انباشت سرمایه
بخش نخست ـ فصل نخست: موضوع پژوهش
نوشتهی: رزا لوکزامبورگ
ترجمهی: کمال خسروی
بازتولید در جامعهی سرمایهداریْ پیکره و قالبی خودویژه و متمایز با همهی شکلهای دیگر تولید در تاریخ بهخود میگیرد. نخست اینکه هر شاخهی تولید در مرزهای معینی دست به حرکاتی مستقل میزند که هربار از نو به وقفههای کوتاهتر یا درازمدتتر در بازتولید منجر میشوند. دوم، انحرافهای بازتولید از نیاز اجتماعی در شاخههای منفرد تولید بهطور دورهای در یک ناهمخوانی و ناسازگاری عمومی مجتمع میشوند که پیآمد وقفهای عمومی در بازتولید است. به این ترتیب بازتولید سرمایهدارانهْ عرضهکنندهی شکل و قوارهای کاملاً خودویژه است. در حالیکه بازتولید در هر شکل اقتصادی دیگر ــ صرفنظر از مداخلههای بیرونی و قهرآمیز ــ چرخهای بیوقفه و یکنواخت دارد، بازتولید سرمایهدارانه ــ به روایت از اصطلاح مشهور سیسموندی ــ فقط میتواند بهمثابهی زنجیرهای پیدرپی از دایرهی مارپیچها بازنمایانده شود که پیچش آنها رو به سوی مارپیچ بعدیْ نخست کوچک، سپس هماره بزرگتر و نهایتاً چنان بزرگ است که در پایان مچاله میشود و مارپیچ بعدی دوباره با پیچشهای کوچک آغاز میشود تا راه را تا رسیدن به گسست نهایی طی کند.










