All posts tagged: امپریالیسم

مسئله‌ی فلسطین و مبارزه‌ با امپریالیسم


نوشته‌ی: آدام هنیه
ترجمه‌ی: محمد غزنویان

جنگِ توأم با نسل‌کشی اسرائیل در غزه، در هفت ماه گذشته، موجی بی‌سابقه از اعتراض‌ها و آگاهیِ جهانی پیرامون فلسطین ایجاد کرده است. میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها آمده‌اند، اردوگاه‌های اعتراضی در دانشگاه‌های سراسر جهان گسترده شده‌اند، کنش‌گرانِ دلیر، بنادر و کارخانه‌های اسلحه‌سازی را مسدود کرده‌اند و درکی عمیق شکل گرفته که اکنون بیش از هر زمان دیگریْ کارزاری جهانی برای خروج سرمایه‌گذاری و تحریم اسرائیل لازم است. توجهِ گسترده‌ای که به پرونده‌ی آفریقای جنوبی علیه اسرائیل در دیوان بین‌المللی دادگستری شد، به تقویتِ توانِ این جنبش‌های مردمی یاری رسانده است؛ پرونده‌ای که نه تنها واقعیتِ نسل‌کشی اسرائیل را به شدت برجسته کرده، بلکه سماجتِ کشورهای اصلی غربی در رابطه با تسهیل اقدامات اسرائیل در نوار غزه و فراتر از آن را نیز آشکار کرده است.

فراتر از نظریه‌ی امپریالیسم سرمایه‌داری جهانی و دولت فراملی

فراتر از نظریه‌ی امپریالیسم

سرمایه‌داری جهانی و دولت فراملی

نوشته‌ی: ویلیام آی. رابینسون
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

ما به‌ مرحله‌ی فراملی کیفیتاً جدیدی در تکامل مستمر سرمایه‌داری جهانی وارد شده‌ایم که مشخصه‌ی آنْ شماری تغییرهای بنیادی در نظام سرمایه‌داری است، از جمله: ظهور سرمایه‌ی به‌واقع فراملی و ادغام هرکشور در یک نظام جهانی جدید تولید و مالی؛ ظهور یک طبقه‌ی سرمایه‌دار فراملی جدید یعنی یک گروه طبقاتی که به‌جای بازارها و مدارهای ملی، در بازارها و مدارهای انباشت جهانی جدید پایه دارد؛ ظهور دستگاه‌های دولت فراملی و ظهور روابط بدیع قدرت و نابرابری در جامعه‌ی جهانی. پویش این مرحله‌ی نوظهور سرمایه‌داری جهانی را نمی‌توان از دریچه‌ی تفکر دولت-ملت‌محور درک کرد. نمی‌گوییم که دولت-ملت دیگر مهم نیست، بلکه نظام دولت-ملت‌ها به‌عنوان واحدهای متعامل مجزا ــ نظام بین دولتی ــ دیگر اصل سازمان‌دهنده‌ی توسعه‌ی سرمایه‌دارانه یا چارچوب نهادیِ اصلی‌ای نیست که نیروهای اجتماعی و طبقاتی و پویش‌های سیاسی را شکل می‌دهد

امپریالیسم چه هست و چه نیست؟

امپریالیسم چه هست و چه نیست؟


نوشته‌ی: رابرت برنر
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

اقتصاد جهانی در سپتامبرـ‌اکتبر 1998 به اندازه یک مو با فروپاشی سراسری سیستم فاصله داشت، اما هاروی با مفهوم انباشتْ به مدد سلب‌مالکیت، راه را عملاً می‌گشاید تا انباشت اولیه‌ی مارکس در تطبیق آن با امروز … این مفهوم را از حیث انتفاع می‌اندازیم؟

پکن بین اسمیت و مارکس

پکن بین اسمیت و مارکس


نوشته‌ی: لوچا پرادلا
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

تحلیل آریگی با تلاش برای فراتررفتن از مارکس از طریق بازگشت به اسمیت، به عدم‌تعیّن می‌انجامد. و به‌همین دلیل است که به‌جای این‌که یک نقد واقعی باشد، اغلب چیزی جز تکرار عبارات پیش‌پاافتاده درباره‌ی مارکس نیست که در مقابل شواهد متنی فرو می‌پاشد. به‌رغم شیوه‌ای که دولت‌های جی20 خود را نشان می‌دهند، بحران اقتصادی کنونی شامل تشدید تضادهایی است که مارکس در سرمایه ترسیم کرده است. موضوعیت فعلی نقد درونی او نه تنها به‌دلیل پیش‌آگاهی تحلیل اوست، بلکه به‌دلیل تشخیص تنها نیروی اجتماعی است که واقعاً می‌تواند «تفاوت ایجاد کند».

