All posts tagged: مارکس

مبانی نظریه‌ی امپریالیسم رزا لوکزامبورگ

مبانی نظریه‌ی امپریالیسم رزا لوکزامبورگ

درس‌گفتاری پیرامون «انباشت سرمایه»ی رزا لوکزامبورگ – بخش دوم

نوشته‌ی : کمال خسروی

رزا لوکزامبورگ: «شِمای انباشت مارکس تنها بیان تئوریکِ آن لحظه‌ی معینی است که سلطه‌ی سرمایه به نهایت خود رسیده‌ است و این شِما، بنابراین، به همان اندازه‌ی شِمای بازتولید ساده‌اش که تنها معرف صورت‌بندیِ تئوریکِ نقطه‌ی عزیمتِ انباشت سرمایه‌داری‌ست، افسانه‌ای علمی است.»

مارکسیسم، پارادکس‌ها و تضادها

مارکسیسم، پارادکس‌ها و تضادها


نوشته‌ی: برتل اولمن
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان


در نظامی که همانند سرمایه‌داری با سرعت تحول می‌یابد، مقوله‌ی «تضاد»، با تاکید بر تنش فزاینده میان فرایند‌های متقابلاً وابسته و انحلال نهایی‌شان، جایگاهی محوری دارد. به عقیده‌ی مارکس، «ویژگی‌های اجتماعاً متعیّن و متضاد عناصر سرمایه‌داری، خصیصه‌ی مسلط شیوه‌ی توسعه‌ی سرمایه‌دارانه است» و «در سرمایه‌داری همه چیز متضاد به نظر می‌رسد و در واقع متضاد هم هست». زیرا، از آن‌جا که سرشت رابطه‌ایِ سرمایه‌داری کاملاً با سرشت فرایندیِ آن هم‌بسته است…، تضاد را در همه جا می‌توان یافت، از جمله در آن‌چه ممکن است حرکت کاملاً اندام‌وار «هویت/تفاوت»، «میانجی‌گری» و «دگردیسی» به نظر برسد.

مبادله بدون استثمار

مبادله بدون استثمار

نقدی بر «ساختار تاریخ جهان» اثر کوجین کاراتانی

نوشته‌ی : النا لوئیزا لانگه
ترجمه‌ی: حسن آزاد


در ارزیابی من برای بدفهمی کاراتانی دلیل عمیق‌تری وجود دارد. این بدفهمی تنها به نسبت دادن منشاء ارزش اضافی به حوزه‌ی گردش مربوط نمی‌شود، بلکه به‌طور کلی، بیش‌تر به دریافت او از شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری چه از منظر هدف و چه از حیث جوهر آن پیوند دارد: این نظر که سرمایه به خاطر مصرف تولید می‌کند. با اطمینان می‌توان گفت بسیاری از مولفان مارکسیست و نظریه‌پردازان در کوشش‌ خود برای تبیین بحران‌ها بر پایه‌ی کم مصرفی این عقیده را پذیرفته‌اند.

مارکس و انگلس: درباره‌ی آزادی زنان

مارکس و انگلس: درباره‌ی آزادی زنان


نوشته‌ی: هال دریپر
ترجمه‌ی: نیکزاد زنگنه


در هیچ جای کتاب ایدئولوژی آلمانی، آن‌طور که بعدها انگلس به‌طور کامل به آن می‌پردازد، خانواده به اقتصاد متکی بر مالکیت خصوصی مربوط نمی‌شود، اما مارکس آشکارا گمان می‌کرد این رابطه مستلزم اطلاعات تجربی اندکی است، زیرا هیچ تردیدی در این نتیجه‌گیری بنیادی نداشت که با الغای اصل مالکیت خصوصی، «نهاد خانواده نیز ملغی خواهد شد.»

مقدمه بر دست‌نوشته‌ی اقتصادی 1865-1864 مارکس

تلاش ارجمند انگلس و ناتمامی سرمایه؟


نوشته‌ی: فرد موزلی
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


از نظر مارکس جنبه‌ی اصلی ساختار منطقی سرمایه به طور عام و رقابت عبارتست از تولید ارزش اضافی و توزیع ارزش اضافی، یعنی تعیین کل ارزش اضافی قبل از تقسیم آن به اجزای منفرد. مارکس مشخصاً این فرض کمی بنیادی نظریه‌ی خود را پس از ۱۸۶۳ کنار نگذاشت و بنابراین ساختار منطقی سرمایه به طور عام و رقابت را کنار نگذاشت.

رزا لوکزامبورگ: نقد نظریه‌ی انباشت مارکس

رزا لوکزامبورگ: نقد نظریه‌ی انباشت مارکس


نوشته‌ی: کمال خسروی

به‌نظر رزا لوکزامبورگ تئوری بازتولید ساده، نه تنها به‌هیچ وجه ویژگیِ جامعه‌ی سرمایه‌داری نیست، بلکه ویژگیِ هیچ جامعه‌ی دیگری هم نیست. در جوامع ماقبل‌سرمایه‌داری هم می‌بایست در هر دوره بیشتر از سطح دوره‌ی گذشته تولید شود. حتی در جامعه‌ی سوسیالیستی هم درهر دوره‌ی کار، ناگزیریم بیش از حدِ احتیاجِ بلاواسطه، تولید کنیم.

گزیده‌برداری‌های‌ قوم‌شناختی مارکس

گزیده‌برداری‌های‌ قوم‌شناختی مارکس


نوشته‌ی: لاورنس کِرادِر
ترجمه‌ی: لیلا حسین‌زاده


تمدن برای مارکس وضعیتی است محدود و متناقض که نقدِ آن مقید به پراکسیس انقلابی است، نقدی که نخستین گام آن چیرگی بر شرایط محدودیت و تناقض است: درونی و بیرونی. با این‌حال همین شرایط تمدن، ابزاری منحصر به‌فرد برای غلبه بر تقسیم اجتماعی و محدودیت درونی در دستان ماست. این متونِ قوم‌شناسانه، با مستندسازیِ مراحل و راستای عمومی تاریخِ تطور، تعریفی از این تطور و بُعد زمانی آن را میسر ساختند