All posts tagged: جنبش زنان

کمون‌های زنان در کانتون عفرین

پایه‌ریزی انقلاب زنان

کمون‌های زنان در کانتون عفرین

نوشته‌ی: مگان بودت
ترجمه‌ی: سروناز احمدی


گزارشی که در ادامه آمده از خبرگزاری هاوار در آوریل 2015 به زبان کوردی منتشر شده است. این گزارش، روند تشکیل کمون‌ها در ناحیه شیا را شرح داده است. این گزارش خاطرنشان می‌سازد که این ناحیه با 23 کمون، اولین ناحیه‌ای است که چنین نهادهایی را در تمامی روستاها و محلات تأسیس کرده است. در ادامه نقل قولی از یکی از اعضای مجمع نمایندگان ستاره کونگریا آورده شده است که هم بنیان ایدئولوژیک سیستم کمون‌ها و هم ساختار عملی آن‌ها را توضیح می‌دهد.

تولید دانش فمینستی در جنوب جهانی و ایران

تولید دانش فمینیستی در جنوب جهانی و ایران

نگاهی انتقادی به فمینیسم اروپامحور و مرکزگرا

نوشته‌ی: سمیه رستم پور


با سربرآوردن سرمایه‌داری نئولیبرال و جهانی‌شده از دهه هفتاد میلادی بدین‌سو، تولید دانش فمینیستی نیز در سطح جهانی و منطقه‌ای روند جدیدی را از سر گرفته است. با رشد نابرابری‌ها و شکاف‌های ‌تبعیض‌آمیز در سطح جهانی، که متاثر از برتری اقتصادی-سیاسی کشورهای قدرتمند جهانی است، تجربه زنان در کشورهای شمال جهانی اغلب به‌عنوان یک الگوی جهان‌شمول و عمومی به زنان در کشورهای حاشیه‌ای با تجربیاتی متفاوت از جنسیت، تحمیل شده است. بحث پیش رو با نگاهی انتقادی-ماتریالیستی به فرآیند تولید دانش فمینیستی و مقولۀ «اروپامحوری»، جدل‌های ‌نظری در این حوزه (یونیورسالیسم و لوکالیسم) و پیامدهای ضمنی آن برای کشوری مثل ایران را مورد توجه قرار خواهد داد. بخش دوم تلاش می‌کند تا نشان دهد چطور مشابه با نابرابری‌های ‌جهانی، سلطۀ فمینیسم مرکزگرا در ایران نیز به نادیده‌گرفتن تجربیات زنان «اقلیت‌های ‌اتنیکی-ملی» و لاجرم به حاشیه‌رفتن دانشی منجر شده است که حامل آن هستند. در انتها به این پرسش می‌پردازیم که از چه نوع فمینیسم(های) رهایی‌بخشی برای جامعۀ ایران می‌توان سخن گفت که حاصل آن نه افتراق بیش‌تر، بلکه نوعی همبستگی جمعی برای زنان کشور باشد، فمینیسمی که در عین بازشناسی تفاوت‌ها می‌تواند اتحادبخش باشد.

