All posts tagged: طبقه

درباره‌ی «جلیقه زردها»

فضیلت‌های امر توضیح‌ناپذیر: درباره‌ی «جلیقه زردها»


نوشته‌ی: ژاک رانسیر
ترجمه‌ی: یاسین فغانی


میان قدرت برابرها و قدرت اشخاص «قابل» برای حکومت‌کردن، همواره برخوردهایی وجود دارد، مذاکرات یا مصالحه‌هایی. اما در پس این‌ها، مغاک رابطه‌ی مذاکره‌ناپذیر میان منطق برابری و منطق نابرابری پابرجا می‌ماند. از این رو شورش‌ها همیشه در میانه‌ی راه می‌مانند، مایه‌ی کراهت بسیار و درعین حال رضایت بسیار عالمانی که شورش‌ها را محکوم به شکست می‌خوانند چرا که محروم از «استراتژی»اند. اما استراتژی چیزی جز روشی برای تنظیم ضربات در محدوده‌ی یک جهان معین نیست. هیچ یک از استراتژی‌ها چیزی درباره‌ی پرکردن حفره‌ی میان دو جهان نمی‌آموزند.

فهم طبقه

فهم طبقه


نوشته‌ی: اریک اُلین رایت
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی


دغدغه‌ی اصلیِ جامعه‌شناسانْ در رویکردِ مبتنی بر ویژگی‌های فردی، فهم این موضوع است که افراد چگونه خصلت‌هایی را کسب می‌کنند که آن‌ها را در یک طبقه‌ی خاص قرار می‌دهد. با توجه به این‌که جایگاه اقتصادی و پاداش‌های افراد در جوامعی که جامعه‌شناسان در آنها زندگی می‌کنند، عمدتاً از رهگذر اشتغال در مشاغل مزدی به‌دست می‌آید، پژوهش در این سنت اساساً بر فرایندی متمرکز بوده است که منابع فرهنگی، انگیزشی و آموزشی موثر بر اشتغال‌‌ در بازار کار را در اختیار افراد می‌گذارد.

سرمایه‌داریِ بدون طبقه؟

سرمایه‌داریِ بدون طبقه؟


نوشته‌ی: جِی. اچ. وسترگارد
ترجمه‌ی: سهراب نیکزاد


هیچ ‌دلیلی برای تردید دراین‌باره وجود ندارد که در برخی جنبه‌ها «الگوهای فرهنگ» طبقه‌ی کارگر درحال تغییر و متعاقباً از دست‌دادن تمایز خود است. به‌نظر معقول می‌رسد فرض کنیم که آن دسته از ویژگی‌های زندگی طبقه‌ی کارگر ـــ که در گذشته به‌شکل چشم‌گیری متأثر از مواردی همچون سطوح پایین گذران زندگی به‌طور مطلق، ناامنی بسیار شدید و جداافتادگی اجتماعی یا محلی قابل‌توجه بود ـــ رنگ خواهد باخت

کمونیسم: بین طبقه و بی‌طبقه‌گی

کمونیسم: بین طبقه و بی‌طبقه‌گی


نوشته‌ی: استفن رسنیک و ریچارد ولف
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


اگر طبقه، چنانچه بر اساس کار مازاد درک شود، علتی مهم‌تر از وجوه دیگر جامعه در توسعه‌ی اجتماعی نیست، پس چرا در واکاوی‌مان از کمونیسم بر آن تأکید می‌کنیم؟ ما می‌خواهیم چیزی تازه و متمایز به آثار گسترده‌ای درباره‌ی کمونیسم بیفزاییم که در خلال بیش از صد سال گذشته تولید شده است. سایر واکاوی‌ها بر ساحت‌های فلسفی، مذهبی و اخلاقی، هم در نظریه‌های کمونیسم و هم در تجارب عملی آن، تأکید کرده‌اند. به همین منوال، توجه زیادی به موضوعات سیاسی و بوروکراتیک دست‌‌اندرکار حکومت اجتماعی، قانون، برنامه‌ریزی اقتصادی و پراتیک‌های فرهنگی در همه‌ی انواع متعلق به کمونیسم شده است. در میان پدیدآورندگان این آثار عظیم، که شامل رویکردهای مارکسیستی و نیز غیرمارکسیستی است، برخی بر ایده‌های مربوط به طبقه برای فهمیدن کمونیسم تأکید داشته‌اند: بسیاری چنین تاکیدی نداشته‌اند.

درباره طبقات اجتماعی

درباره‌ی طبقات اجتماعی


نوشته‌ی: نیکوس پولانزاس
ترجمه‌ی: شاپور گیتی


طبقات اجتماعی در نظریه‌ی مارکسیستی کدامند؟ آن‌ها گروه‌هایی از عاملان اجتماعی‌ یا افرادی‌اند که اساساً، اما نه منحصراً، بنا به جایگاه‌شان در فرآیند تولید، یعنی بنا به جایگاه‌شان در سپهر اقتصادی، تعریف می‌شوند. جایگاه اقتصادیِ عاملان اجتماعی، نقشی اساسی در تعیین طبقات اجتماعی ایفا می‌کند. اما از این موضوع نمی‌توانیم نتیجه بگیریم که این جایگاه اقتصادی برای تعیینِ طبقات اجتماعی کفایت می‌کند.

طبقه از منظر وبر

طبقه از منظر وبر


نوشته‌ی: دلشاد عبادی


برخی اشتراکات لفظی بین وبر و مارکس، هرگز به معنای یکسان بودن برداشت آن‌ها از موضوع نیست. برای مثال، وقتی وبر می‌نویسد «… «دارایی» یا «فقدان دارایی» مقولات بنیادینِ همه‌ی موقعیت‌های طبقاتی هستند»، مسلم است که اشاره‌ای به این ندارد که مالکیت بر ابزار تولید، مقوله‌ی اصلی تعیّن‌بخشِ موقعیت‌ طبقاتی بورژوازی و پرولتاریا است. از منظر او، دارایی یا فقدان آن (فارغ از این‌که شامل مالکیت بر ابزار تولید شود یا شکل دیگری از دارایی را دربر بگیرد) تنها از آن‌رو اهمیت دارد که موقعیت فرد را در بازار بهبود می‌بخشد.

چه چیز در طبقه‌ی میانی «میانی» است؟

چه چیز در طبقه‌ی میانی «میانی» است؟


نوشته‌ی: اریک اُلین رایت
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی


مفهومِ مبتنی بر استثمار در مقایسه با مفاهیم مبتنی بر سلطه، فهمی از طبقه به دست می‌دهد که بیشتر از خصلت تاریخی بودن برخوردار است. این توسعه‌ی نیروهای تولیدی است که به تغییرات اجتماعیِ دوران‌ساز جهت می‌دهد. از آن‌جاکه در چارچوب مورد بحث این مقاله، شبکه‌ی استثمار طبقاتی در رابطه با سه نوعِ معین از نیروهای تولیدی تعریف شده است، توسعه‌ی این نیروهای تولید همان چیزی است که به نظام‌های مناسباتِ طبقاتی مسیری تاریخی می‌بخشد.