جووانی آریگی در پکن: بدیل سرمایه‌داری

جووانی آریگی در پکن: بدیل سرمایه‌داری


نوشته‌ی: لئو پانیچ
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

به نظر می‌رسد آریگی سه دهه منتظر بوده است تا به نقد معروف رابرت برنر از «مارکسیسم نواسمیتی» با این ادعای جسورانه پاسخ دهد که او در واقع یک «اسمیتی» است و به آن افتخار می‌کند. این کتاب با در تقابل ‌قرار دادن صریح اسمیت با مارکس به‌صورت جدلی آغاز می‌شود، و مارکس بسان یک نظریه‌پرداز «زمین مسطح» معرفی می‌شود که ظاهراً تشخیص نداده گسترش شیوه‌ی تولید بورژوایی منجر به توسعه‌ی عمومی سرمایه‌داری نمی‌شود. آریگی مدعی است که اسمیت کم‌تر از مارکس به امتیازاتی که گسترش اروپا برای بقیه‌ی جهان به ارمغان می‌آورد، «خوش‌بین» بود.

چرخه‌های سیستمی انباشت، گذارهای هژمونیک و برآمد چین

جووانی آریگی: چرخه‌های سیستمی انباشت، گذارهای هژمونیک و برآمد چین


نوشته‌ی: ویلیام آی. رابینسون
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

این مقاله به بررسی و ارزیابی انتقادی ثمره‌ی زندگی جووانی آریگی، جامعه‌شناس معروف تاریخی و پژوهش‌گر نظام‌های جهانی می‌پردازد که در 2009 درگذشت. آریگی در سه‌گانه‌ای از کتاب‌هایش که میان سال‌های 1994 تا 2007 منتشر شد، مفهوم اصلی میراث نظری‌اش یعنی چرخه‌های سیستمی انباشت را می‌پروراند، و خوانشی اصیل از تاریخ و پویش‌های سرمایه‌داری جهانی را به‌عنوان توالی رخدادهای هژمونیک مطرح می‌کند، رخدادهایی که هر یک از دوره‌های پیش از خود گسترده‌تر است و به بحران‌ها و گذارهای آشفته می‌انجامد.

امپراتوری آمریکا یا امپراتوری سرمایه‌داری جهانی

امپراتوری آمریکا یا امپراتوری سرمایه‌داری جهانی


نوشته‌ی: لئو پانیچ و سام گیندین
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

در واقع، تضادهای موجود در دولت رفاه کینزی را ــ که در مبارزات طبقاتی داخلی بین کار و سرمایه در دهه‌ی 1960 به نمایش گذاشته شد، و ما استدلال می‌کنیم تعیین‌کننده‌ی اصلی بحران دهه‌ی 1970 بود ــ نمی‌توان جدا از بین‌المللی ‌شدنی که قبلاً رخ داده بود درک کرد. پس از آن بود که پایه‌های نهادی برای چگونگی مدیریت بحران دهه‌ی 1970 توسط دولت‌های پیشرو سرمایه‌داری به‌گونه‌ای فراهم شد که امکان تسریع و نه قطع ‌شدن جهانی‌سازی سرمایه‌داری را داد، همان‌طور که در بحران دهه‌ی 1930 اتفاق افتاد. ما هم‌چنین می‌کوشیم بحران کنونی را از طریق دیدگاه ماتریالیستی تاریخی مشابهی توضیح دهیم.

