All posts tagged: دولت

دولت گسترش‌یافته

دولتِ گسترش‌یافته


نوشته‌ی: گوئیدو لیگوری
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان

دولت آن میدان، ابزار و فرایندی است که این مبارزه ناگزیر در آن رخ می‌دهد، اما بازیگران اصلی آنْ «طبقات بنیادی» هستند. به‌نظر گرامشی، «دولت شدنِ» این طبقات لحظه‌ای ناگزیر در مبارزه برای هژمونی است (هم‌چنان‌که داشتن حزبی که «تصوری دقیق از جهان» بدیل را پشتیبانی کند نیز چنین است.) در گرامشی هیچ جایی برای «قهرمان‌سازی از روشنفکران» یا «جامعه‌ی مدنی» وجود ندارد

چند پرسش درباره‌ی درک لنین از دیکتاتوری پرولتاریا

چند پرسش درباره‌ی درک لنین از دیکتاتوری پرولتاریا


نوشته‌ی: آن چین‌یان
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

نمی‌توان گفت که برداشت لنین از دیکتاتوری پرولتاریا کامل است. نمی‌توان گفت که روشی معقول‌تر یا مسالمت‌آمیزتر نمی‌توانست جای‌گزین آن شود، چه رسد به آن‌که آن را الگویی جهان‌شمول بدانیم. اما بدون درنظرگرفتن شرایط خاص روسیه و توسعه‌ی تاریخی روسیه و کل بشریت، فهمیدن و ارزیابی اندیشه‌ی لنین در این زمینه، از نظر روش‌شناختی غیردقیق و غیرعلمی خواهد بود.

آرمان‌شهرباوری لنین

آرمان‌شهرباوری لنین


نوشته‌ی: نورمن لوین
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

دولت همواره نهاد بیگانگی است. دولت، که از قدرت فرااجتماعی سربرمی‌آورد و پایه‌ای در پیشه‌های بالفعل جامعه‌ی مدنی ندارد، همیشه سرچشمه‌ی سلطه‌ی طبقاتی است. از این‌رو، وقتی مارکس از براندازی دولت سخن می‌گفت، مقصودش دفاع از هرج‌ومرج نبود؛ به نظر او حکم‌رانی می‌تواند بدون دولت باشد.

مسئله‌ی دموکراسی و دیکتاتوری

مسئله‌ی دموکراسی و دیکتاتوری

نقد لنین از کائوتسکی مرتد

نوشته‌ی: جوکا گرونو
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

کائوتسکی ماهیت دیکتاتوری پرولتاریا به‌طور عام و گونه‌ی روسی آن‌را به‌طور خاص درک نمی‌کرد. او با درخواست حفظ و رواج نهادهای دموکراتیک به شکل بورژوایی‌شان آشکار کرد که درک نمی‌کند دموکراسی همیشه هم‌ارز اعمال قدرت یک طبقه بر طبقه‌ی دیگر است و دیکتاتوری پرولتاریا در واقعیت دموکراتیک‌ترین شکل اعمال قدرت دولتی است.

زایشِ «دولت و انقلاب»

زایشِ «دولت و انقلاب»


نوشته‌ی: ماریان ساور
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

استدلال‌های دولت و انقلاب را نمی‌توان به‌منزله‌ی سازشی موقت از سوی یک سیاست‌مدار بزرگ با وضعیت انقلابیِ پیش‌بینی‌نشده‌ای کنار گذاشت. این متن نماد آمیختن آرمان‌های سنت سوسیالیسم غربی با آرزوهای نیمه‌پنهان مردمی در حرکت است؛ همان لحظه‌ای که نظریه و آرزو درهم می‌آمیزند، در آن «شعر اجتماعی» که سورل از آن سخن می‌گفت.

