All posts tagged: مارکس

ارزش بدون بت‌وارگی

ارزش بدون بت‌وارگی!


نوشته‌ی : النا لوئیزا لانگه
ترجمه‌ی: حسن آزاد


برخلاف خوانش اونو از شکل ارزش نشان خواهم داد، که طرح ویژه‌ی مارکس از مساله‌ی تحلیل شکل ارزش و قائل‌شدن نقش ساختاری و توضیحی برای نظریه ارزش‌ ـ کار در کل تشریح کتاب «سرمایه» در «رمزگشایی بت‌وارگی» تحول اَشکال هرچه مه‌آلودتر کار و جلوه‌های شئ‌واره‌ی آن در شکلِ ارزش نقش کلیدی ایفا می‌کند. بنابراین، برخلاف کسانی که به اونو باور دارند، نقد اَشکال سرشت‌نما و بت‌واره‌ی ارزش یا «بت‌وارگی» در کانون برنامه مارکس قرار دارد.

کمال خسروی: دیالکتیک نوآوری

دیالکتیک نوآوری


نوشته‌ی: کمال خسروی


نقد همچون روشنگری نه تنها مقید است به استدلال منطقی، به تحلیل عینی و به تفکر اصولی، بلکه هم‌هنگام منوط است به پرسش از منطق، از عینیت و از اصول. نقد همچون ستیزه‌جویی و رزمندگی نه تنها پروایی از شکستن سدها و سنگرهای پوشالی و از فروریزاندنِ دیواره‌های تحجرِ فکری ندارد و در یافتن راه حل‌ها و پاسخ‌ها گستاخ است، بلکه درعین حال خود همواره سنگری است در جبهه‌ی مبارزه علیه سلطه و استثمار

دورنمای آرمانی آینده - آنگاه و اکنون

دورنمای آرمانی آینده – آنگاه و اکنون


نوشته‌ی: برتل اولمن
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


امروزه برای ما دغدغه‌ی اصلی این است که آیا دلایلی که مارکس را از آمیختن هر چه بیش‌تر دورنمای خود از کمونیسم در واکاوی‌اش از سرمایه‌داری دور می‌کرد به قوت خود باقی است یا خیر، و من پاسخم منفی است. مثلاً احتمال اندکی وجود دارد که مارکسیسم، حتی با برداشتی صریح‌تر از کمونیسم، با رقیبان آرمان‌شهری که حتی به یادآوردن نام‌شان دشوار است، اشتباه گرفته شود… به همین منوال، بعید است که جایگاه علمی مارکسیسم از این امر متأثر شود، زیرا تحولات سرمایه‌داری از زمان مارکس به بعد، بخش اعظم آینده‌ی مارکس را روی زمین سخت قرار داده است و شواهد لازم را برای امکان‌پذیری کمونیسم چندبرابر کرده است.

آثار مارکس در زبان فارسی

آثار مارکس در زبان فارسی


تهیه و تنظیم: یاشار دارالشفاء


راه زیادی طی شده تا همین میزانِ موجود از آثار مارکس به‌زبان فارسی به‌دستان ما رسیده‌است. ترجمه‏‌هایی دقیق، نادقیق، کامل، ناقص و بعضا چندباره‏‌ کاری‏‌های نالازم. به‌هر ترتیب در دسترس بودن یک فهرست جامع از آثار برگردانده‌شده از مارکس در زبان فارسی راهنمای خوبی چه برای علاقه‏‌مندان به‌مطالعه‏‌ی مارکس به‌زبان فارسی، چه مترجمان، و چه پژوهش‌گران تاریخ و سیاست خواهد بود تا به‌واسطه‏‌ی آن بتوانند ضمن تلاش برای تقویت تواناییِ زبان فارسی در اندیشه‏‌ورزیِ انتقادی، از لابلای تاریخِ انتشار و ناشران و مترجمان این آثار به‌بازخوانی زمینه و زمان‌ه‏ایی بنشینند که اندیشه‏ به‌طور کلی و مارکسیسم به‌طور خاص در ایران بر بستر آن تکوین یافته‌است. این موردِ آخر رسالتی‏ست که در مقالاتی دیگر به‌زودی به آن خواهیم‌پرداخت.

بی‌همتایی مارکس - نثد اقتصاد سیاسی

بی‌همتایی مارکس

مارکس بی‌همتاست همچون نقطه عطفی در تاریخِ زندگی و اندیشه‌ی بشری؛ بی‌همتاست همچون مرزی که تاریخ را به پیش و پس از خود تقسیم می‌کند؛ بی‌همتاست همچون نقطه‌ی بی‌بازگشتِ نقد. بی‌همتاست از آن رو که بهشتی دروغین را وعده نمی‌دهد، بلکه راز بهشت‌های دروغینی را فاش می‌کند که خود را پایان تاریخ می‌نامند؛ مارکس بی‌همتاست، هم برای دوستان و هم دشمنانش؛ اگر دوستانش از این بی‌همتایی آگاه نباشند، دشمنانش همیشه از آن آگاه بوده‌اند و هستند: در ژرف‌ترین تاریک‌خانه‌ی هراس‌شان از توانِ روشنگرانه و ستیزه‌جویانه‌ی نقد

رزمندگی سیاسی مارکس

رزمندگی سیاسی مارکس


نوشته‌ی: مارچلو موستو
ترجمه‌ی: بهرام صفایی


با وجود تمام دشواری‌های ناشی از گوناگونی ملیت‌ها، زبان‌ها و فرهنگ‌های سیاسی، بین‌الملل توانست به اتحاد و هماهنگی میان طیف گسترده‌ای از سازمان‌ها و مبارزات خودانگیخته دست یابد. بزرگ‌ترین امتیاز بین‌الملل این بود که به‌طور قطعی از خصلت محدود اهداف و استراتژی‌های اولیه‌اش فراتر رفت و نیاز مطلق به همبستگی طبقاتی و همکاری بین‌المللی را اثبات کرد.

برتل اولمن - نقد اقتصاد سیاسی

چرا دیالکتیک؟ چرا اکنون؟


نوشته‌ی: برتل اولمن
ترجمه‌ی: هوشنگ رادیان


تصور مارکس از آن‌چه پس از انقلاب رخ می‌دهد، عمدتاً برآمده از پیش‌بینی شکل‌هایی است که انحلالِ تضادهای عمده‌ی سرمایه‌داری، به دستان طبقه‌ی حاکم جدید، یعنی کارگران، احتمالاً به این شکل‌ها منتهی خواهد شد؛ همان کارگرانی که پیش‌تر به دلیل مشارکتشان در یک انقلاب موفق و هم‌چنین به واسطه‌ی این‌که منافع طبقاتی‌شان راهنمای آن‌ها برای تصمیم‌گیری‌های مهم بوده است، به‌شکلی چشم‌گیر تغییر کرده‌اند. مهم‌ترینِ این منافعْ الغای روند استثمارِ خود به‌عنوان یک طبقه و هم‌گام با آن، تمامی شرایطِ پشتیبان این استثمار است.