بت‌واره‌پرستی امپراتوری

بت‌واره‌پرستی امپراتوری

مرور و بررسی انتقادی کتاب پانیچ و گیندین

نوشته‌ی: ویلیام آی. رابینسون
ترجمه‌ی: :سهراب نیکزاد

عملکرد دولت ایالات متحد در جهانْ چه منافع طبقاتی و اجتماعی را برآورده می‌کند؟ روایت پانیچ و گیندین درباره‌ی این موضوع متناقض است. آن‌ها از یک‌سو اظهار می‌کنند ــ و به نظر من به‌درستی ــ که دولت ایالات متحد به منافع سرمایه جهانگیر به‌عنوان یک کل توجه می‌کند. از سوی دیگر، آن‌ها بر وجود ــ و وجود ممتاز ــ سرمایه‌ی «آمریکایی» پافشاری می‌کنند. جدا از این‌که به هیچ‌وجه توضیح نمی‌دهند که چه چیزی سرمایه را «آمریکایی»، «ژاپنی»، «آلمانی»، «کره‌ای» و غیره می‌سازد ــ یعنی ملی و نه فراملی ــ هیچ‌جا نشان نمی‌دهند که چنین سرمایه‌ای فرضی «آمریکایی» از چه امتیازی برخوردار است و بر اساس چه مبنای مادی می‌توانیم نظام جهانگیر را «امپراتوری آمریکایی» بدانیم.

نقدی بر نظریه‌ی امپراتوری آمریکای پانیچ و گیندین


نوشته‌ی: جی. زد. جرود
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


نظریه‌ی پانیچ و گیندین پیرامون امپراتوری غیررسمی آمریکا از حد قابل‌قبولی برخوردار نیست. دلیل اصلی، که امیدوارم اکنون روشن شده باشد، این است که محتوای تجربی‌ای که مقوله‌های مفهومی‌شان را به آن ارجاع می‌دهند، تغییر کرده و دگرگون شده، به‌عبارتی معنای آن‌ها اساساً تغییر کرده است. درحالی‌که نقش دولت آمریکا را در ایجاد سرمایه‌داری جهانی نمی‌توان انکار کرد، خود روابط مالکیت سرمایه‌داری جهانی منجر به رابطه‌ای بیش از پیش متناقض بین سرمایه‌ی ملی و دولت ملی شده است که در آن صورت‌بندی‌های سنتیِ روابط و عملکردشان تغییر می‌کند. اگر ظرفیت دولت ایالات متحد برای ایفای چنین نقش مرکزی در ایجاد سرمایه‌داری جهانی، هم به غلبه‌ی شرکت‌های فراملیّتی‌«‌اش» مرتبط است و هم به «توسعه‌ی فضاهای تولیدی فراملّی که مشخصه‌ی آن عبور و مرور شبکه‌های تولید داخلی از مرزها یا پیوند لاینفک با شرکت‌های چندملیّتی است» ، پس این فرایند کمتر ناشی از دولت-ملت به‌عنوان یک عامل است و بیش‌تر نتیجه‌ی دگرگونی گسترده‌تر فرایند کار به چیزی است که شکل‌های دولت تاریخاً به آن «ضمیمه» می‌شود. در واقع، بیان چنین نظری درباره‌ی نقش دولت امروز ایالات متحد همانا نادیده‌گرفتن بخش‌های گسترده‌ای از تحقیقاتی است که «ابهام» تعریف‌های ملی از سرمایه و سرشت جهانی فزاینده‌ی آن را نادیده می‌گیرد.

بازنگری مارکسیسم و امپریالیسم برای سده‌ی بیست‌و‌یکم

بازنگری مارکسیسم و امپریالیسم برای سده‌ی بیست‌ویکم


نوشته‌ی: لئو پانیچ
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

مداخلات نظامی ایالات متحد در خارج از کشور، در واقع، شاید به بهترین شکل به شیوهای کاملاً مشابه با نقش خشونت‌آمیز اداره‌ی پلیس لس‌آنجلس در جنوب مرکزی لس‌آنجلس در میان نشانه‌های بیمارگونه‌ی آمیزه‌ای از نژادپرستی سنتی، الگوهای جدید مهاجرت کارگران، جنگ با مواد مخدر، و زندگی دارودسته‌ای جوانان شهری در خود ایالات متحد درک شود. در واقع، جنگ‌های آمریکا از آن زمان تاکنون در مکان‌هایی بوده که نقش حاشیه‌ای در دینامیسم سرمایه‌داری جهانی داشته‌اند. نقشی که پنتاگون در سرتاسر جهان ایفا می‌کند، هر قدر هم که شایسته‌ی توجه دقیق باشد، در مقایسه با نقش خزانه‌داری ایالات متحد و فدرال رزرو که به نهادهای محوری در هماهنگی سیاست‌های اقتصادی دولت‌های سرمایه‌داری جهان تبدیل شده‌اند، اهمیت کمتری در حفظ سرمایه‌داری جهانی دارد.