All posts tagged: فمینیسم

مبارزه‌ی طبقاتی کافی نیست

مبارزه‌ی طبقاتی کافی نیست


نوشته‌ی: لوتار گالو برگمن
ترجمه‌ی: میلا مسافر


دیگر منافع فروشندگان نیروی کار کمکی نمی‌کند. حتی مبارزترین کارگران و «انقلابی‌ترین» اتحادیه‌ها تا زمانی‌که عاقلانه عمل می‌کنند، شرکت‌های «خودشان» را با اعتصاب نابود نخواهند ساخت. زیرا بالاخره آن‌ها تا زمانی می‌توانند نیروی کار خویش را بفروشند که این بنگاه‌های اقتصادی در بازار باقی بمانند. هرچقدر پیش‌شرط‌های ارزش‌افزایی سرمایه نامساعدتر باشد، همان‌قدر عرصه‌ی مبارزه طبقاتی تنگ‌تر خواهد شد. مبارزه برای کاهش ساعات کار با «حقوق کامل و تعداد کافی کارکنان» شاید در کشور ثروتمندی مانند آلمان هنوز برای برخی، با نگاه به ۳۰ ساعت کار در هفته، ــ البته در توازن قوایی بسیار مساعد و بیش‌تر غیرمحتمل ــ قابلِ پیش‌بردن باشد. حتی این‌هم فرسنگ‌ها با چرخش لازم [و اتخاذ رویکردی نوین] فاصله دارد. دقیقاً به‌همین‌گونه، مبارزه برای بیمه‌ی سالمندی نیز، چنانچه از دیدگاه کار به‌پیش برده‌شود، چشم‌اندازی نخواهد داشت. این مسئله که کسی‌که امروز زیر سی سال است دیگر در سن ۸۰ سالگی از بیمه بازنشستگی‌ای که زندگی‌اش را تأمین نماید برخوردار نخواهد شد، دیگر یک راز آشکار است. کاهش رادیکال ساعات کار هفتگی و کاهش زمان زندگیِ کاری که امروزه لازم و ممکن است، نه می‌تواند با «حقوق کامل و تعداد کافی پرسنل» و نه براساس بیمه بازنشستگی عمل‌کرد داشته باشد. کسی‌که به این مسئله باور دارد، به این توهم دامن می‌زند که می‌توان سیستم مزدی را برای توده مردم، تحت شرایط رشد انفجاریِ بارآوریِ کار هم‌چنان حفظ نمود. اینجا سیاست طبقاتی به آخر خط می رسد.

جهانی‌سازی، انباشت سرمایه و خشونت علیه زنان

جهانی‌سازی، انباشت سرمایه و خشونت علیه زنان

دورنمای بین‌المللی و تاریخی

نوشته‌ی: سیلویا فدریچی
ترجمه‌ی: فاریا اسدی


از آغاز جنبش فمینیستی، خشونت علیه زنان موضوعی اساسی در سازمان‌دهی فمینیستی بوده است، و همین امر الهام‌بخش تشکیل نخستین دادگاه نمادین بین‌المللی پیرامون جرایم علیه زنان شد که در مارس 1976 در بروکسل برگزار شد. در این رویداد بین‌المللی زنانی از چهل کشور حضور داشتند و درباره‌ی مادری و عقیم‌سازی اجباری، تجاوز، لت‌وکوب، حبس در بیمارستان‌های روانی و رفتار بی‌رحمانه با زنان در زندان‌ها شهادت دادند. از آن هنگام، با تصویب قوانینی که دولت‌ها پس از کنفرانس‌های جهانی سازمان ملل درباره‌ی زنان تصویب کرده‌اند، اقدامات فمینیستی علیه خشونت چندبرابر شده است. اما خشونت علیه زنان نه تنها کم‌تر نشده، بلکه در هر چهارگوشه‌ی جهان افزایش یافته و به سطحی رسیده است که اکنون با شکل هولناک «زن‌کشی» (femicide) توصیف می‌شود. مسئله فقط این نیست که خشونت، که با شمار زنان کشته‌شده یا آزاردیده بیان می‌شود، همچنان رو به افزایش است؛ بلکه نویسندگان فمینیست نشان داده‌اند که این خشونت عمومی‌تر و بی‌رحمانه‌تر شده و در شکل‌هایی نمایان است که فقط در دوران جنگ دیده می‌شد.

