خودمدیریتی کارگری در سوسیالیسم دولتی
یوگسلاوی
نوشتهی: گوران موزیچ
ترجمهی: تارا بهروزیان
پروژهی خودمدیریتی یوگسلاوی، از پافشاری رهبری انقلابی تیتویستی بر حق دولتهای سوسیالیستی پس از جنگ جهانی دوم در دنبال کردن مسیرهای توسعهی ویژهی خود، مستقل از مدلی که اتحاد جماهیر شوروی تأیید میکرد، جداییناپذیر است. محبوبیت جنبش پارتیزانی ضدفاشیستی[3] و نیز موفقیتش در آزادسازی بیشتر مناطق کشور بدونِ کمک ارتش سرخ، احزاب کمونیست یوگسلاوی و شوروی را از همان آغاز در معرض برخورد با یکدیگر قرار داد. عوامل بسیاری در ایجاد تنش جدی در رابطهی یوگسلاوی و مسکو نقش ایفا کردند، از جمله ادعای ارضی دولتِ پس از جنگِ یوگسلاوی نسبت به بخشهایی از خاک ایتالیا و اتریش، تلاش برای ائتلاف منطقهای با آلبانی و بلغارستان، حمایت یوگسلاوی از چریکهای چپگرای جنگ داخلی یونان، و این برداشت که تمهیدات اتحاد جماهیر شوروی درخصوص «دموکراسیهای تودهایِ» تازهتاسیس در اروپای غربی، ناعادلانه است.

