All posts tagged: بهرام صفایی

چند پرسش درباره‌ی درک لنین از دیکتاتوری پرولتاریا

چند پرسش درباره‌ی درک لنین از دیکتاتوری پرولتاریا


نوشته‌ی: آن چین‌یان
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

نمی‌توان گفت که برداشت لنین از دیکتاتوری پرولتاریا کامل است. نمی‌توان گفت که روشی معقول‌تر یا مسالمت‌آمیزتر نمی‌توانست جای‌گزین آن شود، چه رسد به آن‌که آن را الگویی جهان‌شمول بدانیم. اما بدون درنظرگرفتن شرایط خاص روسیه و توسعه‌ی تاریخی روسیه و کل بشریت، فهمیدن و ارزیابی اندیشه‌ی لنین در این زمینه، از نظر روش‌شناختی غیردقیق و غیرعلمی خواهد بود.

مسئله‌ی دموکراسی و دیکتاتوری

مسئله‌ی دموکراسی و دیکتاتوری

نقد لنین از کائوتسکی مرتد

نوشته‌ی: جوکا گرونو
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

کائوتسکی ماهیت دیکتاتوری پرولتاریا به‌طور عام و گونه‌ی روسی آن‌را به‌طور خاص درک نمی‌کرد. او با درخواست حفظ و رواج نهادهای دموکراتیک به شکل بورژوایی‌شان آشکار کرد که درک نمی‌کند دموکراسی همیشه هم‌ارز اعمال قدرت یک طبقه بر طبقه‌ی دیگر است و دیکتاتوری پرولتاریا در واقعیت دموکراتیک‌ترین شکل اعمال قدرت دولتی است.

هجدهم برومر لویی بناپارتِ مارکس

پی‌گفتار بر ویراست جدید آلمانی

هجدهم برومر لویی بناپارتِ مارکس

نوشته‌ی: هربرت مارکوزه
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

آگاهی به شکستگیِ اندیشه، سبک هجدهم برومر را رقم می‌زند: زبانْ واقعیت را به‌گونه‌ای درمی‌یابد که دهشتِ رخداد را با طنز مهار می‌کند. در برابر آن، هیچ عبارتی، هیچ کلیشه‌ای، حتی کلیشه‌های سوسیالیستی، تاب نمی‌آورد. تا آن‌جا که آدمیان انسانیت را به معامله می‌گذارند و به آن پشت می‌کنند، و پیکارگران راه آن را به بند می‌کشند یا در هم می‌کوبند، دیگر مجالی برای بیان خودِ انسانیت باقی نمی‌ماند. تحقیر و طنز، جلوه‌ی راستینِ واقعیت آن است. صورتِ آن، هم در «کنیسه‌ی سوسیالیستی» رخ می‌نماید که رژیم در کاخ لوکزامبورگ برپا می‌کند، هم در کشتارِ روزهای ژوئن.

امپراتوری هارت و نگری

امپراتوری هارت و نگری

یک مانیفست کمونیست جدید

نوشته‌ی: تاکیس فوتوپولوس و الکساندروس گزیرلیس
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

امپراتوری در رویکرد مسئله‌محور هارت و نگری، قدرت حاکمی است که جهان امروز را اداره می‌کند؛ امپراتوری شکل سیاسیِ جهانی‌شدن سرمایه‌داری است. نویسندگان بحث خود را با بررسی ساختار امپراتوری از منظر حقوقی آغاز می‌کنند، چراکه تحولات حقوقی درواقع به‌‌تغییرات در ساختار مادی قدرت و نظم جهانی اشاره دارند. با این‌حال، نویسندگان خود را به‌دیدگاه حقوقی محدود نمی‌کنند و هم‌چنین دگرگونی الگوی حاکمیت را از منظر تولید زیست‌سیاسی واکاوی می‌کنند.

امپریالیسم ”جدید“؟ درباره‌ی جهانی‌‌شدن و دولت-ملت‌ها

امپریالیسم ”جدید“؟

درباره‌ی جهانی‌‌شدن و دولت-ملت‌ها

نوشته‌ی: پراسنجیت بوز
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

تناقض عمده‌ی جهانی‌شدن در جهان‌گیر شدن الزام‌های سرمایه‌ی مالیِ بین‌المللی نهفته است. تفوق مالیه‌ی بین‌المللی از چند دهه‌ی گذشته رقابت بین امپریالیستی را تحت کنترل قرار داده و دولت-ملت‌های امپریالیستی با الزام‌های آن، وحدت بیش‌تری را تحت رهبری آمریکا از خود نشان داده‌اند. اما تسلط مالیه‌ی سوداگرانه و تأثیر ضدتورمی ناشی از آن، خطر تشدید رکود جهانی را به دنبال دارد.