به مناسبت روز جهانی زن

هستی‌شناسی بدن زن: نقطه‌ی آغاز خشونت یا پایان آن؟


نوشته‌ی: صوفیا افرا


مهم‌ترین هدف این نوشته کشفِ سازوکارهای پنهانِ این ستم و نورتاباندن بر حلقه‌های‌ نامرئیِ زنجیرهایی است که با رویکرد حقوقی لیبرالی، سعی در تقلیل حجاب اجباری به امری فرمالیستی دارند تا با غفلت ماهوی از تنِ زنانه و کارکردهای سیاسی و اقتصادی‌اش، علت‌ها را در سایه‌ی معلول‌ها جا دهند. علاوه براین، نسبت جایگاه فعالان چپ با مطالبات کنونی زنان در باب حقوق برابر، آزادی‌های‌ اجتماعی، بی‌اعتنایی و غفلت نسبت به حجاب اجباری و در یک جمله، جایگاه فعلی چپ در پیش‌برد جنبش زنان، پرسشی است که تا آخر بر جای می‌ماند.

درآمدی بر جنسیت و برنامه‌ریزی

درآمدی بر جنسیت و برنامه‌ریزی


نوشته‌ی: سارا بارتولینی
ترجمه‌ی: امیر مصباحی


برخلاف دیدگاه‌های مدرن، شهر درقبال شهروندان‌اش بی‌سمت و سویه نیست: شهروندان و شهر روابط مستحکمی دارند و فضای شهری به این روابط و رفتارها سروشکل می‌دهد. برنامه‌ریزانی که روی‌کردِ مدرنی دارند، عادت نداشتند بین اشخاص و گروه‌های مردمیِ ساکن در شهر تمایزی قائل شوند. پژوهش درخصوصِ تفاوت‌های جنسیتی در طی دهه 60 و با جنبشِ فمینیستیِ رادیکال و نقد پسااستعماری آغاز شد.

نقد لوکزامبورگ درباره‌‌ی فمینیسم بورژوایی

نقد لوکزامبورگ درباره‌‌ی فمینیسم بورژوایی


نوشته‌ی: آنکیکا چاکاردیچ
ترجمه‌ی: نیکزاد زنگنه


دیالکتیک تاریخی نشان می‌دهد که حقایق «ابدی» و «حقوقی» وجود ندارد… به گفته‌ی انگلس «آنچه اکنون و اینجا خوب است، در جای دیگر شر است و برعکس». یا آنچه که در برخی شرایط درست و معقول است، در شرایط دیگری بی‌معنی و پوچ به نظر می‌رسد. ماتریالیسم تاریخی به ما آموخته است که محتوای واقعی این حقایق، حقوق و قواعد «ابدی»، تنها توسط شرایط اجتماعیِ مادیِ یک محیط، در یک بازه‌ی تاریخی معین مشخص می شود. (رزا لوکزامبورگ)

سکه‌ی ضرب‌شده‌ی فمینیسم

سکه‌ی ضرب‌شده‌ی فمینیسم


نوشته‌ی : رعنا رسولی

چگونه می‌توان از درخودماندگی رها شد؟ پیش از این‌که بخواهیم به این مسأله بپردازیم ضروری است، گروه‌هایی را بشناسیم که بر مسأله سلطه (و نه لزوماً سلطه‌ی جنسیتی)، تبعیض، استثمار و یا موضوعات مشابه متمرکز شده‌اند. جریان‌های سبز، که بر سلطه‌ی انسان بر محیط‌زیست تأکید و توجه دارند، جریان‌های چپ که بر سلطه‌ی طبقاتی و جریان‌های پسااستعماری که بر سلطه‌ی فرهنگیِ غرب بر شرق (یا مرکز بر حاشیه) دست می‌گذارند، نمونه‌هایی مهم از این گروه‌ها هستند..

گزارشی پیرامون «رهایی زن» در روژاوا

گزارشی پیرامون «رهایی زن» در روژاوا

روژاوا: نگاهی از درون – بخش چهارم

نوشته‌ی: یحیی مرادی


به‌شکل قانونی، زنان در روژاوا به حقوقی دست یافته‌اند که تا پیش از آن وجود نداشته‌است، مثل قوانین منع چند همسری، منع ازدواج اطفال زیر سن قانونی و غیره. اما هم‌چنان زن‌بودن به معنای تحت کنترل شدید اجتماعی‌بودن است. به این معنا که زنان توان اعمال اراده بر احساسات و عواطف خود را در محیط‌های رسمی ندارند و باید زندگی‌ِ عاشقانه‌ی مخفیانه‌ای داشته باشند. نمی‌توان تصور کرد که در روژاوا «رهایی زن»، برخلاف آنچه در تبلیغات رسمی گفته می‌شود، به متعالی‌ترین شکل خود تحقق یافته‌است.