All posts tagged: یاشار دارالشفاء

تاریخ تحلیلی جنبش کارگری ایران

تاریخ تحلیلی جنبش کارگری ایران – بخش دوم: جنبش زیر سایه‏‌ی کودتا


نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


با وقوع کودتای نظامی 28 مرداد 1332 و حاکم شدن یک فضای پادگانی و بسته در کشور به دلیل انحلال احزاب و گروه‏‌ها و دستگیری گسترده فعالان سیاسی (به ویژه نیروهای چپ و کمونیست)، برای مدتی سکوت گورستانی مأیوس‏‌کننده‌ای بر جو جامعه غالب شد و آن پویایی سیاسی- مدنی چشمگیر حد فاصل 1320 تا 1332 … به یک‏باره رخت بربست.

تاریخ تحلیلی جنبش کارگری ایران

تاریخ تحلیلی جنبش کارگری ایران


نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


محوری‌‌ترین بحثی که میان جناح چپ و دموکرات‌‌ سوسیالیست‌‌های ایران حاضر در «جنبش مشروطیت» وجود داشت عبارت از این بود که در شرایط طفولیت سرمایه‌‌داری در ایران – آن‌‌هم در وضعیتی که بعضا برای راه اندازی بسیاری از صنایع نیازمند سرمایه‌‌گذاری خارجی است- و متعاقب آن طفولیت «پرولتاریای صنعتی» تا چه حد می‌‌بایست جنبش سوسیال دموکراسی بر «وجه سوسیالیستی» انقلاب تأکید بگذارد و تا چه حد بر «وجه دموکراتیک» آن؟ اینکه در چنین وضعیتی «مبارزه علیه سرمایه خارجی» ارتجاعی ست یا مترقی؟

آثار مارکس در زبان فارسی

آثار مارکس در زبان فارسی


تهیه و تنظیم: یاشار دارالشفاء


راه زیادی طی شده تا همین میزانِ موجود از آثار مارکس به‌زبان فارسی به‌دستان ما رسیده‌است. ترجمه‏‌هایی دقیق، نادقیق، کامل، ناقص و بعضا چندباره‏‌ کاری‏‌های نالازم. به‌هر ترتیب در دسترس بودن یک فهرست جامع از آثار برگردانده‌شده از مارکس در زبان فارسی راهنمای خوبی چه برای علاقه‏‌مندان به‌مطالعه‏‌ی مارکس به‌زبان فارسی، چه مترجمان، و چه پژوهش‌گران تاریخ و سیاست خواهد بود تا به‌واسطه‏‌ی آن بتوانند ضمن تلاش برای تقویت تواناییِ زبان فارسی در اندیشه‏‌ورزیِ انتقادی، از لابلای تاریخِ انتشار و ناشران و مترجمان این آثار به‌بازخوانی زمینه و زمان‌ه‏ایی بنشینند که اندیشه‏ به‌طور کلی و مارکسیسم به‌طور خاص در ایران بر بستر آن تکوین یافته‌است. این موردِ آخر رسالتی‏ست که در مقالاتی دیگر به‌زودی به آن خواهیم‌پرداخت.

از آگاهی کاذب تا انتزاع مادیت‌یافته


نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


هم فوکو و هم میلز، ایدئولوژی را صرفا در معنای سنت مارکسیسم ارتدوکس می‌فهمند و از همین رو ایرادات درستی را هم به چنین درک و تلقی‌ای وارد می‌آورند. اما همان‌طور که توضیح دادیم، اگر ایدئولوژی را انتزاعات مادیت یافته‌ای از پراتیک‏‌های اجتماعی، که خود را در قالب آگاهی فرد یا گروه به آن روابط متجلی می‌کند، درنظر بگیریم، آنگاه با موانعی که فوکو و میلز برشمردند مواجه نخواهیم شد. توضیح دادیم که «کذب» بودن ایدئولوژی به ناراست بودن گزاره‌هایی که پیش می‌کشد برنمی‌گردد، بلکه ناشی از آن است که خود را چون «آگاهی» می‌نمایاند، در حالی که اساسا یک «نظام مفهومی» نیست.