«امپریالیسم جدید» واقعاً از چه نظر جدید است؟

«امپریالیسم جدید» واقعاً از چه نظر جدید است؟


نوشته‌ی: دیوید هاروی
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

تز اصلی هردو کتاب امپریالیسم جدید و تاریخ مختصر نئولیبرالیسم این است که پس از 1970 یا این حدود، روندی رادیکال در سرمایه‌داری جهانی رخ داده و اگر بخواهیم دنبال چیزی باشیم که «جدید» است، باید این گذارها را تحلیل کنیم که با ضدانقلاب نئولیبرالی که در آن‌زمان آغاز شد و حول اجماع واشینگتن در اواسط دهه‌ی 1990 تثبیت شدند، به جریان افتادند. امپریالیسم جدیدی که پس از 1970 تکامل یافت، مستلزم ساختن دژکوب‌هایی تحت هژمونی اروپا، آمریکای شمالی و ژاپن بود تا همه‌ی موانع جذب مازاد سرمایه را در هر کجا که پیدا می‌شد، از بین ببرند.

انباشت سرمایه و نظام دولتی

انباشت سرمایه و نظام دولتی

ارزیابی از «امپریالیسم جدید» دیوید هاروی

نوشته‌ی: سام اشمن و الکس کالینیکوس
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

رویکردهای مارکسیستی به امپریالیسم راهی برای درک مسیر سرمایه‌داری جهانی به‌عنوان یک کل است. این یکی از نقاط قوت بزرگ امپریالیسم جدید است که هاروی آن را درک می‌کند و بنابراین بسیار بیش‌تر درباره‌ی آن سخن می‌گوید تا ژئوپلیتیک یا عراق. مفهوم‌سازی خاص او از امپریالیسم هم به‌خودی‌خود و هم به‌عنوان وسیله‌ای برای بسط یک نظریه‌ی مارکسیستی درباره‌ی دولت ارزش‌مند است. هاروی تمایز آریگی بین منطق سرزمینی و سرمایه‌داری قدرت را با قراردادن آن در نظریه‌ی مارکسیستی فوق‌انباشت و بحران تقویت کرده است.

چرخه‌های سیستمی انباشت، گذارهای هژمونیک و برآمد چین

جووانی آریگی: چرخه‌های سیستمی انباشت، گذارهای هژمونیک و برآمد چین


نوشته‌ی: ویلیام آی. رابینسون
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

این مقاله به بررسی و ارزیابی انتقادی ثمره‌ی زندگی جووانی آریگی، جامعه‌شناس معروف تاریخی و پژوهش‌گر نظام‌های جهانی می‌پردازد که در 2009 درگذشت. آریگی در سه‌گانه‌ای از کتاب‌هایش که میان سال‌های 1994 تا 2007 منتشر شد، مفهوم اصلی میراث نظری‌اش یعنی چرخه‌های سیستمی انباشت را می‌پروراند، و خوانشی اصیل از تاریخ و پویش‌های سرمایه‌داری جهانی را به‌عنوان توالی رخدادهای هژمونیک مطرح می‌کند، رخدادهایی که هر یک از دوره‌های پیش از خود گسترده‌تر است و به بحران‌ها و گذارهای آشفته می‌انجامد.

مارکسیسم و سلطنت


نوشته‌ی: دُنی گلاکستین و ایان تیلور
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

