All posts tagged: نقد

نقد روشنگری: هشت برنهاد

نقد روشنگری: هشت برنهاد


نوشته‌ی: نوربرت تِرِنکْله
ترجمه‌ی: کمال خسروی


اینک، به‌ همان فراخی که هورکهایمر و آدورنو میدانِ دید را برای نقد بنیادین به روشنگری می‌گشایند، هرچند از برخی جهات زندانیِ منظومه‌ی فکری آن باقی می‌مانند، این در بند ماندگی بیش‌تر معطوف است به خودِ مقوله‌ی خردِ روشنگری که در دیالکتیک روشنگری به‌نحوی فراتاریخی دریافت و ادراک شده است. هورکهایمر و آدورنو با ارجاعِ خاستگاه عقلانیتِ مدرن به یونان باستان، به‌جای قراردادنِ این خاستگاه در فرآیند شالوده‌ریزی و سامان‌پذیریِ عصر سرمایه‌دارانه‌ی مدرن، ردِ رگه‌های اختصاصاً تاریخی‌اش را پاک می‌کنند. این نگرش وابسته و پیوسته‌ی این تصور است که تا پیش از پای‌گیری و پیدایش خردِ مدرن، کل بشریت در تاریکیِ طبیعت‌وارگی زیسته است و در تاروپود «اسطوره» اسیر بوده است. به این ترتیب، خرد مدرن و عقلایی به‌منزله‌ی تنها شکل خرد تلقی می‌شود. از این روست که هورکهایمر و آدورنو در بند و افق ادعای جهان‌شمولیِ روشنگری گرفتار می‌مانند و این خرد را به‌منزله‌ی تنها شکل تاکنون شناخته‌شده‌ی خرد، همانا اندیشه‌ورزیِ متأملانه و انتقادی، تلقی می‌کنند. هرچند: با چرخاندن راستای نگاه به‌سوی رویه‌ی تاریکِ روشنگری، پیشاپیش از روشنگری فراتر نیز می‌روند.

گامی تازه در نقد مارکسی- معرفی مقوله‌ی «شیوه‌ی وجود» - کمال خسروی

گامی تازه در نقد مارکسی

معرفی مقوله‌ی «شیوه‌ی وجود»

نوشته‌ی: کمال خسروی

برای معرفی مقوله‌ی «شیوه‌ی وجود» یا «شیوه‌ی هستندگی» و سپس تعیین جایگاه و اهمیت آن در یک دستگاه مفهومی ویژه‌ی مارکسی، گزینش نقطه‌ی ورود کارِ آسانی نیست. اولاً به این دلیل که مارکس از این دو اصطلاح به‌کرات در زمینه‌های گوناگون و در عطف به مصادیق مختلف استفاده کرده است؛ ثانیاً، از آنجاکه استفاده از آن‌ها در متونی صورت گرفته است که موضوع اختصاصی‌شان روش‌شناسی یا نظریه‌ی شناخت نیست، تمایز اصطلاح‌شناختی آن‌ها برای مارکس اهمیت چندانی نداشته است. از این‌رو نقطه‌ای که ما برای ورود به این معرفی برگزیده‌ایم، بیش‌تر به‌واسطه‌ی سادگی، متداول‌بودنِ مقولات آن و ملموس‌بودن در قالب مثال‌هاست. امید ما این است که اگر برجسته‌شدن این مقولات و انتساب جایگاهی روش‌شناختی در دستگاه مفهومیِ ویژه‌ی مارکس به آن‌ها، برداشتن گامی نخستین است که شایستگی دنبال‌شدن و برداشتن گام‌های دیگر را دارد، پژوهش‌گرانی که به آن‌ها خواهند پرداخت، نقاط دیگر، بهتر و مستدل‌تری برای ورود به آن برگزینند.

«نقد»: در آستانه‌ی سال سوم

«نقد»: در آستانه‌ی سال سوم

«نقد» رسانه‌ی چپ، رسانه‌ای در قلمرو بسیار گسترده، گونه‌گون و پیچیده‌ی چپ انقلابی و انتقادی است، اما ارگان یا سخنگوی سازمان یا محفلی سیاسی نیست. نقدِ نظری گسستگی و پیوستگی اندیشه و کردار، عزیمت از جدایی‌ناپذیری نظریه‌ی انتقادی و انقلابی از امر سیاسی و خواست آگاهانه و عامدانه ایفای نقش در واقعیت اجتماعیِ زیست‌گاه «نقد»، انتظار مشروع موضعگیری‌های سیاسی صریح و «برنامه»ای را اجتناب‌ناپذیر می‌کند، اما استواری و وضوح نسبی در مواضع سلبی و وسواس و ابهام نسبی در مواضع ایجابی، که منتج از درک «نقد» از بحران چپ است، نمی‌تواند به این انتظار به‌گونه‌ای رضایت‌بخش پاسخ دهد. این معضل مدت‌ها گریبانگیرمان خواهد ماند.

