All posts tagged: سوسیالیسم

مِندوزا، آرژانتین، ۱۹۷۳

محدودیت‌ها و امکانات کنترل کارگری درون دولت

مِندوزا، آرژانتین، ۱۹۷۳

نوشته‌ی: گابریلا اسکودلِر
ترجمه‌ی: روزبه راد


تاریخچه‌ی طولانی آرژانتین همراه با دیکتاتور‌های نظامی و سرکوب از زمان حزب پِرونیست از سال ۱۹۵۵، موجب‌ شد تا مبارزه‌ی کارگران به مسیر‌های نهادینه‌نشده سوق داده شود. با بازگشت دموکراسی در ماه مه سال ۱۹۷۳، بسیاری از کارگران ضرورت گنجاندن ابزار‌های سازمانی شکل‌گرفته در نزدیک به دو دهه نبرد را به قلمروی سیاسی ـ نهادی تشخیص دادند. آن‌ها دموکراسی و قدرت کارگری را که از طریق کارگران عادیِ برخوردار از آگاهی طبقاتی و بسیج‌شده شکل می‌گرفت و حفظ می‌شد، وسیله‌ی دگرگونی دولت از پایین تلقی می‌کردند.
با توجه به تناقضات و پیچیدگی‌ها در دوره‌ای از مبارزه‌ي طبقاتی فزاینده، تجارب به‌دست آمده در آرژانتین در ۱۹۷۳، مواد و مصالح چشمگیری برای واکاوی فراهم می‌آورد. شرح این رویدادها نشان می‌دهد که رقابت برای کسب قدرت در محیط ‌کار در تمامی موارد به رویارویی با حکومت یا کارفرمایان نمی‌انجامید. موردپژوهی پیش‌رو همچنین این امکان را برای ما فراهم می‌کند که پیرامون محدودیت‌ها و دشواری‌های عملی‌ پیش‌ روی کارگران در طی این تلاش‌ها برای کنترلِ کارگری درون دولت بیندیشیم.

کارخانه‌هایمان را پس بدهید!

کارخانه‌هایمان را پس بدهید!


نوشته‌ی: زبیگنیف مارچین کوالوسکی
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان


جمهوری شورایی خلق لهستان در سال‌های 1944 تا 1989، یکی از صورت‌بندی‌های اجتماعی گذار از سرمایه‌داری به سوسیالیسم بود که پیرامون نظام سرمایه‌داری جهانی شکل گرفت. این بخش پیرامونی در فرایند تاریخی انقلاب صنعتی از بخش مرکزیِ غربی عقب‌ مانده بود… نظام سرمایه‌داری وابسته‌ی لهستان در فاصله‌ی دو جنگ جهانی مانع توسعه‌ی صنعتی کشور شده بود؛ در نتیجه، سرنگونی این نظام توسط ارتش سرخ پس از جنگ جهانی دوم اجازه داد این انقلابِ معوق رخ دهد. در جمهوری لهستانِ تازه‌صنعتی‌شده، مبادله‌ی کالاها به‌عنوان شکل عام روابط اجتماعی متوقف شد، اما سلطه‌ی بوروکراتیک، مانع گذار به روابط جدید برنامه‌ریزی بود. این سلطه بر مجموعه‌ تضادی دوگانه استوار بود: تضاد میان سرنگونی نظام سرمایه‌داری مسلط در مقیاس ملی و منطقه‌ای و [درعین‌حال] تفوق آن در نظام جهانی؛ و تضاد از میان برداشتن روابط سرمایه‌دارانه‌ی استثمار و دوام نیروهای مولدی که در کوره‌ی این روابط در‌هم آمیخته بودند. هرچه نیروهای مولد بیش‌تر با سرمایه‌داری سازگاری می‌یافتند، بیش‌تر مانع توسعه‌ی روابط غیراستثماری می‌شدند

مبارزات و اتحادیه‌های کارگری در بنگال غربی

مبارزات و اتحادیه‌های کارگری در بنگال غربی


نوشته‌ی: اروپ کومار سِن
ترجمه‌ی: بهرام صفایی


تعاونی کارگران در 1989 اساساً برای حفظ مشاغل پایه‌گذاری شد. مدیرعامل کارخانه، ‌همراه دولت محلی و رهبران سیاسی آن منطقه، مباحثاتی طولانی با 14 اتحادیه‌ی ‌کارگری که دیدگاه‌های سیاسی گوناگونی داشتند و کارگران را در شرکت نمایندگی می‌کردند، انجام دادند. در نهایت، تمام اتحادیه‌ها موافقت کردند برای بحث پیرامون امکان بازگشایی کارخانه با مدیران ارشد مذاکره کنند. پس از چند جلسه، برخی اتحادیه‌ها از ایده‌ی پایه‌گذاری تعاونی صنعتی حمایت کردند. تمام اتحادیه‌ها به‌طور جمعی فراخوانی برای نشست کارگران اعلام کردند تا حمایت کارگران را برای پایه‌گذاری تعاونی جلب کنند

