخی می‌پردازد. بعد مساله‌ی طبقات اجتماعی طرح می‌شود: نخست هستی اقتصادی طبقات، سپس سطح آگاهی، فرهنگ، سازمان‌یافتگی و سنت‌های مبارزاتی.