All posts tagged: روژاوا

جبهه‌یِ چپِ ترک: گفتگوی دوم

استراتژیِ نبردِ سوسیالیستیِ خلق

جبهه‌یِ چپِ ترک: گفتگوی دوم با MKP

نوشته‌ی: یحیی مرادی

انقلاب فرهنگی چین در سال‌های 1969 ـ 1965 شکل گرفت و مرحله به مرحله مائوئیسم را استوار کرد. این انقلاب بنیادین، پس از آن‌که در چین آغاز شد، در سراسر جهان گسترش یافت. فکر و اندیشه‌ی ایدئولوژیک مائوئیسم از آن‌جا نشأت گرفته است. رهبر ما، رفیق ایبو (کایپاک‌کایا) ملهم از انقلاب فرهنگی چین بود و بر این باور بود که ما نیز می‌توانیم انقلابی مانند انقلاب فرهنگی چین را آغاز کنیم. رفیق ایبو در 1971 می‌گوید: «حرکت حزب ما، حرکت انقلاب فرهنگی است»
به نظرم باید در این‌جا میان انقلابی و کمونیست تمایزی قائل شد. رفیق ایبو فقط به‌عنوان یک مبارز انقلابی شناخته نمی‌شود، او یک انقلابیِ کمونیست است، چراکه از بنیانی مائوئیستی آمده است. در آن ‌زمان انقلابیون بسیاری مبارزه می‌کردند، مثل چایان، گزمیش و … اما میان کمونیست و انقلابی تفاوت است. رفیق ایبو را به این دلیل کمونیست و نه انقلابیِ صِرف می‌دانیم که اندیشه و خیالِ او کمونیستی بود و نه صرفاً انقلابی. بنا به سه اصلِ پایه‌ای مارکسیسم ـ لنینیسم (سوسیالیسم علمی؛ اقتصاد سیاسی؛ فلسفه) که میراث رفیق مائو است، رفیق ایبو یک کمونیست انقلابی بود.

جبهه‌ی چپ ترک

جبهه‌ی چپ ترک

گفتگوی نخست با: آردا چایان

نوشته‌ی: یحیی مرادی

آردا چایان : خلق‌های ایرانی، ترک، کرد، سوری، فلسطینی و … در محاصره‌ی انقلابی قرار دارند. به‌همین دلیل به انقلابی در تمام خاورمیانه نیاز داریم. خاورمیانه همان حلقه‌ی ضعیف است که لنین از آن یاد می‌کند. به‌نظر ما، تمام نیروهای انقلابی خاورمیانه باید در یک جبهه‌ی مشترک حرکت کنند، و باید انترناسیونالیسمی نوین ایجاد کرد. ما آن را انترناسیونالیسم خاورمیانه‌ای می‌نامیم. از این جهت، باید در معنای متداول انترناسیونالیسم بازنگری شود. نخستین شکل انترناسیونالیسم مورد نظر ما، انترناسیونالیسم خاورمیانه‌ای است (به‌معنای تشکیل جبهه‌ای واحد از نیروهای انقلابی خاورمیانه) و دومین شکل انترناسیونالیسم، همان برداشت متداول، به‌معنای اروپایی یا جهانی است.
یکی از مشکلات مارکسیسم در منطقه‌ی خاورمیانه این است که خود را از پنجره‌ی لنینیسم اروپایی می‌بیند. این حاصلِ دهه‌ها استعمار است که حتی در این‌جا مارکسیسم نیز خصلتی اوریانتالیستی پیدا می‌کند. ما باید سوسیالیسم خود را بنا کنیم. لنینیست‌های ترکیه، ایران، سوریه، تونس و … باید سوسیالیسم متعلق به‌منطقه‌ی خود را ایجاد کنند. برای مثال، نیروهای انقلابی ترکیه نمی‌توانند در کردستان انقلاب کنند یا ایرانی‌ها در مصر! در هر کشوری، نیروهای انقلابی آن باید پیشاهنگ انقلاب باشند و ما، دیگر نیروهای منطقه، می‌توانیم به‌گسترش و تعمیق انقلاب در هر کشور کمک کنیم. انترناسیونالیسم خاورمیانه‌ای به این معناست.

