مجتمعهای دانشمحور و سیاست رادیکال
کندوکاوی انتقادی در آرای نگری و هارت
نوشتهی: دیوید بِیتس
ترجمهی: تارا بهروزیان
بنا به دیدگاه هارت و نگری، غیرمادی بودن ــ و مادی بودنِ ــ کار را باید در بافتاری جهانی درک کرد که در آن قدرت دولتملتها پیوسته در حال زوال است. «امپریالیسم» به پایان رسیده است. «امپراتوری» یک «سازوکار حاکمیتی غیرمتمرکز و قلمروزُدا است که به تدریج کل قلمرو جهانی را در درون سرحدات باز و گسترشیابندهی خود ادغام میکند» . این استدلال هارت و نگری با ایدهی گستردهترِ زیستقدرت در ارتباط است (که کمی بعد به آن خواهیم پرداخت). امپراتوریْ اعمال قدرت را ــ به طور بالقوه ــ به همهی جنبههای سوژگی انسان گسترش میدهد. سرمایهداری دیگر در محدودهی محلِ کار متوقف نمیماند (بلکه فرایند کار را با شیوهی پراهمیتی به همهی وجوه جامعه گسترش میدهد). دولت در بهترین حالت روشی نابسنده برای تنظیم جریان سرمایه است (و هارت و نگری معتقدند دولت قیدوبندی غیرضروری برای تکامل زیستقدرت ضدسرمایهداری است).

