All posts tagged: سوسیالیسم و جنبش کارگری

جدایی لیبرالیسم و سوسیالیسم 1875-1848

سوسیالیسم و جنبش کارگری در آلمان و اتریش

نوشته‌ی: رالف هوف روگر
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

سال‌های دهه‌ی 1840 پیش‌تاریخ صنعتی‌سازی در آلمان است، صنعتی‌سازیی که از 1850 به بعد و دوباره پس از تأسیس امپراتوری در 1871 به‌تدریج گسترش یافت. پیش از آن کارگران متمرکز فقط در پروژه‌‌ی بزرگ ساخت راه‌آهن بودند، جایی‌که شمار بسیار زیادی از کارگران گرد هم می‌آمدند. در این پروژه‌ی بزرگ زیرساختی عظیم ده‌ها هزار نفر هم‌زمان مشغول به‌کار بودند (Meyer 1999: 127–137). به‌دلیل شرایط سخت کاری با 16 ساعت کار در روز و نظام سفت‌وسخت مقاطعه‌کاری اعتصاب‌های زیادی انجام گرفت، به‌ویژه در راه‌آهن کُلن که بیش از 2000 کارگر در 1845 هم‌زمان اعتصاب کردند. این اعتصاب‌ها برخلاف قیام‌های بافندگان در 1844، اعتراضات صنعت‌گران افزارمند نبودند و بدون‌شک شورش‌های دهقانان نیز نبودند. این اعتصاب‌ها نخستین اعتراض «کلاسیک» کارگری در آلمان محسوب می‌شوند. اما آن‌ها در آن زمان مواردی استثنایی بودند زیرا ساخت راه‌آهن فقط پیش‌شرط توسعه‌ی سرمایه‌داری بود. این پروژه امکانات حمل‌ونقل را برای تجارت بین‌المللی کالاها فراهم کرد. تجارت آزاد پس از تأسیس اتحادیه‌ی گمرگی آلمان» در 1834 در چارچوب این اتحادیه در منطقه‌ی آلمانی‌زبان امکان‌پذیر شد. ساخت راه‌آهن برای اولین بار جمعیت‌های بزرگی از کارگران را به‌طور غیرمستقیم در فضایی محدود متمرکز کرد: شکل اولیه‌ی پرولتاریای توده‌ای در سال‌های بعد.

جنبش کارگری پیشاصنعتی در آلمان

جنبش کارگری پیشاصنعتی در آلمان


نوشته‌ی: رالف هوف روگر
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

مارکس و انگلس پیش‌گو نبودند، بلکه در مانیفست نظریه‌ی ماتریالیسم تاریخی‌شان را به‌کار بستند. آن‌ها تاریخ را به‌عنوان تاریخ مبارزات طبقاتی توضیح دادند که نیروی محرکه‌ی آن نه مردان کبیر و نوشته‌های برجسته، بلکه وضعیت اقتصادی و مبارزات برای تقسیم ثروت اجتماعی است. آن‌ها اقتصاد را به‌عنوان نظام تقسیم کار درک کردند که تبعات این نظام تقسیم جامعه به فرمانروایان و فرمانبردان، کارگران و بی‌کاران است. تضاد بین سرمایه و کار به‌نظر مارکس و انگلس متأخرترین تغییر شکل این تنش درازمدت بود.