دیدگاه لنین درباره‌ی دولت

دیدگاه لنین درباره‌ی دولت


نوشته‌ی: مل روثنبرگ
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان

چگونه باید فهمید که اندیشه‌های دولت و انقلاب، که در روح خود انقلابی و از بیخ‌وبن ‌دموکراتیک‌اند، به سازگاری با سیاست‌های رفرمیستی در غرب و توجیه رژیم‌های سرکوب‌گر و ضدِدموکراتیک در شرق بدل شدند؟ آیا این صرفاً نمونه‌ای است از آن‌که شیطان هم می‌تواند از کتاب مقدس برای مقاصد خود بهره گیرد؟ یا در خودِ این اندیشه‌ها ناسازگاری‌ای هست که امکان چنین سوءاستفاده‌ای را فراهم کرده است؟

لنین و دیکتاتوری

لنین و دیکتاتوری


نوشته‌ی: هال دریپر
ترجمه‌ی: مژگان بدیعی

اگر سخن از «دیکتاتوری پرولتاریا» باشد، پیروزی در نبرد بدین معناست که دولت کارگری آغاز به کار می‌کند. این دولت ناگزیر است از خود دفاع کند، ضدانقلاب را سرکوب کند، نهادهای حکومتی را دگرگون سازد و جز آن؛ به‌اختصار، تمام وظایفی را انجام دهد که بر عهده‌ی یک دولت کارگری است، هرگونه که این وظایف تصور شوند. اما دولت آغاز به کار می‌کند. بی‌هیچ قانونی؟ بی‌هیچ قاعده‌ای؟ بی‌هیچ معیاری؟

صحنه‌ی سیاسی و سیاستِ نمایندگی

صحنه‌ی سیاسی و سیاستِ نمایندگی

دوره‌بندی مبارزه‌ی طبقاتی و دولت

نوشته‌ی: باب جیسوپ
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی

برای یک مقاله‌ی کوتاه نباید نتیجه‌گیری مفصل نوشت. در عوض، تنها به پنج نکته درباره‌ی دیالکتیک بغرنج اوضاع‌واحوال رابطه‌ی شرایط تاریخی و کنش اجتماعی از این بازخوانی نه‌چندان بی‌طرفانه‌ی هجدهم برومر اشاره می‌کنم: نخست، مارکس به جای انکار «مسئله‌ی نمایندگی» به‌وضوح آن را به رسمیت می‌شناسد. او از همان آغاز به طرح مسئله درباره‌ی منابع نشانه‌ایِ در دسترسِ نیروهای سیاسی برای بیان هویت‌ها، منافع و آرمان‌هایشان می‌پردازد.

مارکس در مقام ماتریالیست تاریخی

مارکس در مقام ماتریالیست تاریخی

بازخوانی هجدهم برومر

نوشته‌ی: ماسیمیلیانو تومبا
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

نه فاشیسم ایتالیایی و نه ناسیونال‌سوسیالیسم آلمانی هیچ‌یک گسستی واقعی با سازوکار دولت مدرن و سرمایه‌داری نبودند … و بحران امروز، بورژوازی را وادار می‌کند که از حاکمیت قانون دست بکشد و برخی تضمین‌های قانون اساسی را تعلیق کند تا زمان‌مندی‌های متفاوت را هم‌گام سازد. بورژوازی حتی منتقد دموکراسی می‌شود. در مقابل، سوسیال‌دموکراسی وظیفهی خود را در حفظ حاکمیت قانون از راه «کودنی و سفاهت پارلمانی» می‌بیند.

هجدهم برومر لویی بناپارت اثر مارکس

هجدهم برومر لویی بناپارت اثر مارکس

دموکراسی، دیکتاتوری و سیاست مبارزه طبقاتی

نوشته‌ی: ترل کارور
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی

پیش از آن‌که هجدهم برومر مارکس را بررسی کنیم تا ببینیم این اثر چه چیزی برای گفتن به ما درباره‌ی دموکراسی، دیکتاتوری و مبارزه‌ی طبقاتی دارد، باید به‌دقت بسنجیم که این متن چگونه به‌دست «تمام نسل‌های درگذشته»‌ی تفسیرها و نظراتْ چارچوب‌بندی شده است. این بررسی دربرگیرنده‌ی بحثی خواهد بود درباره‌ی متن در مقام تاریخ، متن در مقام مارکسیسم، و متن در مقام نثر انگلیسی.