All posts filed under: یادداشت

Yaddasht

شور و شوق‌‌های جدید مبارزهی طبقاتی

شور و شوق‌‌های جدید مبارزه‌ی طبقاتی


نوشته‌ی: جلیل شُکری


«جریان صنفی دانشجویی» به‌‌رغم تحمل هزینه‌‌های سنگین پس از دی ماه (به ویژه در دانشگاه تهران)، همچنان در صحنه است و به کنشگری ادامه می‌‌دهد. قطعا موضوعاتی نظیر «سنوات»، «شهریه‌‌های شبانه‌‌ها و دروس پیش‌‌نیاز»، «تسهیلات خوابگاه‌‌ها» و نیز «احکام دانشجویان»، همچنان میانجی‌‌های مهمی برای کنشگری جنبش دانشجویی (در معنای طلایه‌‌داری «جریان صنفی») است، اما خود دانشجویان فعال صنفی واقف‌‌اند که تنها با پیوند زدن روح حاکم بر مسائل صنفی‌‌شان با مسائل صنفیِ ساری و جاری در بین کارگران و معلمان می‌‌توانند مانع بدل شدن مسائلی چون «تنوع طبقاتی دانشجویان»، «حضور گذرای ایشان در محیط دانشگاه به اعتبار مدت محدود تحصیل» و «استعداد بالای بدل شدن کوچکترین اختلافات تاکتیکی به انشعاب و اضمحلال کنش جمعی در فضای کار دانشجویی» در مقابل استمرار جنبش دانشجویی (با طلایه‌‌داری «جریان صنفی») بشوند.

پالایش گفتمان نقد: انباشت اولیه

پالایش گفتمان نقد: «انباشت اولیه»


نوشته‌ی: کمال خسروی

چهار شرط «انباشت اولیه»: 1) جدایی مولدین مستقیم از شرایط عینی تولید به مثابه‌ی عاملینی صرفاً سوبژکتیو؛ 2) تراکم و تمرکز شرایط عینی تولید در حد و اندازه‌ای معین رو در روی مولدینِ مستقیم؛ 3) رابطه‌ی مبادله‌ی آزاد ــ گردشِ پول ــ بین این دوسویه؛ 4) تمرکز شرایط عینی به مثابه‌ی ارزش‌های قائم به‌ذات، «به مثابه‌ی ارزش».

پالایش گفتمان نقد

پالایش گفتمان نقد

1 ـ نقد اقتصاد سیاسی


نوشته‌ی: کمال خسروی


چطور می‌توان به نویسنده‌ی گروندریسه یک «اقتصاد سیاسی» نسبت داد و نام او را درکنار نام کسانی آورد که آثارشان و موضوع آثارشان، برابرایستا و آماج نقد نظری و عملی ژرف و بی‌امان او هستند؟ مسئله «منزه‌طلبی» نیست؛ مسئله این نیست که دامن مارکس را به چیزی یا کسی آلوده نکنیم. مسئله این است که آیا بین نقد و آماجِ نقد تمایزی می‌بینیم؟ آیا بین نظریه‌ی انقلابی و رهایی‌بخش در نقد یک هستیِ اجتماعیِ تاریخاً معینِ و پیکریافتگیِ استثمار و سلطه و ایدئولوژی‌های توجیه‌گرایانه و حافظ و مدافع این هستیِ اجتماعی که خود را در قواره و زرورقِ «علم» پوشانده‌اند، فرقی قائلیم؟

پاسخ به «طرحی از یک نقد آشفته»ی محمد مالجو

کژی‌ها و تناقضات پاسخی شتاب‌زده

پاسخ به «طرحی از یک نقد آشفته»ی محمد مالجو



نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


در رویکرد ایشان، برای کاهش نابرابری‌ها -ولو موقتی- نیازمند تکمیل حلقه‌های انباشت سرمایه هستیم و تحقق موفقیت‌آمیز سه حلقه‌ی ثانوی انباشت سرمایه، در گروی کامیابی بورژوازی در به کرسی نشاندن خواسته‌هایش -عمدتاً در پهنه‌ی سیاسی- ست.

کمال خسروی: دیالکتیک نوآوری

دیالکتیک نوآوری


نوشته‌ی: کمال خسروی


نقد همچون روشنگری نه تنها مقید است به استدلال منطقی، به تحلیل عینی و به تفکر اصولی، بلکه هم‌هنگام منوط است به پرسش از منطق، از عینیت و از اصول. نقد همچون ستیزه‌جویی و رزمندگی نه تنها پروایی از شکستن سدها و سنگرهای پوشالی و از فروریزاندنِ دیواره‌های تحجرِ فکری ندارد و در یافتن راه حل‌ها و پاسخ‌ها گستاخ است، بلکه درعین حال خود همواره سنگری است در جبهه‌ی مبارزه علیه سلطه و استثمار

بی‌همتایی مارکس - نثد اقتصاد سیاسی

بی‌همتایی مارکس

مارکس بی‌همتاست همچون نقطه عطفی در تاریخِ زندگی و اندیشه‌ی بشری؛ بی‌همتاست همچون مرزی که تاریخ را به پیش و پس از خود تقسیم می‌کند؛ بی‌همتاست همچون نقطه‌ی بی‌بازگشتِ نقد. بی‌همتاست از آن رو که بهشتی دروغین را وعده نمی‌دهد، بلکه راز بهشت‌های دروغینی را فاش می‌کند که خود را پایان تاریخ می‌نامند؛ مارکس بی‌همتاست، هم برای دوستان و هم دشمنانش؛ اگر دوستانش از این بی‌همتایی آگاه نباشند، دشمنانش همیشه از آن آگاه بوده‌اند و هستند: در ژرف‌ترین تاریک‌خانه‌ی هراس‌شان از توانِ روشنگرانه و ستیزه‌جویانه‌ی نقد