All posts tagged: سرمایه‌داری

سمت و سوی کاپیتالیسم رو به کجاست؟

سمت و سوی کاپیتالیسم رو به کجاست؟


نوشته‌ی: حدث سیار– دیوید مك نالی – لی سوستار- لی ونگراف – مایكل رابرتز
ترجمه‌ی: كیومرث زمانی


بحران مالی سال 2007 اقتصاد جهانی را به ركودی عمیق پرتاب کرد كه از زمان «رکود بزرگ اقتصادی» بی‌سابقه بوده‌است. طبقات سرمایه‌داری برای نجات مالیِ سیستم سرمایه‌داری با استفاده از ترکیبی از محرک‌ها، اعتبارهای ارزان‌قیمت و اقدامات عظیمِ ریاضت اقتصادی علیه طبقات کارگر جهان دست به‌كار شدند. درحالی‌که این اقدامات جرقه‌ای جدید در جهت بهبودیِ سیستم سرمایه‌داری بود، اما از منظری تاریخی، ضعیف و واجد طیف وسیعی از تناقضات سیاسی و اقتصادیِ آزاردهنده است. «مجله‌ی سوسیالیست بین‌الملل» گروهی از اقتصاددانان مارکسیستی را به ارزیابی مشخصات و خط سیر عصر اقتصادیِ ما فرا خوانده است.

جهان بدون‌‌ِ کار، چگونه جهانی است؟

جهان بدون‌‌ِ کار چگونه جهانی است؟


نوشته‌ی: نینا پاور
ترجمه‌ی: امیر درویشوند


درست مانند دیگر موجودیت‌های نهادی – قانون، زندان، آموزش – زیرسؤال‌بردن کار، دست‌بردن در خودِ واقعیت است. همانند قانون، زندان و آموزش، تقریباً هیچ‌گاه «یک زمان خوب» برای حرف‌زدن از اصلاح یا لغو ساختارهای موجود وجود ندارد. ملغمه‌ی ایدئولوژیکی که خودِ این واژه نشان می‌دهد، ارزیابی باارزشی است. دستمزد، ضرورتی اقتصادی برای همه، به‌غیر از درصد کوچکی از جمعیت است ولی «کار» با کیفیات پیچیده و گیج‌کننده‌ای گره خورده است که به عناصری اجتماعی و حتی شِبه‌مذهبی اشاره دارند: عناصری چون هویت، پایگاه اجتماعی، اجتماع، رفتار و وظیفه.

از سرمایه داری ایران تا سرزمین عجایب روشنفکران

از سرمایه‌داری ایران تا سرزمین عجایب روشنفکران


نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


پشتوانه‌ی قوی در سنت مارکسی داشتن یعنی: تبیین پدیده‌های سیاسی و اجتماعی بااهتمام جدی به استفاده از مفاهیم «نقد اقتصاد سیاسی»؛ یعنی نهادن «ساختار تولید»، «تحلیل طبقاتی» و «انقلاب اجتماعی» در مرکز نگرش و واکاوی‌ها.

چنگ در چشمان دشمن، زانوان بر سینه‌اش!


نوشته‌ی: رزا لوکزامبورگ
ترجمه‌ی: کمال خسروی


امروز، پانزدهم ژانویه، صدمین سالگرد قتل جبونانه‌ی رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت به‌دستان آلوده‌ی اوباشِ فاشیست و گماشتگانِ سرمایه و رژیمِ ستم و سرکوب و شکنجه است. به‌یاد این انقلابیون رزمنده و آزادیخواه، ترجمه‌ی بند پنجم از نوشته‌ی رزا لوکزامبورگ زیر عنوان «آنچه اتحاد اسپارتاکوس می‌خواهد» را، که نخستین بار به‌عنوان پیش‌نویس برنامه‌ی حزب کمونیست آلمان در سال 1918 در نشریه‌ی «پرچم سرخ» انتشار یافت، به خوانندگانِ «نقد» تقدیم می‌کنم.

سرمایه‌داریِ بدون طبقه؟

سرمایه‌داریِ بدون طبقه؟


نوشته‌ی: جِی. اچ. وسترگارد
ترجمه‌ی: سهراب نیکزاد


هیچ ‌دلیلی برای تردید دراین‌باره وجود ندارد که در برخی جنبه‌ها «الگوهای فرهنگ» طبقه‌ی کارگر درحال تغییر و متعاقباً از دست‌دادن تمایز خود است. به‌نظر معقول می‌رسد فرض کنیم که آن دسته از ویژگی‌های زندگی طبقه‌ی کارگر ـــ که در گذشته به‌شکل چشم‌گیری متأثر از مواردی همچون سطوح پایین گذران زندگی به‌طور مطلق، ناامنی بسیار شدید و جداافتادگی اجتماعی یا محلی قابل‌توجه بود ـــ رنگ خواهد باخت

شهر سوسیالیستی: تجربیاتی در زمینه‌ی رفاه عمومی

شهر سوسیالیستی: تجربیاتی در زمینه‌ی رفاه عمومی


ترجمه‌ی: امیر مصباحی

در میان برنامه‌ریزان شوروی اجماعی وجود داشت مبنی بر این‌که خودِ سرمایه‌داری به شیوه‌ی تصادفی به رشد شهری می‌انجامد، و این روند شرایطِ نامساعدِ زیستی را پدید می‌آورد. از این جهت، شهر سوسیالیستی با شدت بیش‌تری بر برنامه‌ریزی تأکید داشت و اهدافِ کلی‌اش را به‌مثابه ایجاد یک حسِ اجتماعیت (Sense of Community) قوی‌تر درنظر‌ می‌گرفت. مهم‌ترین مکاتبِ فکری‌ای که در این دوره‌ی اولیه، گفتمانِ رسمیِ شوروی را در تسلط خود داشتند، شهرگرایان و شهرگریزان بودند.

کار نامولد همچون کارِ بیشینهسازِ نرخ سود

کار نامولد همچون کارِ بیشینه‌سازِ نرخ سود


نوشته‌ی: جرالد دومه‌نیل و دومنیک لووی
ترجمه‌ی: ن. ناجی


تحلیل مارکس از کار، دووجهی است. هردو مقوله‌ی کار مستقیمأ در رابطه با تئوری سرمایه‌اند: (1) کار صرف‌شده در کارگاه به‌قصد تولید، و به‌شکلی که منشاء اضافه است؛ و(2) کار رصدگرِ فرآیندِ سرمایه. کار نامولد مفید است. مشخص‌ترین بیان عملکرد آن بیشینه‌کردنِ نرخِ سود است: صرفه‌جویی در درون‌‌داده‌ها، تولید تا سرحدِ کارآییِ ممکن، فروش در اسرع وقت با بهترین قیمت.