خیزش آبان و رویکرد نقد

خیزش آبان و رویکرد نقد

بدیهی است که رویکرد انتقادی و انقلابی در هر خیزشِ اجتماعی علیه ستم، بی‌عدالتی، فشار توانفرسای اقتصادی بر سطح معیشت تهیدستان، بلافاصله انقلابی کارگری و جنبشی با افق روشن و بلافصل سوسیالیستی و رهایی‌بخش نمی‌بیند. بر متن بحران تئوری و بحران چشم‌انداز تاریخیِ رهایی، حتی با نگاهی نزدیک‌بینانه به موقعیت اقتصادی، سیاسی و به‌ویژه ایدئولوژیک سرمایه‌داریِ جهانی و اوضاع بین‌المللی، چنین خیالبافی کودکانه‌ای کار نقد نیست؛ اما، رویکردی که در این خیزش‌ها و جنبش‌ها، ظرفیت‌ها، توان‌ها، اجتناب‌ناپذیری‌ها، قابلیت درخشش و رشد و شکوفایی تجربه‌های زنده و زیسته‌ی کارگران، افقِ بدیلِ ضدِ سرمایه‌داری و خودزایندگیِ پراتیک در پیکریابیِ نهادها و گشایش چشم‌اندازهای رهایی‌بخش را نبیند، و به‌جای گوشزد اشتباهات رژیم و طرح پیشنهادهای مشفقانه و چاره‌جویانه برای نجات آن، خود را بخش و جزئی فعال از پیکره‌ی این گرایش‌ها تلقی نکند، با پشتِ پا زدنِ آشکار به جنبش تهیدستان و به‌جان آمدگان و افق رهایی، خود را بازیچه آن توطئه‌ها و این جنبش را در سینی سیمین، تقدیمِ گرایش‌های ارتجاعی و منافع سیاسی و طبقاتی همان توطئه‌سازانی می‌کند که با ذره‌بینِ نظرِ «کارشناسان امنیتی» در جستجوی آنهاست.

نقد منفی، نقد مثبت

نقد منفی، نقد مثبت

دیالکتیک انتقادی و انقلابی

نوشته‌ی: کمال خسروی


نقد منفی، یعنی نفی انتقادی؛ یعنی: روشن‌ساختن جغرافیای نفی یک مفهوم یا یک ساخت معین اجتماعی/تاریخی. نقد مثبت، یعنی اثبات انتقادی؛ یعنی: روشن‌ساختن جغرافیای مفهومی که با نفی یک مفهوم پیشین سربرآورده، یا ساختی که با نفی یک ساختِ پیشین پدید آمده است؛ نشان‌دادن این‌که وضعیت ماحَصَل، لزوماً دایره‌ای بالاتر در خطی مارپیچی نیست؛ نشان‌دادن این‌که در تبدیل یک ساختار به ساختاری دیگر، بر بستر پراتیک زنده‌ی اجتماعی انسان، پراتیک خودزاینده چه شکل پذیرندگی‌های نوینی برای واقعیت اجتماعی پدید آورده است. نقد منفی، یعنی: نقد وضع موجود و نقد دستگاه‌های موجود، برای رسیدن به یک نقطه‌ی عزیمت یا بازنمایی برای ورود به یک پراتیک تازه. نقد مثبت، یعنی: نقد هر بازنماییِ تازه و نقد آرمان. نقد سرمایه‌داری نقد منفی است. نقد تئوری انقلاب سوسیالیستی نقد مثبتی است که، اینک، در قالب جوامع نوع شوروی به حوزه‌ی نقد منفی درآمده است. نقد سوسیالیسم، نقد تئوری رهایی اجتماعی، نقد مثبت است.

