سوسیالیسم سدهی بیستویکم
ضرورت جهانیشدنِ سوسیالیستی
نوشتهی: مایکل ای. لبوویتز
ترجمهی: دلشاد عبادی
ما میبایست فهمی از جهانیشدنِ سوسیالیستی را بسطوگسترش دهیم ــ فهمی که در آن تولیدکنندگان حق تمامی افراد جهان را برای سهیم بودن در میراث اجتماعی مشترکمان، حق توانایی برای شکوفایی ظرفیتها از رهگذر دموکراسیِ انقلابی و نقشآفرینی در محل کار و جامعه و حق زندگی در جامعهای که در آن بهجای منفعت شخصی، همیاری و همبستگی رواج دارد به رسمیت بشناسند. خلاصه اینکه باید به تصدیق این هدف بپردازیم: «انجمنی» بینالمللی «که در آن شکوفایی آزادانهی هر فرد شرطِ شکوفاییِ آزادانهی همگان است». این هدف باید راهنمای مبارزاتمان باشد، چراکه اگر ندانیم قصد رفتن به کجا را داریم، هیچ راهی نمیتواند ما را به آن برساند.
مختصر و مفید اینکه «نیاز خود کارگر برای شکوفایی» در سطحی جهانی باید در مرکز بدیل جهانیشدن سرمایهداری قرار گیرد. این مسئله چالشی برای نظریهپردازان سوسیالیست خواهد بود ــ یعنی، تصور یک کارگر جمعیِ جهانی، تولیدکنندهای متشکل از اعضاء و اندامهای گوناگون از سراسر دنیا که دروندادهای لازم برای آن کارگر جمعی را «با آگاهی کامل و بهمثابهی یک نیروی کار اجتماعی واحد» (مارکس،1977: 171) تولید میکند. در این «آزمایش ذهنی»، تولیدکننده دیگر صرفاً یک کارگر جمعی جهانی در خود محسوب نمیشود. سرشتنمای رابطهی اجتماعی میان تولیدکنندگان در این ساختار، تصدیقِ وحدت این تولیدکنندگان از سوی خودشان خواهد بود، وحدتی بهمثابهی اعضای خانوادهی انسانی و از همینرو، فعالیت آنها بهمنظور تضمین رفاه دیگران درون این خانواده.