فراتر از فمینیسم؟ ژنولوژی و جنبش آزادی زنان کورد

فراتر از فمینیسم؟

ژنولوژی و جنبش آزادی زنان کورد

نوشته‌ی: نادیه العلی و ایزابل کیسر
ترجمه‌ی: فرزانه جلالی


ژنولوژی یا علم زنان که توسط جنبش آزادی زنان کورد پیشنهاد و توسعه داده شده ‌است، به مؤلفه اصلی سازمان‌دهی فراملی‌اش در خاورمیانه و اروپا و آمریکا تبدیل شده است. فعالان جنبش زنان کورد به اشکال اثبات‌گرا و مردمحور تولید دانش و نیز فمینیسم لیبرال انتقاد می‌کنند. آن‌ها در عوض، ژنولوژی را پیشنهاد می‌کنند که هدف از آن کشف دوباره تاریخ زنان و بازگرداندن جایگاه اصلی زنان در جامعه است. این مقاله براساس یک سری مصاحبه با زنان کورد درگیر در توسعه ژنولوژی، ابتدا ژنولوژی را در چارچوب رویکردهای فمینیستی فراملی و ضداستعمارگرا قرار می‌دهد و سپس ایده‌های اصلی تشکیل‌دهنده ژنولوژی را استخراج می‌کند. ما بر راه‌هایی تمرکز می‌کنیم که ژنولوژی به بحث‌های جاری در تولید دانش فمینیستی فراملی می‌پردازد. مقاله ما به‌طور انتقادی ادعای فعالان زن کورد را ارزیابی می‌کند که ژنولوژی را به‌عنوان یک علم و پارادایم جدید معرفی می‌کنند که فراتر از فمینیسم است درحالی‌که استدلال ما این است که ژنولوژی نشان‌دهنده‌ی تداوم مهم مداخلات انتقادی‌ای است که توسط فعالان زن و دانشگاهیان به‌حاشیه رانده‌شده‌، صورت گرفته است. علاوه بر این، مقاله ما نشان می‌دهد که ژنولوژی، بنیان و اساس ایدئولوژیک و معرفت‌شناختی مفیدی برای مبارزه سیاسی زنان کورد برای برابری و عدالت مبتنی بر جنسیت فراهم می‌کند.

گفتگو با سونیا گواجاجارا فعال حقوق بومیانِ برزیل

گفتگو با سونیا گواجاجارا

زنان بومی پیشتازان مبارزه برای برابری در برزیل

سونیا گواجاجارا: فعال حقوق بومیانِ برزیل
ترجمه‌ی: محمد غزنویان


سونیا گواجاجارا (نام شناسنامه‌ای سونیا بونه) در قلمرو بومیان آراری‌بوا (Araribóia) واقع در ایالت مارانهائو (Maranhão) زاده شده است. از کودکی دریافت که باید علیه بی‌نام‌شدن و نامرئی‌ماندن بومیان برزیل مبارزه کند. «همواره می‌خواستم راهی بیابم؛ راهی که تاریخ و سبک زندگیِ بومیان را در تمامیت‌اش برای آحادِ جامعه روشن کنم.» سونیا معلم مدرسه‌ی ابتدایی، دستیار پرستار و نیز یک رهبر بومی فمینیست است. آوازه‌ی قدرت و شجاعت او به دوردست‌ها رسیده و در سال ۲۰۱۸ در سن ۴۴ سالگی نخستین زن بومی بود که در مقام نامزدی معاونت حزب سوسیالیسم و آزادی برای انتخابات هئیت اجراییه‌ی جمهوری داوطلب شد.
در ۱۵ سالگی، در پی دعوت بنیاد ملی بومیان (Funai) خانه را برای تحصیل در ایالت میناس گرایس (Minas Gerais) ترک کرد و امروز دارای مدرک کارشناسی ارشد در فرهنگ و جامعه از انستیتوی علوم انسانی و هنر و فرهنگ از دانشگاه فدرال باهیا (Federal University of Bahia) است. او در سال ۲۰۰۱ در نخستین گردهمایی ملی بومیان، یعنی کنفرانسی که پس از راه‌پیمایی ملی بومیان برگزار شد، شرکت کرد تا به بحث درباره‌ی اساسنامه‌ی مردمان بومی در لوزیانیا (Luziânia) واقع در ایالت گویباس (Goiás) بپردازد.
او هم‌چنین با دادن جایزه‌ی موتوسرا (Moto Serra de Ouro Award) به سناتور کاتیا ابرئو، در دفاع از حق جنگل‌ها تاریخ‌ساز شد. در سال ۲۰۱۲ اردوگاه Terra Livre را در اجلاس مردم که تقابلی بود با اجلاس سازمان ملل در ریودوژانیرو در رابطه با توسعه‌ی پایدار (Rio +20)، هماهنگ کرد. او سال بعد سازمان‌دهی هفته‌ی مردمان بومی، تصرفِ جلسات مجمع نمایندگان و کاخ ریاست جمهوری برزیل را به‌عهده داشت.

