All posts tagged: حسن مرتضوی

پاسخی به منتقدان

پاسخی به منتقدان


نوشته‌ی: الن میکسینز‌وود
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

الن وود در این مقاله به سمپوزیوم کتاب خود، امپراتوری سرمایه، با طرح دیدگاه‌هایش درباره‌ی خاص‌بودگی سرمایه‌داری و امپریالیسم سرمایه‌دارانه، رابطه‌ی بین سرمایه‌ی جهانی و دولت‌های سرزمینی، مفاهیم بغرنج «جهانی‌سازی» و «مالی‌گرایی» پاسخ می‌دهد. و این‌که درک ما از سرمایه‌داری چگونه بر برداشت‌مان از مبارزه‌ی اپوزیسیون تأثیر می‌گذارد.

مسیر گرامشی: از «شخم‌زن» به «کود» تاریخ

مسیر گرامشی: از «شخم‌زن» به «کود» تاریخ


نوشته‌ی: فرانک روزن‌گارتن
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

گرامشی در زندان از ایده‌ی اراده‌ی سیاسی و انرژی‌های سیاسی و اخلاقی که به هدفی انقلابی معطوف شده بودند دست نکشید؛ آن‌چه در او تغییر کرد، چشم‌انداز او درباره‌ی ابزارها و شکل‌های مبارزه در دورانی بود که ارتجاع ضدسوسیالیستی مسلط بود. او در جست‌وجوی تعادل جدیدی بود بین انگیزه‌های اراده و اهدافی که باید به آن‌ها رسید؛ تعادل و دلیل وجودی که به مداخلات سریع و قاطع وابسته نبود، بلکه به واکاوی‌های عمیق‌تر و عینی‌تر نیاز داشت که باید هم در جبهه‌های ایدئولوژیکی، فرهنگی، و فلسفی و هم در سازمان‌دهی سیاسی، اما به‌گونه‌ای متفاوت از آن‌چه تا ۱۹۲۶ از آن طرف‌داری می‌کرد، انجام می‌شد.

شالوده‌‌های اقتصادی امپریالیسم معاصر

شالوده‌‌های اقتصادی امپریالیسم معاصر


نوشته‌ی: فرانسوا شنه
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

آموزه‌ی جنگِ بی‌پایانْ پاسخی است به تضادهای درهم‌گره‌خورده‌ای که با بازسازی کل اقتصاد آمریکا برای پاسخ‌گویی به نیازهای سرمایه‌ی مالی تحت سیطره‌ی انواع صندوق‌ها ایجاد شده است. تلاشی است برای پاسخ‌گویی به هراس و دلهره‌ی شهروندان آمریکا از تعلق‌داشتن به اقتصاد و کشوری که به‌شدت به سایر نقاط جهان وابسته است و درعین‌حال برتر از آن نیست مگر در دو زمینه: داشتن سلاح‌های کشتار جمعی و کنترل نمادین ذهن‌های مردان و زنان از طریق استثمار و بت‌واره‌پرستی کالایی و مالی.

نقدی بر امپراتوری سرمایه الن میک‌سینز وود

دام‌چاله‌های واکاوی رئالیستی سرمایه‌داری جهانی

نقدی بر امپراتوری سرمایه الن میک‌سینز وود

نوشته‌ی: ویلیام آی. رابینسون
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

دوران کنونی را به جای «امپراتوری جدید آمریکا» می‌توان به بهترین وجه به‌منزله‌ی یک مرحله فراملی جدید در تکامل جاری سرمایه‌داری جهانی دانست که به‌ویژه با ظهور سرمایه‌ی به واقع فراملی، مدارهای جهانی‌شده‌ی انباشت و دستگاه‌های دولتی فراملی توصیف می‌شود. «امپریالیسم آمریکا» به استفاده‌ی نخبگان ملی از دستگاه دولتی آمریکا برای تداوم تلاش برای گسترش، دفاع و تثبیت نظام سرمایه‌داری جهانی اشاره دارد. نظامی‌سازی و مداخله‌ی آمریکا به بهترین شکلیْ پاسخی است به تضادهای لاینحل سرمایه‌داری جهانی.

فراتر از نظریه‌ی امپریالیسم سرمایه‌داری جهانی و دولت فراملی

فراتر از نظریه‌ی امپریالیسم

سرمایه‌داری جهانی و دولت فراملی

نوشته‌ی: ویلیام آی. رابینسون
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

ما به‌ مرحله‌ی فراملی کیفیتاً جدیدی در تکامل مستمر سرمایه‌داری جهانی وارد شده‌ایم که مشخصه‌ی آنْ شماری تغییرهای بنیادی در نظام سرمایه‌داری است، از جمله: ظهور سرمایه‌ی به‌واقع فراملی و ادغام هرکشور در یک نظام جهانی جدید تولید و مالی؛ ظهور یک طبقه‌ی سرمایه‌دار فراملی جدید یعنی یک گروه طبقاتی که به‌جای بازارها و مدارهای ملی، در بازارها و مدارهای انباشت جهانی جدید پایه دارد؛ ظهور دستگاه‌های دولت فراملی و ظهور روابط بدیع قدرت و نابرابری در جامعه‌ی جهانی. پویش این مرحله‌ی نوظهور سرمایه‌داری جهانی را نمی‌توان از دریچه‌ی تفکر دولت-ملت‌محور درک کرد. نمی‌گوییم که دولت-ملت دیگر مهم نیست، بلکه نظام دولت-ملت‌ها به‌عنوان واحدهای متعامل مجزا ــ نظام بین دولتی ــ دیگر اصل سازمان‌دهنده‌ی توسعه‌ی سرمایه‌دارانه یا چارچوب نهادیِ اصلی‌ای نیست که نیروهای اجتماعی و طبقاتی و پویش‌های سیاسی را شکل می‌دهد

