نوشتهی: جی. زد. جرود
ترجمهی: حسن مرتضوی
نظریهی پانیچ و گیندین پیرامون امپراتوری غیررسمی آمریکا از حد قابلقبولی برخوردار نیست. دلیل اصلی، که امیدوارم اکنون روشن شده باشد، این است که محتوای تجربیای که مقولههای مفهومیشان را به آن ارجاع میدهند، تغییر کرده و دگرگون شده، بهعبارتی معنای آنها اساساً تغییر کرده است. درحالیکه نقش دولت آمریکا را در ایجاد سرمایهداری جهانی نمیتوان انکار کرد، خود روابط مالکیت سرمایهداری جهانی منجر به رابطهای بیش از پیش متناقض بین سرمایهی ملی و دولت ملی شده است که در آن صورتبندیهای سنتیِ روابط و عملکردشان تغییر میکند. اگر ظرفیت دولت ایالات متحد برای ایفای چنین نقش مرکزی در ایجاد سرمایهداری جهانی، هم به غلبهی شرکتهای فراملیّتی«اش» مرتبط است و هم به «توسعهی فضاهای تولیدی فراملّی که مشخصهی آن عبور و مرور شبکههای تولید داخلی از مرزها یا پیوند لاینفک با شرکتهای چندملیّتی است» ، پس این فرایند کمتر ناشی از دولت-ملت بهعنوان یک عامل است و بیشتر نتیجهی دگرگونی گستردهتر فرایند کار به چیزی است که شکلهای دولت تاریخاً به آن «ضمیمه» میشود. در واقع، بیان چنین نظری دربارهی نقش دولت امروز ایالات متحد همانا نادیدهگرفتن بخشهای گستردهای از تحقیقاتی است که «ابهام» تعریفهای ملی از سرمایه و سرشت جهانی فزایندهی آن را نادیده میگیرد.