نقد، رسانه‌های آلترناتیو و چالش‌ها

نقد، رسانه‌های آلترناتیو و چالش‌ها


نوشته‌ی: همایون ایوانی


سایت نقد، رسانه‌ای از شبکه رسانه‌های آلترناتیو فارسی زبان است و خصایص نمونه‌وار رسانه‌های آلترناتیو را داراست: رسانه‌ای برای «پایینی»ها، که با امکانات محدود مالی و تجهیزاتی، برای ارتقای آگاهی و رساندن صدایی دیگر به کارگران و عموم مردم تلاش می‌کند. وجه تمایز رسانه‌هایی که در مقابل رسانه‌های حاکم قرار می‌گیرند، در محتوا و پایه‌های اجتماعی مخاطبان آن‌هاست. این رسانه‌های آلترناتیو در ترکیب کاری خود، در بهترین حالت ترکیبی از افراد حرفه‌ای و باتجربه و نیز فعالان غیرحرفه‌ای و شاید کم تجربه دارند.

یک سالگی «نقد»

یک سالگی «نقد»

ضرورت کار و مبارزه‌ی نظریِ هدفمند در متن و بستری ضدِ سرمایه‌دارانه و با چشم‌اندازی رهایی‌بخش؛ کاری در محتوا و مضمون، نظری و در ماهیت، سیاسی؛ فعالیتی در فاصله و در تمایز روشن با کار آکادمیک از یک‌سو و ژورنالیسمِ سیاسی از سوی دیگر، فارغ و مبرا از انکار و اهمیت و ضرورتِ هردوی این حوزه‌ها؛ مدعیِ دقت و انسجام و نظم «علمی» و «حرفه»ای و متعهد به تشخص و صراحت سیاسی، رو در روی درنده‌خویی و انسان‌ستیزیِ ستم سرمایه‌داری، چه در پیکر رژیم حاکم بر ایران و چه در قالب نظام ویرانگر سرمایه‌ی جهانی.

پالایش گفتمان نقد: انباشت اولیه

پالایش گفتمان نقد: «انباشت اولیه»


نوشته‌ی: کمال خسروی

چهار شرط «انباشت اولیه»: 1) جدایی مولدین مستقیم از شرایط عینی تولید به مثابه‌ی عاملینی صرفاً سوبژکتیو؛ 2) تراکم و تمرکز شرایط عینی تولید در حد و اندازه‌ای معین رو در روی مولدینِ مستقیم؛ 3) رابطه‌ی مبادله‌ی آزاد ــ گردشِ پول ــ بین این دوسویه؛ 4) تمرکز شرایط عینی به مثابه‌ی ارزش‌های قائم به‌ذات، «به مثابه‌ی ارزش».

نقدی بر دیدگاه‌های آرامش دوستدار

نقدی بر دیدگاه‌های آرامش دوستدار

نقد دین در حوزه‌ی زبان فارسی

نوشته‌ی : دهقان زهما

نگاهِ جبرگرایانه دوستدار به تاریخِ ایران بر پایه‌ی یک مقوله‌ی ایستا از فرهنگ استوار است. فرهنگ از نظر دوستدار مجموعه‌ای است از آنچه مردمان یک جامعه در تاریخ‌شان آفریده‌اند و براساس آن زندگی مادی و غیرمادی آنها شکل می‌گیرد. با این‌که دوستدار به هویت (کیستی) و هویت فرهنگی به عنوان یک پدیده‌ی متغیر می‌نگرد ولی در مقابلِ کیستی، چیستی، یعنی هویت تاریخی، را قرار می‌دهد.

پالایش گفتمان نقد

پالایش گفتمان نقد

1 ـ نقد اقتصاد سیاسی


نوشته‌ی: کمال خسروی


چطور می‌توان به نویسنده‌ی گروندریسه یک «اقتصاد سیاسی» نسبت داد و نام او را درکنار نام کسانی آورد که آثارشان و موضوع آثارشان، برابرایستا و آماج نقد نظری و عملی ژرف و بی‌امان او هستند؟ مسئله «منزه‌طلبی» نیست؛ مسئله این نیست که دامن مارکس را به چیزی یا کسی آلوده نکنیم. مسئله این است که آیا بین نقد و آماجِ نقد تمایزی می‌بینیم؟ آیا بین نظریه‌ی انقلابی و رهایی‌بخش در نقد یک هستیِ اجتماعیِ تاریخاً معینِ و پیکریافتگیِ استثمار و سلطه و ایدئولوژی‌های توجیه‌گرایانه و حافظ و مدافع این هستیِ اجتماعی که خود را در قواره و زرورقِ «علم» پوشانده‌اند، فرقی قائلیم؟