All posts tagged: کاووس بهزادی

پدیده‌ی میلی معنا و اهمیت آن

پدیده‌ی میلی: معنا و اهمیت آن


نوشته‌ی: مارتین موسکرا
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

برای فهم تجربه‌های موفق راست‌گرایانه‌ای که در سال‌های اخیر در کشورهایی مثل برزیل، آرژانتین، هند، ترکیه، مجارستان، لهستان، روسیه و البته آمریکا رشد کرده‌اند، نمی‌توان فقط به مواضع متضاد «فاشیسم کلاسیک» در برابر «دموکراسی لیبرال» محدود ماند. چنین مواضعی بحث را به یک قطب‌بندی بی‌حاصل می‌کشاند: عده‌ای با هر پیش‌روی راست‌گرایانه فریاد «فاشیسم!» سر می‌دهند و عده‌ای دیگر با اشاره به این‌که نهادهای نمایندگی هنوز برقرارند، تهاجمی بودن و تازگیِ این راست‌های جدید را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند.

جدایی لیبرالیسم و سوسیالیسم 1875-1848

سوسیالیسم و جنبش کارگری در آلمان و اتریش

نوشته‌ی: رالف هوف روگر
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

سال‌های دهه‌ی 1840 پیش‌تاریخ صنعتی‌سازی در آلمان است، صنعتی‌سازیی که از 1850 به بعد و دوباره پس از تأسیس امپراتوری در 1871 به‌تدریج گسترش یافت. پیش از آن کارگران متمرکز فقط در پروژه‌‌ی بزرگ ساخت راه‌آهن بودند، جایی‌که شمار بسیار زیادی از کارگران گرد هم می‌آمدند. در این پروژه‌ی بزرگ زیرساختی عظیم ده‌ها هزار نفر هم‌زمان مشغول به‌کار بودند (Meyer 1999: 127–137). به‌دلیل شرایط سخت کاری با 16 ساعت کار در روز و نظام سفت‌وسخت مقاطعه‌کاری اعتصاب‌های زیادی انجام گرفت، به‌ویژه در راه‌آهن کُلن که بیش از 2000 کارگر در 1845 هم‌زمان اعتصاب کردند. این اعتصاب‌ها برخلاف قیام‌های بافندگان در 1844، اعتراضات صنعت‌گران افزارمند نبودند و بدون‌شک شورش‌های دهقانان نیز نبودند. این اعتصاب‌ها نخستین اعتراض «کلاسیک» کارگری در آلمان محسوب می‌شوند. اما آن‌ها در آن زمان مواردی استثنایی بودند زیرا ساخت راه‌آهن فقط پیش‌شرط توسعه‌ی سرمایه‌داری بود. این پروژه امکانات حمل‌ونقل را برای تجارت بین‌المللی کالاها فراهم کرد. تجارت آزاد پس از تأسیس اتحادیه‌ی گمرگی آلمان» در 1834 در چارچوب این اتحادیه در منطقه‌ی آلمانی‌زبان امکان‌پذیر شد. ساخت راه‌آهن برای اولین بار جمعیت‌های بزرگی از کارگران را به‌طور غیرمستقیم در فضایی محدود متمرکز کرد: شکل اولیه‌ی پرولتاریای توده‌ای در سال‌های بعد.

جنبش کارگری پیشاصنعتی در آلمان

جنبش کارگری پیشاصنعتی در آلمان


نوشته‌ی: رالف هوف روگر
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

مارکس و انگلس پیش‌گو نبودند، بلکه در مانیفست نظریه‌ی ماتریالیسم تاریخی‌شان را به‌کار بستند. آن‌ها تاریخ را به‌عنوان تاریخ مبارزات طبقاتی توضیح دادند که نیروی محرکه‌ی آن نه مردان کبیر و نوشته‌های برجسته، بلکه وضعیت اقتصادی و مبارزات برای تقسیم ثروت اجتماعی است. آن‌ها اقتصاد را به‌عنوان نظام تقسیم کار درک کردند که تبعات این نظام تقسیم جامعه به فرمانروایان و فرمانبردان، کارگران و بی‌کاران است. تضاد بین سرمایه و کار به‌نظر مارکس و انگلس متأخرترین تغییر شکل این تنش درازمدت بود.

