All posts tagged: لوکاچ

از بت‌واره‌‌پرستی کالا تا عزمِ غایت‌شناختی

از بت‌واره‌‌پرستی کالا تا عزمِ غایت‌شناختی

درک لوکاچ از کار و مناسبتِ آن

نوشته‌ی: وانگ پو
ترجمه‌ی: پارسا زنگنه

دوگانه‌انگاریِ لوکاچْ دو شکل متناظر و در عین‌حال نامتجانس به‌خود می‌گیرد: اولین شکل، همان‌طورکه در بالا هم مدلل شد، معنای دوگانه‌‌ی ‌زمان کار است، یعنی این‌که زمان کارْ هم‌هنگام به‌عنوان کمیت محض و نیز به‌عنوان مقوله‌ای که به شخصیت [کارگر] تعیّن می‌بخشد، قابل‌تشخیص است؛ و دومین شکل، نوعی تقسیم درونی است که درون «تمامِ شخصیت» [کارگر] رخ می‌دهد. در واقع کارگر به دو بخش متضاد تقسیم می‌شود: قوّه‌ی کارِ کالایی‌شده و جانی که در برابر انسان‌زدایی مقاومت می‌کند. به‌نظر می‌رسد که شکل دوم برای آن‌که میانجی شکل اول باشد بسط می‌یابد، اما به‌هرحال، آن‌چه این دو شکل برجسته می‌سازند، ابهام موجود در این‌همانیِ بی‌واسطگی و میانجی‌گری است. تردید و تزلزل لوکاچ نیز از دل همین دو شکل برمی‌خیزد.