All posts tagged: دلشاد عبادی

آرمان‌شهرباوری لنین

آرمان‌شهرباوری لنین


نوشته‌ی: نورمن لوین
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

دولت همواره نهاد بیگانگی است. دولت، که از قدرت فرااجتماعی سربرمی‌آورد و پایه‌ای در پیشه‌های بالفعل جامعه‌ی مدنی ندارد، همیشه سرچشمه‌ی سلطه‌ی طبقاتی است. از این‌رو، وقتی مارکس از براندازی دولت سخن می‌گفت، مقصودش دفاع از هرج‌ومرج نبود؛ به نظر او حکم‌رانی می‌تواند بدون دولت باشد.

صحنه‌ی سیاسی و سیاستِ نمایندگی

صحنه‌ی سیاسی و سیاستِ نمایندگی

دوره‌بندی مبارزه‌ی طبقاتی و دولت

نوشته‌ی: باب جیسوپ
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

برای یک مقاله‌ی کوتاه نباید نتیجه‌گیری مفصل نوشت. در عوض، تنها به پنج نکته درباره‌ی دیالکتیک بغرنج اوضاع‌واحوال رابطه‌ی شرایط تاریخی و کنش اجتماعی از این بازخوانی نه‌چندان بی‌طرفانه‌ی هجدهم برومر اشاره می‌کنم: نخست، مارکس به جای انکار «مسئله‌ی نمایندگی» به‌وضوح آن را به رسمیت می‌شناسد. او از همان آغاز به طرح مسئله درباره‌ی منابع نشانه‌ایِ در دسترسِ نیروهای سیاسی برای بیان هویت‌ها، منافع و آرمان‌هایشان می‌پردازد.

مفهوم دولت در فلسفه‌ی‌ مارکس و انگلس

مفهوم دولت در فلسفه‌ی‌ مارکس و انگلس


نوشته‌ی: فیلیپ دایر
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

شاید مارکس و انگلس هرگز نظریه‌ای منسجم درباره‌ی دولت تدوین نکردند، اما بی‌گمان پرسش‌هایی ژرف و برانگیزاننده در نظریه‌ی سیاسی مطرح کردند. میراث پایدار مارکس در اندیشه‌ی سیاسی نه در قالب نظریه‌ای یک‌پارچه درباره‌ی دولت ــ که هرگز ارائه نشد ــ بلکه در پرسش‌هایی نهفته است که هنگام بحث از دولت مطرح کردند.

گوهرها و زلم‌زیمبوها در امپراتوری

گوهرها و زلم‌زیمبوها در امپراتوری

نوشته‌ی: لئو پانیچ و سام گیندین
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

امپراتوری در نهایت کتاب مهمی است، زیرا درگیری جدی با غنای متناقض ایده‌های آن در باب ماهیت امپراتوری، سرمایه‌داری و مقاومت در عصر ما می‌تواند به پیش‌برد پروژه‌ی «رهایی‌بخش»، که ما با هارت و نگری در آن سهیم هستیم، کمک کند. تنها سخت‌گیرترین منتقدان ممکن است از ستایش دامنه‌ی جاه‌طلبانه‌ی تلاش آنان برای تلفیق تاریخ، فلسفه، جامعه‌شناسی، فرهنگ و اقتصاد با یک سیاست از پایین سرباز زنند. و با این حال، نتیجه‌ی نهایی کتابی به‌شدت ناامیدکننده است: سرشار از نوید اما آکنده از ناسازگاری‌ها، تناقض‌ها‌، اغراق‌های بی‌اساس و شکاف‌های منطقی.

امپریالیسم قدیمی و جدید

امپریالیسم قدیمی و جدید

نظری درباره امپریالیسم جدید دیوید هاروی و امپراتوری سرمایه الن میک‌سینزوود

نوشته‌ی: باب سوت‌کلیف
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

به نظر من، برای پیشرفت نظریه‌ی امپریالیسم در دوره‌ای از تغییرهای حاد و احتمالاً قریب‌الوقوع ساختار قدرت بین‌المللی، بیش از هر زمان دیگری به دیدگاهی دوگانه نیاز داریم که سلسله‌مراتب طبقاتی را بر سلسله‌مراتب کشورها بیفزاید.

سمپوزیوم درباره‌ی امپراتوری سرمایه اثر اِلن میک‌سینز وود

سمپوزیوم درباره‌ی «امپراتوری سرمایه»

اثر اِلن میک‌سینز وود

نوشته‌ی: پل بلکلج
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

طبقه‌ی کارگر حتی بدون این‌که سوسیالیسم را هدف طبقاتی خود متصور کند، می‌تواند به‌طور منحصر به‌فردی آرمان سوسیالیسم را پیش برد (اگرچه به‌طور کامل به آن دست نمی‌یابد)، زیرا این منافع ذاتاً با استثمار طبقاتی سرمایه‌داری و سازمان تحت سلطه طبقاتی تولید مخالف است.