مدخلی بر ویراست دوم سرمایه

مدخلی بر ویراست دوم سرمایه


نوشته‌ی: کارل کُرش
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

شکل روشن‌گرِ بازنمایی مارکس نه فقط از مزیت علمی و هنری برخوردار است و برای حفظ و توسعه‌ی بعدی نیست، بلکه تا عالی‌ترین حد، متناسب با گرایشی علمی است که سمت‌گیری‌اش نابودی مبارزه‌طلبانه و دگرگونی انقلابی نظم اقتصادی ـ و اجتماعی سرمایه‌دارانه‌ی کنونی است. این شیوه هیچ لحظه‌ای به خواننده کتاب «سرمایه» اجازه نمی‌دهد که در مشاهده‌ی واقعیت‌ها و پیوستار واقعیتِ بی‌میانجی پدیدارشده آسوده‌خاطر توقف کند، بلکه همه‌جا ناآرامی درونی را در هر آن‌چه موجود است، آشکار می‌کند. به‌طور خلاصه، این روش به عالی‌ترین درجه‌ای بر سایر روش‌های پژوهش تاریخ و جامعه‌شناسی تفوق دارد

کارل مارکس و اعتراضات دهقانان

کارل مارکس و اعتراضات دهقانان


نوشته‌ی: ماکسیمیلان کیسترز
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

انقلاب را نمی‌توان برعلیه دهقانان به‌پیش ‌برد، قبل از هرچیز باید سعی شود، جایی‌که دهقانان به‌طور گسترده به‌عنوان مالک خصوصی وجود دارند، … دست به اقداماتی زد که از طریق آن‌ها، دهقانان وضعیت خود را مستقیماً بهتر ارزیابی کنند و بدین‌ترتیب آن‌ها را به انقلاب جلب ‌کند

کارل مارکس و اکولوژی

کارل مارکس و اکولوژی

اکولوژی و نظریه‌ی مارکسیستی

نوشته‌ی: میشل لوی
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

نمی‌توان یک بدیل اکوسوسیالیستی برای فرآیند فعلی نابودی بنیادهای زندگی مبتنی بر طبیعت در این سیاره را بدون مدنظرگرفتن نقد مارکس و انگلس از سرمایه‌داری، منطق کور ارزش و انقیاد خشونت‌آمیز انسان و طبیعت از الزامات انباشت سرمایه تصور کرد. و نمی‌توان بدون مدنظرگرفتن پیشنهادات آن‌ها پیرامون آینده‌ای کمونیستی فکر کرد: اشتراکی‌سازیِ وسایل تولید، تولید ارزش مصرفی و نه ارزش‌های کالایی، برنامه‌ریزیِ دمکراتیک تولید و مصرف.

علیه سرمایه‌داری، بنا به تجربه

علیه سرمایه‌داری، بنا به تجربه


نوشته‌ی: لاورا مِشِده
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

گردش به چپِ جنبش اقلیمی، از تبعات بازاندیشی جدی این جنبش نیست، بلکه مبتنی بر تجارب عملیِ کسب‌شده است، درست همانند جنبش کارگری نیز. ایده‌های سوسیالیستی بدواً از طریق مبارزات کارگرانِ سازمان‌یافته گسترش پیدا کردند، تجربه‌ای که جنبش عدالت اقلیمی امروز می‌تواند از آن بیاموزد: نه فقط پیرامون نقش مالکیت خصوصی و اهمیت اعتصاب، بلکه هم‌چنین این امر که چه‌گونه می‌توان بر قوی‌ترین دشمن خود، یعنی ناامیدی غلبه کرد.