مرگ ملکه الیزابت تضادی حیاتی را در سلطنت پیش چشم آورد. در میان سوگواران معمول بود که بگویند ملکه «درست مثل مادربزرگ تک‌تک‌مان» بود، و با این‌ حال، اگر این «معمولی بودن» از حد بگذرد، هیبتی را که برای توجیه سلطنت در وهله‌ی اول لازم می‌آید از بین می‌برد. سلطنت میان غرایزش برای اسراف‌کاری دیوانه‌وار و پرهیزکاری و حفظ جایگاهش در حکم تجسم غرور ملی گیر کرده است. این تنش خلاصه‌ی چیزی است که این نهاد در سده‌ی بیستم از سر گذراند. ادوارد هفتم و ادوارد هشتم نماینده‌ی غریزه‌ی اول بودند، جرج پنجم و جرج ششم نماینده‌ی دومی. دستگاه حکومتی بریتانیا خوش‌اقبال است که، جدا از طول عمر ملکه، او «انجام‌وظیفه» و «رازگونگی» را در آنِ واحد داشت. این وضعیت، و شکوفایی اقتصادی بلندمدت سرمایه‌داری پس از جنگ جهانی دوم، توضیح می‌دهد که چرا سلطنت چنین مستحکم از آب درآمد. چندان روشن نیست که در ادامه هم دستگاه حکومتی بریتانیا چنین خوش‌اقبال باشد. آیا از ملکه هرگز مثل شاه چارلز به هنگام پیاده‌روی‌اش در یورک در نوامبر 2022 با پرتاب تخم‌مرغ پذیرایی می‌شد؟ نقشی که الیزابت ایفا کرد با خودش به گور سپرده شد.

پنج جنگ در قالب یک جنگ: نبرد بر سر اوکراین


نوشته‌ی: سوزان واتکینز
ترجمه‌ی: بهرام صفایی


دفاع مسکو از خود در برابر ناتو و تلاش‌ها برای تحمیل معاهده‌ای با واشنگتن شکستی قاطع خورده است. وضعیت رسمی اوکراین هرچه باشد، ناتو تا آینده‌ی قابل‌پیش‌بینی در این کشور جا خوش کرده است. با پیوستن سوئد و فنلاند، روسیه هشتصد مایل مرز مشترک با این بلوک خواهد داشت و بالتیک به دریای ناتو بدل خواهد شد و کالینینگراد موردی نابهنجار و منزوی خواهد بود. به‌رغم تحولات پُرشتاب جدید پیش از زمستان، جنگ روسیه برای تصرف منطقه متوقف می‌شود و به جنگی فرسایش برای دفاع بدل خواهد شد که در نهایت هزینه‌های اقتصادی زیادی به بار می‌آورد. هم‌زمان، با وجود آن‌که ایالات متحد بازی خود را از بیخ‌وبن تغییر می‌دهد، به نظر نمی‌آید اوکراین استراتژی نظامی‌ای برای بازپس‌گیری یک‌پنجم خاک خود داشته باشد. اگر آن‌طور که زلنسکی ادعا می‌کند، هدف اوکراین تصرف مجدد کریمه باشد، جنگ کیف نیز با سرکوب مناطق شورشیْ خصلتی نوامپریالیستی پیدا خواهد کرد. تا این‌جا، یگانه تاکتیک دولت باید برای رسیدن به تغییر رژیم در روسیه کش دادن جنگ است. در این حین، سند «مفهوم استراتژیک» ناتو در سال 2022، که به‌واقع دلسردکننده است، سی و چند دولت عضو را در بن‌بست مقابل پکن پشت‌سر واشنگتن به صف می‌کند. در سطح نظری، دولت‌های بزرگ اروپا پس از پایان جنگ سرد توانستند با تکیه بر چهارچوبی هم‌سازانه‌تر و به لحاظ جهانی چندفرهنگی‌تر که به گفته‌ی برخی استراتژیست‌های امریکایی به قدرت‌های نوظهور میدان می‌داد، توازنی را میان روسیه و ایالات متحد برقرار کنند. ایستادن در برابر این نتیجه فقط مختص این باور نخبگان سیاست خارجی ایالات متحد نیست که می‌گویند بدیل سلطه‌ی امریکا آشوب در سطح جهان است. پس از پنجاه سال استقلال تحلیل‌رفته، دولت‌های اروپایی فاقد منابع مادی و خلاق برای پروژه‌ای ضدهژمونیک‌اند. به‌ویژه آلمان پس از هر بحران جدید، یوگسلاوی، بحران مالی، اوکراین، بیش‌تر و بیش‌تر پابند ناتو می‌شود. «خوابگردها» اصطلاح ماندگاری است که کریستوفر کلارک برای فروافتادن قدرت‌های بزرگ به مغاک جنگ جهانی اول استفاده کرد. در دهه‌ی 2020، اروپایی‌ها بسیار هشیارتر، خندان‌تر و شادمان‌ترند و، ضمن سرخوشی بابت «خودآیینیِ استراتژیک‌»شان، کت‌بسته به سوی کشاکش جهانی برای سروری ایالات متحد برده می‌شوند.