All posts tagged: امپریالیسم جدید

«امپریالیسم جدید» واقعاً از چه نظر جدید است؟

«امپریالیسم جدید» واقعاً از چه نظر جدید است؟


نوشته‌ی: دیوید هاروی
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

تز اصلی هردو کتاب امپریالیسم جدید و تاریخ مختصر نئولیبرالیسم این است که پس از 1970 یا این حدود، روندی رادیکال در سرمایه‌داری جهانی رخ داده و اگر بخواهیم دنبال چیزی باشیم که «جدید» است، باید این گذارها را تحلیل کنیم که با ضدانقلاب نئولیبرالی که در آن‌زمان آغاز شد و حول اجماع واشینگتن در اواسط دهه‌ی 1990 تثبیت شدند، به جریان افتادند. امپریالیسم جدیدی که پس از 1970 تکامل یافت، مستلزم ساختن دژکوب‌هایی تحت هژمونی اروپا، آمریکای شمالی و ژاپن بود تا همه‌ی موانع جذب مازاد سرمایه را در هر کجا که پیدا می‌شد، از بین ببرند.

سمپوزیوم درباره‌ی امپراتوری سرمایه اثر اِلن میک‌سینز وود

سمپوزیوم درباره‌ی «امپراتوری سرمایه»

اثر اِلن میک‌سینز وود

نوشته‌ی: پل بلکلج
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

طبقه‌ی کارگر حتی بدون این‌که سوسیالیسم را هدف طبقاتی خود متصور کند، می‌تواند به‌طور منحصر به‌فردی آرمان سوسیالیسم را پیش برد (اگرچه به‌طور کامل به آن دست نمی‌یابد)، زیرا این منافع ذاتاً با استثمار طبقاتی سرمایه‌داری و سازمان تحت سلطه طبقاتی تولید مخالف است.

بحث درباره‌ی امپریالیسم «جدید»

بحث درباره‌ی امپریالیسم «جدید»


نوشته‌ی: بن فاین
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

هدف در این‌جا این است که کتاب امپریالیسم جدید در بافتاری گسترده‌تر از موضوعِ بی‌واسطه‌ی آن، از دو طریق بررسی شود، ابتدا به مسائل روش‌شناسی، روش و نظریه‌ی ارزش می‌پردازیم و این‌که چگونه روابط بین قوانین درونی سرمایه‌داری و بازنمایی ظاهری آن‌ها، قابل ‌بررسی و تشریح است؟ دوم، تعیین سهم هاروی در تحولات عمومی‌تر در سراسر علوم اجتماعی است؛ هاروی به چه طریقی در آغاز هزاره، هم محیط روشن‌فکری را بازتاب می‌دهد و هم به آن کمک می‌کند؟

انباشت سرمایه و نظام دولتی

انباشت سرمایه و نظام دولتی

ارزیابی از «امپریالیسم جدید» دیوید هاروی

نوشته‌ی: سام اشمن و الکس کالینیکوس
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

رویکردهای مارکسیستی به امپریالیسم راهی برای درک مسیر سرمایه‌داری جهانی به‌عنوان یک کل است. این یکی از نقاط قوت بزرگ امپریالیسم جدید است که هاروی آن را درک می‌کند و بنابراین بسیار بیش‌تر درباره‌ی آن سخن می‌گوید تا ژئوپلیتیک یا عراق. مفهوم‌سازی خاص او از امپریالیسم هم به‌خودی‌خود و هم به‌عنوان وسیله‌ای برای بسط یک نظریه‌ی مارکسیستی درباره‌ی دولت ارزش‌مند است. هاروی تمایز آریگی بین منطق سرزمینی و سرمایه‌داری قدرت را با قراردادن آن در نظریه‌ی مارکسیستی فوق‌انباشت و بحران تقویت کرده است.

امپریالیسم «جدید»

امپریالیسم «جدید»

پیرامون ترمیم‌های مکان‌مند-‌زمان‌مند و انباشت به‌مدد سلب‌مالکیت

نوشته‌ی: دیوید هاروی
ترجمه‌ی: سهراب نیکزاد

سرمایه‌داری شیوه‌های آدم‌خواری و هم‌چنین درنده‌خویی و کلاه‌برداری را درونی می‌کند. اما همان‌طور که لوکزامبورگ به‌نحو قانع‌کننده‌ای ابراز کرد، «اغلب دشوار است که در گیرودار خشونت و رقابت‌های قدرت، قوانین سخت‌گیرانه‌ی فرآیند اقتصادی را تعیین کنیم.» انباشت به‌مدد سلب‌مالکیت می‌تواند به روش‌های مختلفی اتفاق بیفتد و موارد زیادی وجود دارد که نحوه‌ی عملکرد آن هم احتمالی و هم تصادفی بوده است. با این‌‌حال، در هر دوره‌ی تاریخی پدیده‌ای همه‌جانبه بوده و زمانی که بحران‌های فوق‌انباشت در بازتولید گسترده رخ می‌دهد، زمانی‌که به‌نظر می‌رسد هیچ راه خروجی جز کاهش ارزش وجود ندارد، به‌شدت افزایش می‌یابد.