اکوسوسیالیسم در جنبش رادیکال برای عدالت اقلیمی

اکوسوسیالیسم در جنبش رادیکال برای عدالت اقلیمی


گفت‌وگوی خوآئو کامارگو، آلخاندرا خیمنز و آندرئاس مالم
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

ما باید داستان‌سرایی و توهم‌پراکنی پیرامون دولت و منطق مطالبه از دولت‌ها برای واکنش به فاجعه‌ی زیست‌محیطی را کنار بگذریم. ما نباید منتظر این باشیم که این دولت‌ها ناجی ما باشند، زیرا ما در حال حاضر با وضوح بیش‌تری می‌دانیم که آن‌ها در اتحاد با یک‌دیگر کار می‌کنند و به سرمایه‌داران و شرکت‌های بزرگ خدمت می‌کنند. ضروری‌ست که به‌وضوح تشخیص دهیم که نمی‌توانیم مبارزه زیست‌محیطی، جنبش‌های اقلیمی را با دولت‌ها پیش ببریم. زیرا آن‌ها دست در دست سرمایه کار می‌کنند و من این را از منظر فمینیستی می‌گویم .

سوسیالیسم و جنبش کارگری در آلمان و اتریش تا سال 1914


‌نوشته‌ی: رالف هوف روگر
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی


مبارزات برای مسائل اجتماعی و مبارزات طبقاتی مؤلفه‌های اساسی جنبش کارگری بودند اما به هیچ‌وجه تنها مؤلفه‌های اعتراضی این جنبش نبودند. این جنبش بر خلاف آن‌چه اغلب پنداشته می‌شود در همان سده‌ی نوزدهم به مناسبات جنسیت‌ها، مبارز‌ه علیه تبعیض نژادی و یهودستیزی ‌پرداخته و نخستین جنبش سیاسی بوده است که با مجرم شناختن همجنس‌گرایی مخالفت کرد. یکی از مسائل مهم دیگر بازبررسی مباحث گسترده‌ای است که در سده‌ی نوزدهم مطرح شده است، در اکثر نوشته‌ها درباره‌ی تاریخچه‌ی جنبش کارگری به واکاوی مسأله‌ی رابطه‌ی بین مبارزه‌ی طبقاتی و دیگر اشکال روابط سلطه توجه چندانی نشده است. گه‌گاهی نیز جنبش کارگری زنان موضوع بحث و بررسی بوده است. از این رو در این‌جا بایستی نمونه‌های تاریخی جامعی ارائه شوند تا مشخص شود چگونه در گذشته مبارزات مختلف برای رهایی توانستند با یک‌دیگر متحد شوند و یا این‌که چرا نتوانستند و شکست خوردند.

سوسیالیسم و جنبش کارگری در اتریش تا سال 1914


نوشته‌ی: رالف هوف‌ روگر
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی


یهودی‌ستیزی منحصر به وین ترکیبی از نفرت دیرینه‌ی مسیحیت از یهودیان و نقد جدید ارتجاعی از سرمایه‌داری بود. جنبش کارگری دست به مبارزه‌ی جدی برعلیه این ایدئولوژی زد. آدلر و افراد دیگری به‌دلیل یهودی‌ستیزی حزب ناسیونالیست‌های آلمان از این حزب جدا شدند. به‌رغم آن‌که برخی از سردمداران نظیر انگلبرت پرنراشتروفر هنوز نفرت و انزجارشان را از یهودیان به‌طور کامل کنار نگذاشته بودند، جنبش سوسیالیستی به‌عنوان پلاتفرمی برعلیه یهودی‌ستیزی درنظر گرفته و طراحی شده بود. این حزب بر جهان‌شمولی سوسیالیستی تاکید می‌کرد و با «سرمایه‌داری‌ستیزی» ارتجاعی به‌عنوان یک ایدئولوژی مبارزه می‌کرد. مقاله‌ی مشهور انگلس «درباره‌ی یهودی‌ستیزی» در سال 1890 آگاهانه در «نشریه‌ی کارگران» منتشر شد. چرا که یهودی‌ستیزان در وین به‌بهترین وجهی سازمان‌یابی شده بودند و سوسیالیسم ناگزیر به مرزبندی با آن‌ها بود.