کارل مارکس بین دو جهان ناهم‌خوانی‌های کتاب «آدام اسمیت در پکن» اثر جووانی آریگی

کارل مارکس بین دو جهان

ناهم‌خوانی‌های کتاب «آدام اسمیت در پکن» اثر جووانی آریگی

نوشته‌ی: ریچارد واکر
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

من می‌خواهم با دیدگاه‌های آریگی درگیر شوم و استدلال کنم که مارکس به‌رغم کاستی‌هایش در جغرافیا، تاریخ جهانی و نظریه‌ی دولت، هنوز بهترین شالوده برای درک توسعه‌ی اروپایی، چینی و جهانی است. با این‌وجود، آریگی یک‌بار دیگر ضرورت حفظ مارکسیسم به‌عنوان یک نظام نظری باز را نشان می‌دهد که می‌تواند با اسمیت، شومپیتر و برودل درگیر شود (و آن‌ها‌را کاملاً بفهمد)، بگذریم از متفکران آسیایی که معروفیت علمی چندانی ندارند.

امپراتوری آمریکا یا امپراتوری سرمایه‌داری جهانی

امپراتوری آمریکا یا امپراتوری سرمایه‌داری جهانی


نوشته‌ی: لئو پانیچ و سام گیندین
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

در واقع، تضادهای موجود در دولت رفاه کینزی را ــ که در مبارزات طبقاتی داخلی بین کار و سرمایه در دهه‌ی 1960 به نمایش گذاشته شد، و ما استدلال می‌کنیم تعیین‌کننده‌ی اصلی بحران دهه‌ی 1970 بود ــ نمی‌توان جدا از بین‌المللی ‌شدنی که قبلاً رخ داده بود درک کرد. پس از آن بود که پایه‌های نهادی برای چگونگی مدیریت بحران دهه‌ی 1970 توسط دولت‌های پیشرو سرمایه‌داری به‌گونه‌ای فراهم شد که امکان تسریع و نه قطع ‌شدن جهانی‌سازی سرمایه‌داری را داد، همان‌طور که در بحران دهه‌ی 1930 اتفاق افتاد. ما هم‌چنین می‌کوشیم بحران کنونی را از طریق دیدگاه ماتریالیستی تاریخی مشابهی توضیح دهیم.

بازنگری مارکسیسم و امپریالیسم برای سده‌ی بیست‌و‌یکم

بازنگری مارکسیسم و امپریالیسم برای سده‌ی بیست‌ویکم


نوشته‌ی: لئو پانیچ
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

مداخلات نظامی ایالات متحد در خارج از کشور، در واقع، شاید به بهترین شکل به شیوهای کاملاً مشابه با نقش خشونت‌آمیز اداره‌ی پلیس لس‌آنجلس در جنوب مرکزی لس‌آنجلس در میان نشانه‌های بیمارگونه‌ی آمیزه‌ای از نژادپرستی سنتی، الگوهای جدید مهاجرت کارگران، جنگ با مواد مخدر، و زندگی دارودسته‌ای جوانان شهری در خود ایالات متحد درک شود. در واقع، جنگ‌های آمریکا از آن زمان تاکنون در مکان‌هایی بوده که نقش حاشیه‌ای در دینامیسم سرمایه‌داری جهانی داشته‌اند. نقشی که پنتاگون در سرتاسر جهان ایفا می‌کند، هر قدر هم که شایسته‌ی توجه دقیق باشد، در مقایسه با نقش خزانه‌داری ایالات متحد و فدرال رزرو که به نهادهای محوری در هماهنگی سیاست‌های اقتصادی دولت‌های سرمایه‌داری جهان تبدیل شده‌اند، اهمیت کمتری در حفظ سرمایه‌داری جهانی دارد.

کارکرد ایدئولوژیک فرانمودها

ایدئولوژی امساک و پس‌انداز

نوشته‌ی: دلشاد عبادی


اگر این‌ها همگی روندهای عام سرمایه‌داری‌اند و نه استثناءهای خاصی که از بد روزگار نصیبِ ما اهالی خاورمیانه و مشخصاً ایران شده است، آیا نباید در اعتبار روایت‌هایی شک کرد که مصرانه بر این پای می‌فشارند که تمامی این بحران‌ها و مشکلات نه حاصل سرمایه‌داری در معنای عام آن که حاصل تصمیمات اشتباه، ناکارآمدی و فساد رژیم سیاسی‌ای «ایدئولوژیک» (ایدئولوژیک در همان معنای مصطلح و روزمره‌ی آن که به تمامی اشکال حکومت سیاسیِ غیرلیبرالی اطلاق می‌شود) است؟ آیا محدود کردن انتقادات ما به این موارد «خاص» کماکان باقی ماندن در سطح همان فرانمودهایی نیست که جنگیدن با آن‌ها هیچ خللی بر سازوکارهای اصلی و عام سرمایه‌داری ایفا نمی‌کنند؟ همان‌گونه که نقدِ سطح فرانمودین آزادی به معنای انکار اهمیت آن نبود، نقدِ این درک فرانمودین از بحران‌های خاص نیز به معنای انکار آن‌ها نیست؛ به‌هرحال، تمامی این فرایندهای عام در قالب روندهایی خاصی بر ما جلوه می‌کنند از جمله همین ناکارآمدی‌ها، فسادها، تصمیمات «ایدئولوژیک» و… . نقد این درکِ فرانمودین از بحران‌ها به معنای نادیده گرفتن این عناصر خاص نیست، بلکه تلاش برای فرارفتن از آن و تشخیص روندهای عام در دل این عناصر خاص است.