رهایی زنان، معیار رهایی همگان

رهایی زنان، معیار رهایی همگان

نگاهی انتقادی به مناسبت 8 مارس

نوشته‌ی: فرنگیس بختیاری

به‌علت ناموزونی رشد سرمایه‌داری، ستم جنسیتی در اقشار مختلف زنان، در ابعاد متفاوت وجود دارد و صرفاً محدود به‌زنان کارگر یا محوریت کار خانگی و کار دستمزدی نیست. اقشار مختلف جامعه زنان در هر کشور به‌مثابه یک کل بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و به‌نوبه‌ی خود از کل تأثیر می‌پذیرند. مبارزات زنان ممکن است در بخش‌های مختلفی بروز ‌کند، تأثیر این بخش‌ها بر یکدیگر در هر دوره‌ی تاریخی به‌تغییراتی در کل مبارزات زنان منجر می‌شود که قابل استناد به‌قشر معینی از زنان نیست. بنابراین هر جنبه از جامعه‌ی زنان باید به‌طور انضمامی و در بستر تاریخی‌اش، و با احتساب ماهیت پویای هر واقعیت اجتماعی، درک شود. شکی نیست که تمامی بخش‌های شرکت‌کننده در مبارزات زنان، اهمیت یکسانی در پیش‌برد مبارزه‌ی طبقاتی ندارند، برخی نسبت به‌دیگری اساسی‌ترند و در فرآیند مبارزه با ستم جنسیتی باعث ارتقای مبارزه‌ی طبقاتی علیه سرمایه می‌شوند مانند تظاهرات زنان روس در فوریه‌ی ۱۹۱۷ به‌مناسبت روز زن. برخی مبارزات دیگر، گرچه با متحدکردن زنان و کسب برخی از خواست‌ها، مبارزات ضد جنسیتی را در کل ارتقاء می‌دهند، اما با تحکیم مقطعی ایدئولوژی‌های مسلط، لبه شمشیر مبارزه‌ی طبقاتی را کند می‌کنند. نمونه‌ی مبارزات زنان ایران در دهه ۸۰ که به آن خواهیم پرداخت.

جهانی‌سازی، انباشت سرمایه و خشونت علیه زنان

جهانی‌سازی، انباشت سرمایه و خشونت علیه زنان

دورنمای بین‌المللی و تاریخی

نوشته‌ی: سیلویا فدریچی
ترجمه‌ی: فاریا اسدی


از آغاز جنبش فمینیستی، خشونت علیه زنان موضوعی اساسی در سازمان‌دهی فمینیستی بوده است، و همین امر الهام‌بخش تشکیل نخستین دادگاه نمادین بین‌المللی پیرامون جرایم علیه زنان شد که در مارس 1976 در بروکسل برگزار شد. در این رویداد بین‌المللی زنانی از چهل کشور حضور داشتند و درباره‌ی مادری و عقیم‌سازی اجباری، تجاوز، لت‌وکوب، حبس در بیمارستان‌های روانی و رفتار بی‌رحمانه با زنان در زندان‌ها شهادت دادند. از آن هنگام، با تصویب قوانینی که دولت‌ها پس از کنفرانس‌های جهانی سازمان ملل درباره‌ی زنان تصویب کرده‌اند، اقدامات فمینیستی علیه خشونت چندبرابر شده است. اما خشونت علیه زنان نه تنها کم‌تر نشده، بلکه در هر چهارگوشه‌ی جهان افزایش یافته و به سطحی رسیده است که اکنون با شکل هولناک «زن‌کشی» (femicide) توصیف می‌شود. مسئله فقط این نیست که خشونت، که با شمار زنان کشته‌شده یا آزاردیده بیان می‌شود، همچنان رو به افزایش است؛ بلکه نویسندگان فمینیست نشان داده‌اند که این خشونت عمومی‌تر و بی‌رحمانه‌تر شده و در شکل‌هایی نمایان است که فقط در دوران جنگ دیده می‌شد.

