All posts tagged: ماسیمیلیانو تومبا

مارکس در مقام ماتریالیست تاریخی

مارکس در مقام ماتریالیست تاریخی

بازخوانی هجدهم برومر

نوشته‌ی: ماسیمیلیانو تومبا
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

نه فاشیسم ایتالیایی و نه ناسیونال‌سوسیالیسم آلمانی هیچ‌یک گسستی واقعی با سازوکار دولت مدرن و سرمایه‌داری نبودند … و بحران امروز، بورژوازی را وادار می‌کند که از حاکمیت قانون دست بکشد و برخی تضمین‌های قانون اساسی را تعلیق کند تا زمان‌مندی‌های متفاوت را هم‌گام سازد. بورژوازی حتی منتقد دموکراسی می‌شود. در مقابل، سوسیال‌دموکراسی وظیفهی خود را در حفظ حاکمیت قانون از راه «کودنی و سفاهت پارلمانی» می‌بیند.

شکل‌های پیشاسرمایه‌داری تولید و انباشت بدوی

شکل‌های پیشاسرمایه‌داری تولید و انباشت بدوی

تاریخ‌نگاری مارکس از گروندریسه تا سرمایه

نوشته‌ی: ماسیمیلیانو تومبا
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی


سرمایه با خلق نیازهای تازه، بند نافی که انسان‌ها را به طبیعت متصل می‌ساخت از هم می‌گسلد. طبیعت برای نخستین بار در تاریخ به ابژه‌ای صرف برای استفاده‌ی بشریت بدل می‌شود، «امری که صرفاً سودمندی‌اش مطرح است». این همان شکل تجمل مدرن است. باید به تفاوت میان تجمل در دوران باستان و دوران مدرن توجه کرد، آن هم در رابطه با «پرداخت تازه (و مصنوعی) اشیای طبیعی و تبدیل‌شان به ارزش‌های مصرفی تازه»، در رابطه با رشد نیازهای انسانی و شکل‌های تازه‌ی تجربه. نوعی تغییر انسان‌شناختی در تطابق با این پدیده‌ها پدید می‌آید، نوعی تازه از موجود انسانی: پرورش تمامی خصائلِ «انسان اجتماعی». مارکس این طبیعت انسانی تازه را «سوژه‌ا‌ی جدید» می‌نامد، «فردِ اجتماعی» این مفهوم بسیار مهمی است که خبر از گسستی انسان‌شناختی می‌دهد. با فردی طرف هستیم که دیگر هم‌چون گذشته نیست: پیوندهای این فرد با طبیعت گسسته شده و جامعه به طبیعت تازه‌ی او بدل شده است. با این‌همه، این نوعی طبیعت ثانویه‌ی هگلی است که وجودِ مناسباتی اخلاقی را، که به فرد انضمامیت می‌بخشند، پیش‌فرض می‌گیرد. در طبیعت ثالثِ مارکسی، نه تنها مناسبات پابرجای هگلی، بلکه هم‌چنین نظام نیازها نیز از بین رفته است: سرمایه نه با هدفِ ارضای نیازهای انسانی، بلکه به‌منظور ارزش‌افزاییِ ارزش دست به تولید می‌زند. ارزش مصرفی کالا به یک حامل انتزاعیِ ارزش، و از همین‌رو، به شکل تازه‌ای از ارزش مصرفی بدل می‌شود. امر محسوس به شکلِ پدیداریِ امر فرامحسوس بدل می‌شود. پول دیگر وسیله نیست و به هدف بدل می‌شود. تصویرِ مدرنیته‌ی سرمایه‌داری تصویر وارونگی است: وارونگی و انحراف به صورت توأمان.