انقلابهای گرامشی
انقلاب منفعل و انقلاب مداوم
نوشتهی: پیتر دی. توماس
ترجمهی: تارا بهروزیان
بحثهای معاصر دربارهی انقلابِ منفعل به معنای «انقلاب از بالا»، نظریههای شکلگیری دولت و مدرنیزاسیون، فنون دولتداری و حکومتداری، و واکاوی پویههای سیاسی جاری بهطرز قابل توجهی زمینههای موضوعیتداشتن و مربوطبودن این فرمول را به فراتر از کاربردهای اولیهی آن در دفترهای زندان گسترش دادهاند. توجه بیشتر به نقش کاوشگرایانهای که انقلابِ منفعل در چارچوب پروژهی اولیهی گرامشی ایفا میکند، و رابطهی دیالکتیکی آن با انقلابِ مداوم که کاربست گرامشی از این فرمول را تعریف میکند، نه تنها به ما امکان میدهد که طیف کاملتری از معانی زایا و مرتبط با آن را در زمینهی تاریخیاش درک کنیم، بلکه ما را قادر میسازد که انقلاب مداوم را اساساً بهمثابهی سهمی در بحثهای استراتژیک اصلی سنت مارکسیستی زمان گرامشی درک کنیم و از این رو به نقشی که کاربردهای انقلاب منفعل ممکن است در تلاش مشابه برای « فراروی»ِ انقلاب مداوم در شرایط معاصر داشته باشد توجه کنیم. امروز معنا و اهمیت انقلاب منفعل با پذیرش شرایط و خصوصیات فرمولبندی اولیه آن قطعاً برای ما به اتمام نرسیده است؛ بلکه چنین ارزیابیای پیششرط ضروری برای ایجاد شکلی معنادار از «فعلیتیابی» معاصر آن، یعنی میراث متحولکنندهی آن، است.