witch-hunting

در معنای «خاله‌زنکی»

[با یاد زندانیان زن در ایران]

نوشته‌ی: سیلویا فدریچی
ترجمه‌ی: آیدین خلیلی


بدل شدن به فضاهایی انحصاراً مردانه، لازم بود. اما بازنمایی زنان به صورت اشخاصی قدرتمند و جسور هم ماهیت مناسبات جنسیتی آن دوران را نشان می‌داد،‌ چون زنان نه در مناطق روستایی و نه شهری برای گذران زندگی به مردان متکی نبودند؛ آنان فعالیت‌هایی مختص به خود داشتند و بخش عمده‌ی زندگی و کار خود را با زنان دیگر می‌گذراندند. زنان در همه‌ی امور زندگی‌شان با همدیگر همکاری می‌کردند. آنان در جمع دیگر زنان لباس‌هایشان را می‌شستند، خیاطی و زایمان می‌کردند. مردان با سخت‌گیری از اتاق زائو دور نگه داشته می‌شدند. موقعیت حقوقی آنان بازتابنده‌ی این خودآیینی بیش‌تر بود. در ایتالیای قرن چهاردهم آنان هنوز قادر بودند برای متهم کردن مردی به تجاوز و آزارشان، مستقلاً به دادگاه بروند.

به مناسبت روز جهانی زن

هستی‌شناسی بدن زن: نقطه‌ی آغاز خشونت یا پایان آن؟


نوشته‌ی: صوفیا افرا


مهم‌ترین هدف این نوشته کشفِ سازوکارهای پنهانِ این ستم و نورتاباندن بر حلقه‌های‌ نامرئیِ زنجیرهایی است که با رویکرد حقوقی لیبرالی، سعی در تقلیل حجاب اجباری به امری فرمالیستی دارند تا با غفلت ماهوی از تنِ زنانه و کارکردهای سیاسی و اقتصادی‌اش، علت‌ها را در سایه‌ی معلول‌ها جا دهند. علاوه براین، نسبت جایگاه فعالان چپ با مطالبات کنونی زنان در باب حقوق برابر، آزادی‌های‌ اجتماعی، بی‌اعتنایی و غفلت نسبت به حجاب اجباری و در یک جمله، جایگاه فعلی چپ در پیش‌برد جنبش زنان، پرسشی است که تا آخر بر جای می‌ماند.

فدریچی: هر زنی کارگر است

هر زنی کارگر است


گفتگو با سیلویا فدریچی
ترجمه‌ی: امیر رزاق


گفتگوی زیر به‌جای تمرکز بر نوآوری‌هایی که منجر به تغییرِ ظاهرِ کارِ خانگی می‌شود، فناوری‌ها و تکنیک‌های مبارزه‌ای را در نظر می‌گیرد که توسط سازماندهی فمینیستی حولِ کار بازتولیدی توسعه یافته‌‌اند.

کمونیسم و خانواده

کمونیسم و خانواده


نوشته‌ی: الکساندرا کولونتای
ترجمه‌ی: نیکزاد زنگنه


همان‌طور که کارهای خانه از بین می‌رود، تکالیف والدین در برابر فرزندان‌شان نیز به‌تدریج کم‌رنگ می‌شود تا این‌که در نهایت، جامعه مسئولیت کامل را بر عهده بگیرد. در نظام ‌سرمایه‌داری، کودکان اغلب مسئولیت‌های سنگین و تحمل‌ناپذیری برای خانواده‌ی پرولتری بودند. جامعه کمونیستی به‌کمک والدین می‌آید. در روسیه‌ی شورایی، کمیساریاری آموزش عمومی ‌و رفاه اجتماعی در حال حاضر کمک زیادی به خانواده کرده است.