All posts tagged: هژمونی

درباره هژمونی: گرامشی، تولیاتی، لاکلائو

درباره هژمونی: گرامشی، تولیاتی، لاکلائو


نوشته‌ی: آنتونیو نگری
ترجمه‌ی: عباس شهرابی فراهانی


وقتی مردم می‌کوشند نوعی «کلاه» بر جنبش‌های واقعی بگذارند و امتناع می‌کنند از دیدن این‌که خودِ این کلاه مشکل می‌آفریند – نه اندازه‌اش، بلکه خودش؛ یا وقتی برای پاکسازیِ سرزندگیِ همواره «کثیفِ» جنبش، تصویر حزب کمونیست قدیمیِ ایتالیا را به عنوان الگویی از گوش‌سپردن به حرف مردم و خط دادن به آن‌ها برمی‌گزینیم – چنان‌که به طور روزافزونی همه‌جا برای چپ‌های اروپایی و آمریکای لاتین شایع می‌شود. البته، این‌ها کافی نیستند برای ازهم‌پاشیدن و تیره‌کردن سرزندگیِ استثناییِ آنچه کار لاکلائو برای اندیشیدن پیش ما می‌نهد: پرسش‌هایی هم‌چنان گشوده، گاهی پرسش‌هایی که ضروری است از نو طرح و بیان شوند، اما همیشه ضروری است به سطح مسائل طرح‌شده آورده شوند. این ضرورتی است که لاکلائو از آن خود کرد، و به همین خاطر قطعاً باید قدردان او باشیم.

نکاتی پیرامون تهی‌دستان شهری

نوشته‌ی: محمود طوقی

در بررسی کیستیِ تهی‌دستان شهری، زنان از یاد برده می‌شوند، درحالی که بار و ستم اصلی بر دوش زنان این گروه است، چه به‌عنوان یک عضو فعال این گروه و چه به‌عنوان یک مادرتهی‌دست. در بررسی وضعیت زنان در تهی‌دستان شهری ما با زنانه شدنِ فقر روبروئيم.

گرامشی و نظريه‌ی سياسی


نوشته‌ی: اریک جی. هابسبام
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


گرامشی هرگز فراموش نكرد كه جوامع چيزی بيش از ساختارهای سلطه‌ی اقتصادی و قدرت سياسی‌اند، و حتی هنگامی كه با مبارزات طبقاتی دستخوش شقاق می‌شوند، انسجام معينی دارند (نكته‌ای كه مدت‌ها پيش انگلس مطرح كرده بود) و آزادی از قيد استثمار امكان برساختن جامعه را به عنوان جماعت‌هايی متشكل از انسان‌های آزاد فراهم می‌آورد. او هرگز فراموش نكرد كه برعهده‌گرفتن مسئوليت يك جامعه ــ بالفعل يا بالقوه ــ چيزی بيش از جست‌وجو برای منافع بی‌واسطه طبقاتی يا جناحی يا حتی حكومتی است: مثلاً چنين تعهدی پيوند «با گذشته، با سنت يا با آينده» را پيش‌فرض می‌گيرد. اين است كه گرامشی بر انقلاب نه تنها به عنوان سلب‌مالكيت از سلب‌مالكيت‌كنندگان بلكه ــ در ايتاليا ــ به عنوان آفرينش مردم، تحقق يك ملت ــ هم به عنوان نفی و هم به عنوان تحقق گذشته ــ تأكيد می‌كند. در حقيقت، نوشته‌های گرامشی معضلِ بسيار مهمی را مطرح می‌كند كه به‌ندرت موردبحث قرار گرفته است: دقيقاً چه چيزی از گذشته درون يك انقلابْ انقلابی می‌شود، چه چيزی حفظ می‌شود و چرا و چگونه؛ يا به عبارتی ديالكتيك بين تداوم و انقلاب.