نگاهی به وضعیت تاریخی- مشخص جهان کنونی

نگاهی به وضعیت تاریخی- مشخص جهان کنونی


نوشته‌ی: همایون ایوانی


امروزه، در مقابله با تهاجم افسارگسیخته سرمایه‌داری در طی ربع سده اخیر، ضرورتی بیش از پیش وجود دارد که رهبری نیروی کار، طبقه کارگر جامعه جهانی نقش خود را در گاه- دوره کنونی از نو تعریف کند و نقش هژمونیک را در عمل باز ستاند. گذار از سرمایه‌داری به جامعه‌ای با ساختاری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی‌ای عالی‌تر و انسانی‌تر – سوسیالیسم – ماهیت اصلی این عصر است. در صورت سترونی این تلاش برای دسترسی به جامعه‌ای نوین، بربریت و نابودی بشریت توسط سرمایه‌داری کور، که هیچ مقاومتِ جدی طبقاتی را در برابر خود نمی‌بیند، سرانجامِ تاریخ بشر خواهد بود.

سوسیالیسم و فلسفه‌ی انقلاب

سوسیالیسم و فلسفه‌ی انقلاب


نوشته‌ی: گری اِمِت
ترجمه‌‌ی: س. صالحی


می‌توان گفت که شورش‌های «بهار عربی» در حقیقت قدرت‌مند‌ترین چالش واکنش‌های جهانی دوران کنونی بوده‌ است. در سال ۲٠١١ زمانی که کارگران در مدیسون، ویسکانسین، هم‌چون معترضان مصریِ میدان تحریر دست به راهپیمایی زدند، [شاهد آن بودیم که] چگونه بسیاری از تفکرات تعصب‌آمیز [در میان آنان] زدوده شد.

از اتحادیه‌گرایی تا شوراهای کارگری

از اتحادیه‌گرایی تا شوراهای کارگری


نوشته‌ی: رالف هافروگه
ترجمه‌ی: شیوا طبری


این جنبش کارگری همراه با سربازان شورشی و سربازانِ وظیفه‌ی نیرویِ دریایی در خلال انقلابِ نوامبر 1918، پادشاهی آلمان را به زیر کشیدند و سرانجام به جنگ جهانی اول، که تا همان‌ مقطع جانِ میلیون‌ها نفر را گرفته بود، پایان دادند. این جنبش هم‌چنین الهام‌بخشِ تصورِ کاملاً جدیدی از سوسیالیسم شد که تمرکزش نه بر قدرت دولتی و تمرکزگرایی، بلکه دموکراسی مردم‌پایه و کنترل کارگری بود: ایده‌ی کمونیسم شورایی.

روز جهانی کارگر

روز جهانی کارگر

جشن اول ماه مه، روز جهانی کارگر، روز نمایش آشکار، پرتوان و رزمنده‌ی این آگاهی و قدرت است. هر شیوه‌ای از مبارزه که پایه‌های عنصر ساختاریِ سرکوب را متزلزل کند و هر آذرخشی که سکوت مرگبار فضای سرکوب را بشکند، جلوه‌ای از آگاهی و قدرت ‌و دلیری مبارزان راه جامعه‌ای بری از سلطه و استثمار است. هرجا و به هر شیوه‌ای که می‌توانیم، به هرچه رساترشدن و پرتوان‌تربودنِ فریاد کارگران در این روز یاری کنیم. اعتراض آشکار به زندانی و شکنجه‌کردن کارگران، دانشجویان، معلمان و دستگیری و محاکمه‌ی نویسندگان و روشنفکرانی که دربرابر رژیمِ سرکوب ‌و اختناق ‌و ‌شکنجه ‌و اعدام سرِ تسلیم فرود نمی‌آورند، نه تنها مغایرتی با کار هرروزه و صبورانه و دائمیِ آگاهی و سازمان‌یابی ندارد، بلکه وجهی ضروری از حضور واقعیِ این مبارزه است؛ هرروز، به‌ویژه در روز جهانی کارگر.