All posts tagged: گرامشی

روش گرامشی

روش گرامشی

به مناسبت انتشار ترجمه‌ی فارسی «دفترهای زندان»

نوشته‌ی: ژوزف بودجج
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


خواننده‌ی دفترهای زندان قاعدتاً پس از بررسی اين قطعات در جزييات متوجه می‌شود كه چگونه مباحث و موضوعاتی كه در خطوط كلی در صفحات آغازين دفترها ترسيم شده‌اند، شرح و بسط می‌يابند و با موضوعات ديگر در مدخل‌های بعدی درهم‌تنيده می‌شوند؛ گرامشی بعدها این موضوعات را در بسياری موارد در دفترهای «ويژه»‌ای كه براساس درونمايه‌ منظم و مرتب شده‌اند، كمابيش به‌نحو نظام‌مندانه‌ای گردآوری می‌کند. اين سه يادداشتی كه در بالا نقل كرده‌ام، درواقع در شكلی نسبتاً تغييريافته در اواخر متن كامل دفترهای زندان از نو مطرح می‌شوند اما هر سه در يك دفتر نیستند. در نگاه نخست، نه هیچ‌یک از تغييراتی كه گرامشی در بدنه‌ی اين يادداشت‌ها وارد می‌کند و نه تركيب جديدشان، خيلی مهم به نظر نمی‌رسند. درواقع، به نظر می‌رسد كه این تغییرات برای كسی‌كه صرفاً روايت قديمی‌تر را با روايت جديدتر مقایسه می‌کند، اهميت نسبتاً اندكی داشته باشد. اما برای خواننده‌ی دقيق اين مجموعه‌ی عظيم با قطعاتِ صدها صفحه‌ای كه روايت‌های نخست اين سه يادداشت را از روايت‌های نهايی آن جدا می‌كند را زيرورو كرده است، تفاوت‌های آنها پژواك بزرگی ايجاد می‌كند ــ نه به اين دليل كه راه‌حل بزرگی پیدا شده، یا نه به اين علت كه موضوعات سر جای خود قرار گرفته‌اند، بلكه از آن‌رو كه يادداشت‌های تجديدنظرشده‌‌ی گرامشی با پيچيدگی چندسويه و پروژه‌ای با چند دورنمای ضرورتاً جامع كه آن‌ها بخش كوچكی از آن به‌شمار می‌آیند بازتاب می‌يابد.

در نقد یادداشت‌هایی از یوسف اباذری و متین غفاریان

ملاحظات حذف‌شده «پری اندرسون»

در نقد یادداشت‌هایی از یوسف اباذری و متین غفاریان

نوشته‌ی: ایمان بهپسند


چرا جامعه همان مسیری را می‌رود که مد نظر حکم‌رانان است؟ چرا مسیرش را به سمت دیگری کج نمی‌کند؟ زور حاکمان مانع اصلی است یا چیرگی فرهنگی آنان؟ زور یا فرهنگ، «قدرت قهری» یا «سیطره‌ی فرهنگی»، دوگانه‌ای است که هر چند گل‌درشت به نظر می‌آید، اما جواب صریح به آن می‌تواند سرفصلی مهم در خصوص نگاه به فعالیت سیاسی باشد؛ اهمیت این سوال را پری اندرسون در شرح تاریخی واژه‌ی «هژمونی» نشان می‌دهد: هژمونی که تبارش به دوران یونان باستان می‌رسد، همواره به دو شیوه‌ی برتری رهبران اشاره داشته است: «توافق» و «قهر». نظریه‌پردازان در دوران‌های مختلف هرکدام در نشان‌دادن برتری قدرت یک طبقه، نهاد یا گروه اجتماعی خاصی میان سایرینْ بر نقش یک یا هر دوی این شیوه‌ها (یعنی توافق و قهر) انگشت گذاشته‌اند؛ به‌طور مثال اسپارت و آتن در میان یونانیان، پروس در میان ژرمن‌ها، آمریکا پس از دوران جنگ سرد در جهان. اندرسون نشان می‌دهد که چطور توافق و قهرْ دو شیوه‌ی جدایی‌ناپذیر رهبری هستند؛ هرچند اقتضائات هر بستری می‌تواند کفه‌ی ترازو را به‌سوی یکی از آن‌ها سنگین‌تر کند؛ اما اتکا به یکی از آن‌ها بدون توجه به دیگری، برداشتی سطحی و ساده‌انگارانه در تحلیل ساختار قدرت حاکم است: «هژمونی امری چند ظرفیتی است: بدون رضایت قابل تصور نیست و بدون زور غیرقابل اعمال» (اندرسون: ه مثل هژمونی)

دیدار آلتوسر با هیئت‌تحریریه‌ی مجله‌ی نیو لفت ریویو

بعدازظهری با آلتوسر

دیدار با هیئت‌تحریریه‌ی « نیو لفت ریویو»