امپریالیسم چه هست و چه نیست؟

امپریالیسم چه هست و چه نیست؟


نوشته‌ی: رابرت برنر
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

اقتصاد جهانی در سپتامبرـ‌اکتبر 1998 به اندازه یک مو با فروپاشی سراسری سیستم فاصله داشت، اما هاروی با مفهوم انباشتْ به مدد سلب‌مالکیت، راه را عملاً می‌گشاید تا انباشت اولیه‌ی مارکس در تطبیق آن با امروز … این مفهوم را از حیث انتفاع می‌اندازیم؟

بحث درباره‌ی امپریالیسم «جدید»

بحث درباره‌ی امپریالیسم «جدید»


نوشته‌ی: بن فاین
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

هدف در این‌جا این است که کتاب امپریالیسم جدید در بافتاری گسترده‌تر از موضوعِ بی‌واسطه‌ی آن، از دو طریق بررسی شود، ابتدا به مسائل روش‌شناسی، روش و نظریه‌ی ارزش می‌پردازیم و این‌که چگونه روابط بین قوانین درونی سرمایه‌داری و بازنمایی ظاهری آن‌ها، قابل ‌بررسی و تشریح است؟ دوم، تعیین سهم هاروی در تحولات عمومی‌تر در سراسر علوم اجتماعی است؛ هاروی به چه طریقی در آغاز هزاره، هم محیط روشن‌فکری را بازتاب می‌دهد و هم به آن کمک می‌کند؟

پکن بین اسمیت و مارکس

پکن بین اسمیت و مارکس


نوشته‌ی: لوچا پرادلا
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

تحلیل آریگی با تلاش برای فراتررفتن از مارکس از طریق بازگشت به اسمیت، به عدم‌تعیّن می‌انجامد. و به‌همین دلیل است که به‌جای این‌که یک نقد واقعی باشد، اغلب چیزی جز تکرار عبارات پیش‌پاافتاده درباره‌ی مارکس نیست که در مقابل شواهد متنی فرو می‌پاشد. به‌رغم شیوه‌ای که دولت‌های جی20 خود را نشان می‌دهند، بحران اقتصادی کنونی شامل تشدید تضادهایی است که مارکس در سرمایه ترسیم کرده است. موضوعیت فعلی نقد درونی او نه تنها به‌دلیل پیش‌آگاهی تحلیل اوست، بلکه به‌دلیل تشخیص تنها نیروی اجتماعی است که واقعاً می‌تواند «تفاوت ایجاد کند».

جووانی آریگی در پکن: بدیل سرمایه‌داری

جووانی آریگی در پکن: بدیل سرمایه‌داری


نوشته‌ی: لئو پانیچ
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

به نظر می‌رسد آریگی سه دهه منتظر بوده است تا به نقد معروف رابرت برنر از «مارکسیسم نواسمیتی» با این ادعای جسورانه پاسخ دهد که او در واقع یک «اسمیتی» است و به آن افتخار می‌کند. این کتاب با در تقابل ‌قرار دادن صریح اسمیت با مارکس به‌صورت جدلی آغاز می‌شود، و مارکس بسان یک نظریه‌پرداز «زمین مسطح» معرفی می‌شود که ظاهراً تشخیص نداده گسترش شیوه‌ی تولید بورژوایی منجر به توسعه‌ی عمومی سرمایه‌داری نمی‌شود. آریگی مدعی است که اسمیت کم‌تر از مارکس به امتیازاتی که گسترش اروپا برای بقیه‌ی جهان به ارمغان می‌آورد، «خوش‌بین» بود.

نقدی بر نظریه‌ی امپراتوری آمریکای پانیچ و گیندین


نوشته‌ی: جی. زد. جرود
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


نظریه‌ی پانیچ و گیندین پیرامون امپراتوری غیررسمی آمریکا از حد قابل‌قبولی برخوردار نیست. دلیل اصلی، که امیدوارم اکنون روشن شده باشد، این است که محتوای تجربی‌ای که مقوله‌های مفهومی‌شان را به آن ارجاع می‌دهند، تغییر کرده و دگرگون شده، به‌عبارتی معنای آن‌ها اساساً تغییر کرده است. درحالی‌که نقش دولت آمریکا را در ایجاد سرمایه‌داری جهانی نمی‌توان انکار کرد، خود روابط مالکیت سرمایه‌داری جهانی منجر به رابطه‌ای بیش از پیش متناقض بین سرمایه‌ی ملی و دولت ملی شده است که در آن صورت‌بندی‌های سنتیِ روابط و عملکردشان تغییر می‌کند. اگر ظرفیت دولت ایالات متحد برای ایفای چنین نقش مرکزی در ایجاد سرمایه‌داری جهانی، هم به غلبه‌ی شرکت‌های فراملیّتی‌«‌اش» مرتبط است و هم به «توسعه‌ی فضاهای تولیدی فراملّی که مشخصه‌ی آن عبور و مرور شبکه‌های تولید داخلی از مرزها یا پیوند لاینفک با شرکت‌های چندملیّتی است» ، پس این فرایند کمتر ناشی از دولت-ملت به‌عنوان یک عامل است و بیش‌تر نتیجه‌ی دگرگونی گسترده‌تر فرایند کار به چیزی است که شکل‌های دولت تاریخاً به آن «ضمیمه» می‌شود. در واقع، بیان چنین نظری درباره‌ی نقش دولت امروز ایالات متحد همانا نادیده‌گرفتن بخش‌های گسترده‌ای از تحقیقاتی است که «ابهام» تعریف‌های ملی از سرمایه و سرشت جهانی فزاینده‌ی آن را نادیده می‌گیرد.