All posts tagged: جنبش دادخواهی

جمهوری اسلامی و نرمالیزه‌کردن شر

جمهوری اسلامی و نرمالیزه‌کردنِ شر


نوشته‌ی: امین حصوری

این نوشتار مرگ‌بنیادی و مرگ‌آوریِ نظام جمهوری اسلامی را عصاره‌ی سرشت پلید آن معرفی کرده است. این برداشت به‌واقع خوانشی‌ست هنجاری از تاریخ کارکردهای ساختاریِ فاجعه‌بار جمهوری اسلامی، با عزیمت از پیش‌فرضِ بی‌بدیل‌بودن حیات انسان‌ها (یکتاییِ زندگی). بر مبنای چنین خوانشی، هستی تاریخیِ جمهوری اسلامی به کارکردهای هم‌بسته‌ی آن در قالب «رژیم کشتار» و «ماشین مرگ» نسبت داده شده است. با پیش‌نهادن این منظر، هدف این متن نشان‌دادن این نکته بود که موحش‌ترین سویه‌ی کارکردهای این نظامِ شر، نفس نرمالیزه‌‌کردن شر است. در این راستا، دو مورد از مهم‌ترین سازوکارهای نرمالیزه‌‌کردن شر به‌صورت زیر معرفی شدند: بازنماییِ انسجام در پیوستار تاریخی‌ جمهوری اسلامی؛ و نسبی‌سازیِ شر.

جنبش دادخواهی در ایران: کدام استراتژی؟


نوشته‌ی: مژده ارسی و همایون ایوانی

در نوشته‌ی کنونی تلاش کردیم با ترسیم شماتیک بحث‌های جاری جنبش دادخواهی در ایران، تجربه و نگاه معینی به این جنبش را به‌صورت فشرده توضیح دهیم. همان‌گونه که از ساختار عناوین و بحث‌های بخشی از زندانیان سیاسی چپ و بازماندگان از کشتارهای رژیم ایران آشکار است، این رویکرد، مسئله‌ی دادخواهی را به یک جنبه‌ی حقوقی یا غرامت اقتصادی و… کاهش نمی‌دهد و نزدیک شدن به خواست‌های جنبش دادخواهی را دگرگونی ریشه‌ای در سیستم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران می‌بیند.