نوشته‌ی: پری اندرسون
ترجمه‌ی: دلشاد عبادی


آلتوسر نیز در حزب منزوی، و موقعیتش محل تردید بود. وقتی قصد داشت در ماه آوریل سخنرانی‌ای برای اتحادیه دانشجویان کمونیست ایراد کند، کاتالا ــ دبیرکل 41 ساله‌ی سازمانِ جوانان حزب ــ به او تلفن کرد و از او خواست تا سخنرانی‌اش را لغو کند. آلتوسر از این کار سر باز زد و در ادامه تلاش کرد سخنرانی‌اش را در مطبوعات حزب منتشر کند. [واکنش‌ها از این قرار بوده است:] تأخیر، ممانعت، تأکید بی‌موقع بودن آن و امتناع. ازهمین‌رو، آلتوسر اینک تصمیم گرفته که نسخه‌ی طولانی‌تر سخنرانی را از طریق انتشارات ماسپرو منتشر کند. او در پاسخ به این اتهام که استدلال‌هایش علیه حق گرایش‌های متنوع در حزب از قوت کافی برخوردار نبوده‌اند، پاسخ داد که این مسئله در حزب کمونیست فرانسه چیزی از قسم دینامیت محسوب می‌شود و این مقدس‌ترین اصلی است که رهبری حزب مصمم به حفاظت از آن است. فارغ از این‌که هنجار رایج در حزب [کمونیست] روسیه در زمان لنین چه بوده است، از نظر او امروزه دفاع از گرایش‌های [مختلف] درون حزب کمونیست فرانسه غیرممکن است. با چنین کاری شخص به یک گتو تن می‌دهد.

درباره هژمونی: گرامشی، تولیاتی، لاکلائو

درباره هژمونی: گرامشی، تولیاتی، لاکلائو


نوشته‌ی: آنتونیو نگری
ترجمه‌ی: عباس شهرابی فراهانی


وقتی مردم می‌کوشند نوعی «کلاه» بر جنبش‌های واقعی بگذارند و امتناع می‌کنند از دیدن این‌که خودِ این کلاه مشکل می‌آفریند – نه اندازه‌اش، بلکه خودش؛ یا وقتی برای پاکسازیِ سرزندگیِ همواره «کثیفِ» جنبش، تصویر حزب کمونیست قدیمیِ ایتالیا را به عنوان الگویی از گوش‌سپردن به حرف مردم و خط دادن به آن‌ها برمی‌گزینیم – چنان‌که به طور روزافزونی همه‌جا برای چپ‌های اروپایی و آمریکای لاتین شایع می‌شود. البته، این‌ها کافی نیستند برای ازهم‌پاشیدن و تیره‌کردن سرزندگیِ استثناییِ آنچه کار لاکلائو برای اندیشیدن پیش ما می‌نهد: پرسش‌هایی هم‌چنان گشوده، گاهی پرسش‌هایی که ضروری است از نو طرح و بیان شوند، اما همیشه ضروری است به سطح مسائل طرح‌شده آورده شوند. این ضرورتی است که لاکلائو از آن خود کرد، و به همین خاطر قطعاً باید قدردان او باشیم.

گرامشی و نظريه‌ی سياسی


نوشته‌ی: اریک جی. هابسبام
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


گرامشی هرگز فراموش نكرد كه جوامع چيزی بيش از ساختارهای سلطه‌ی اقتصادی و قدرت سياسی‌اند، و حتی هنگامی كه با مبارزات طبقاتی دستخوش شقاق می‌شوند، انسجام معينی دارند (نكته‌ای كه مدت‌ها پيش انگلس مطرح كرده بود) و آزادی از قيد استثمار امكان برساختن جامعه را به عنوان جماعت‌هايی متشكل از انسان‌های آزاد فراهم می‌آورد. او هرگز فراموش نكرد كه برعهده‌گرفتن مسئوليت يك جامعه ــ بالفعل يا بالقوه ــ چيزی بيش از جست‌وجو برای منافع بی‌واسطه طبقاتی يا جناحی يا حتی حكومتی است: مثلاً چنين تعهدی پيوند «با گذشته، با سنت يا با آينده» را پيش‌فرض می‌گيرد. اين است كه گرامشی بر انقلاب نه تنها به عنوان سلب‌مالكيت از سلب‌مالكيت‌كنندگان بلكه ــ در ايتاليا ــ به عنوان آفرينش مردم، تحقق يك ملت ــ هم به عنوان نفی و هم به عنوان تحقق گذشته ــ تأكيد می‌كند. در حقيقت، نوشته‌های گرامشی معضلِ بسيار مهمی را مطرح می‌كند كه به‌ندرت موردبحث قرار گرفته است: دقيقاً چه چيزی از گذشته درون يك انقلابْ انقلابی می‌شود، چه چيزی حفظ می‌شود و چرا و چگونه؛ يا به عبارتی ديالكتيك بين تداوم و انقلاب.