All posts tagged: پراتیک

کنکاشی پیرامون جایگاه عنصر آگاهی و آگاه

کنکاشی پیرامون جایگاه عنصر آگاهی و آگاه


نوشته‌ی: راوی

کمونیسم راه حل و پاسخی تاریخی به ضرورتی تاریخی است و اصلاً سرمایه‌داری خود به‌عنوان یک عصر و دوره‌ی مشخص تاریخی با سطح معینی از رشد و تکامل نیروهای مولدهء تولیدی، امکان و ظرفیت کمونیسم را آفرید و با بازتولید هر باره‌ی خود این ظرفیت عینی را نیز به اشکال مختلف بازتولید می‌کند. توان و ظرفیتی که در نظامات ماقبل‌اش وجود نداشت و نمی‌توانست وجود داشته باشد. اما این تنها امکان و ظرفیت آفریده‌شده در این عصر و مرحله نیست و امکانات رئالی مانند بربریت یا حتی نابودی بشر نیز عینی‌اند و کمونیسم، آینده و سرنوشت اجتناب‌ناپذیر و حتمی بشر نخواهد بود. اما چگونه می‌توان این ظرفیت و امکان صِرف در میان امکان و ظرفیت‌های مخرب دیگر در وضع موجود را به جهانی فعلیت‌یافته تبدیل ساخت؟ اگر کمونیسم «راه حل راستين تعارض بين وجود و هستی، بين عينيت‌يافتگی و اثبات خويشتن، بين آزادی و ضرورت، بين فرد و نوع» است و جایگاهش بدین‌سان در امر رهائی انسان برجسته و تعیین‌کننده می‌شود پس کمونیست‌ها به‌عنوان پیشگامان آگاه به این راه حل تاریخی چه نقش و جایگاهی در امر رهایی انسان پیدا می‌کنند؟ موضوع مهمی که دغدغه‌ی این نوشته است و صحبت اینجا عمدتاً حول چند و چون این تبدیل و «حركت درك شده و شناخته شده‌ي شدايند آن» خواهد بود.

جایگاه و توان چپ

جایگاه و توان چپ

شعار سیاسی را نمی‌توان به جنبش‌های سیاسی تزریق کرد. مبارزات اجتماعی‌ای که به مرتبه‌ی مبارزات سیاسی ارتقاء یافته‌اند، فصل مشترک‌های سیاسی‌ای خواهند یافت که شعار سیاسی سراسری و فراگروهی آنها خواهد بود. بطور خلاصه: 1) اقدام از موضع یک جایگاه اجتماعی معین و طرح خواستی که از همان جایگاه اجتماعی سرچشمه می‌گیرد؛ 2) برخورد این اقدام با موانع قدرت و بنابراین سیاسی شدن آن؛ 3) شکل‌گیری وجوه مشترک سیاسی حرکت‌های دیگر از موقعیت‌های دیگر و بالارفتن سطح مبارزه به مرحله‌ای بالاتر: طرح شعارهای سراسری‌تر. نقطه‌ی عزیمت، جایگاه اجتماعی و مرتبه‌ی مبارزه‌ی واقعی است، نه شعاری که شالوده‌اش دست‌آورد نظری ماست، هر اندازه هم این شعار و آن دست‌آورد درست و مهم باشند.