All posts tagged: نگری

مارکس یا انبوهه؟

مارکس یا انبوهه؟


نوشته‌ی: جوزف چونارا
ترجمه‌ی: آزاده ریاحی


هارت و نگری ادعا نمی‌کنند که تعداد طبقه کارگر صنعتی کاهش یافته است، اما ادعا می‌کنند که «کار صنعتی در دهه‌های پایانی قرن بیستم هژمونی خود را از دست داده و در عوض ”کارغیرمادی“ ظهور کرده است. کار غیرمادی نمادها، رمزها، متن‌ها یا ایده‌ها را تولید می‌کند، یا شکل ”کار عاطفی“ را برای تولید و دست‌کاری عواطف و احساسات می‌گیرد. به نظر می‌رسد که نخستین شکل کار غیرمادی مناسب‌ترین بیان خود را در وسایل ارتباط جمعی و کارگران فن‌آوری اطلاعاتی پیدا می‌کند، در حالی که کار ”عاطفی“ می‌تواند برای ”مراقبان پرواز و کارگران تهیه‌ی غذای حاضری“ به کار رود.» مؤلفان درباره‌ی کار غیرمادی دو ادعای مهم طرح می‌کنند. آن‌ها می‌گویند این شکل در این معنا هژمونیک است که سایر شکل‌های کار هر چه بیش‌تر به این شکل تبدیل می‌شوند. ادعای دیگر آن‌ها این است که کار غیرمادی از قوانین حرکت جوامع سرمایه‌داری که کارل مارکس در نوشته‌های اقتصادی‌اش بسط داده بود تبعیت نمی‌کند.

پایان «کار» یا رنسانس برده‌داری؟

پایان «کار» یا رنسانس برده‌داری؟


نوشته‌ی: جورج کافنتزیس
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان


ادبیات «پایان کار» در دهه‌ی 1990 نه تنها از حیث نظری و تجربی ناکارآمد است، بلکه سیاست اشتباهی را نیز خلق می‌کند چرا که در نهایت تلاش دارد که دوست و دشمن را قانع کند که سرمایه‌داری در پس پرده، در حال پایان است. شعارش مانند بین‌الملل سوم این نیست که «نگران نباشید، سرمایه دیر یا زود به دست خود سقوط خواهد کرد» بلکه در عوض می‌گوید «سرمایه‌داری همین حالا هم در نقطه‌ی پایانی فناوری پیشرفته به اتمام رسیده است، فقط کافی است بیدار شوید».