تلخیِ یک پایان: پشه‌ی حلب

تلخیِ یک پایان: پشه‌ی حلب


نوشته‌ی: اکبر اکبری

در زمانی که حلب به تسلیم نیروهای رژیم اسد درآمد، یک درس بزرگ برای تمامی دیکتاتوری‌های منطقه از زیر تل خاکستر آن مخابره می‌شد. درسی که حالا هر رژیم مسلطی در خاورمیانه می‌تواند بیاموزد و بر مبنای موفقیتِ تجربه‌ی آن عمل کند؛ این‌که: برای سرکوب قیام مردمی، مجاز به هر جنایتی؛ حتی بمباران شهرهای خود هستید. برای نخستین بار بود که در چنین ابعادی نه یک دشمن خارجی، که رژیمِ حاکم بر یک کشور برای کشتار مردم خود بی هیچ محدودیتی از جت جنگی استفاده می‌کرد. و عجیب‌تر آن‌که در مقابل چشمان بی‌تفاوت جهانیان با هیچ پیامدِ سیاسی‌ای مواجه نمی‌شد. آیا این همان درس بزرگی نیست که دیگران نیز می‌توانند از آن بیاموزند؟ آیا این همان اتفاقی نیست که به زودی در شمال سوریه خواهد افتاد و هیچ پیامدِ سیاسی‌ای دامن رژیم ترکیه را نخواهد گرفت؟

گزارشی پیرامون «رهایی زن» در روژاوا

گزارشی پیرامون «رهایی زن» در روژاوا

روژاوا: نگاهی از درون – بخش چهارم

نوشته‌ی: یحیی مرادی


به‌شکل قانونی، زنان در روژاوا به حقوقی دست یافته‌اند که تا پیش از آن وجود نداشته‌است، مثل قوانین منع چند همسری، منع ازدواج اطفال زیر سن قانونی و غیره. اما هم‌چنان زن‌بودن به معنای تحت کنترل شدید اجتماعی‌بودن است. به این معنا که زنان توان اعمال اراده بر احساسات و عواطف خود را در محیط‌های رسمی ندارند و باید زندگی‌ِ عاشقانه‌ی مخفیانه‌ای داشته باشند. نمی‌توان تصور کرد که در روژاوا «رهایی زن»، برخلاف آنچه در تبلیغات رسمی گفته می‌شود، به متعالی‌ترین شکل خود تحقق یافته‌است.

روژاوا: نگاهی از درون

«ضد امپریالیسم» در جنبش روژاوا


نوشته‌ی: یحیی مرادی


جنبش روژاوا جنبشی یک‌دست و تماما چپ‌گرا و مترقی نیست. نمودهایی عینی‌ از گرایشی ارتجاعی در جنبش روژاوا مشاهده می‌شود که نه تنها موجب نارضایتی مردم منطقه شده است، بلکه ادعاهای ترقی‌خواهانه یا سوسیالیستی جنبش روژاوا را نیز در درازمدت به زیر سؤال می‌برد.

پ.ک.ک و «سوژه‌ی انقلاب» در روژاوا‌

پ.ک.ک و «سوژه‌ی انقلاب» در روژاوا‌


نوشته‌ی: یحیی مرادی


سوژه‌ی تغییر برای پ.ک.ک نه کارگرانِ کردستان‌اند، نه دهقانان، نه خرده‌‌بورژوازیِ شهری؛ سوژه‌ی تغییر، کادرهای این حزبِ بی‌اندازه بزرگ‌اند. گریلا از این رو سوژه‌ی تغییر است که قرار است فیگورِ آرمانی و هدفِ جامعه باشد. حزب از طریق آموزش ایدئولوژیک و عضوگیری و کنترل سیاسی/اجتماعی قصد دارد این فیگور را در بسیاری از ویژگی‌هایش بازتولید کند.

روژاوا: نگاهی از درون

روژاوا: نگاهی از درون


نوشته‌ی: یحیی مرادی


آیا حقیقتا در روژاوا دموکراسی بی‌دولت حاکم است؟ آیا در روژاوا انقلاب زنان در رادیکال‌ترین شکل خود به وقوع پیوسته است؟ آیا روژاوا همان منطقه‌ای است که قرار است بار تاریخی مبارزات ضد امپریالیستی یا ضدسرمایه‌داری را به دوش بکشد؟ مثل انقلاب اکتبر؟ یا انقلاب چین؟ یا آیا فلسطینِ قرن بیست و یکم است؟ آیا در روژاوا حقیقتاً انقلابی اجتماعی رخ داده؟ به این معنا که دگرگونی طبقاتی اتفاق افتاده است؟ یا تنها انقلابی سیاسی یا شاید محدودتر، انقلابی در عرصه‌ی حق عمومی اقلیت‌ها در کاربست زبانی‌شان ایجاد شده است؟