All posts tagged: برتل اولمن

تصور مارکس از کمونیسم

تصور مارکس از کمونیسم


نوشته‌ی: برتل اولمن
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


مارکس با توجه به اولویت‌های جامعه‌ی سوسیالیستی جدید، تصور خود را درباره‌ی کمونیسم از امکانات انسانی و فناورانه‌ای که قبلاً در زمانه‌اش مشهود بود، بنا کرد. طبقه ‌کارگری ظفرمند برنامه‌هایی برای پرداختن به معضلات به‌جای مانده از جامعه‌ی قدیم ارائه کرد و انقلاب پویشی اجتماعی به راه انداخت که به‌زعم مارکس پیشاپیش می‌توان نتایج عمومی‌اش را ترسیم کرد. پیش‌بینی آینده‌ی کمونیستی از الگوها و روندهای موجود، جزیی یکپارچه از واکاوی مارکس از سرمایه‌داری است، واکاوی‌ای که معضلات اجتماعی و اقتصادی را با منافعی عینی‌ مرتبط می‌کند، یعنی منافعی که هر طبقه را وامی‌دارد به شیوه‌هایی متمایز به آن معضلات بپردازد؛ آنچه آشکار می‌شود، امکاناتی است واقعی که ذاتیِ دگرگونیِ سوسیالیستی شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری به‌شمار می‌آید. به این معنا که مارکس اعلام می‌کند: «ما جهان را به‌نحو جزمی پیش‌بینی نمی‌کنیم، بلکه می‌خواهیم جهان تازه‌ای را از طریق نقد جهان قدیم بیابیم.» اما آنچه مارکس درباره‌ی کمونیسم پیش‌بینی‌کرد، نظیر پیش‌بینی‌هایش درباره‌ی آینده‌ی خود سرمایه‌داری، فقط یک احتمال بالا است. مارکس که خوش‌بینی مفرطش را اغلب با جبرباوری خام اشتباه می‌گیرند، انکار نمی‌کرد که شکل‌هایی از بربریت هم بدیل دیگری است، اما پیروزی سوسیالیستی ــ یا از طریق انقلاب یا از طریق صندوق‌های رای ــ محتمل‌تر شمرده می‌شود.

مارکسیسم، پارادکس‌ها و تضادها

مارکسیسم، پارادکس‌ها و تضادها


نوشته‌ی: برتل اولمن
ترجمه‌ی: تارا بهروزیان


در نظامی که همانند سرمایه‌داری با سرعت تحول می‌یابد، مقوله‌ی «تضاد»، با تاکید بر تنش فزاینده میان فرایند‌های متقابلاً وابسته و انحلال نهایی‌شان، جایگاهی محوری دارد. به عقیده‌ی مارکس، «ویژگی‌های اجتماعاً متعیّن و متضاد عناصر سرمایه‌داری، خصیصه‌ی مسلط شیوه‌ی توسعه‌ی سرمایه‌دارانه است» و «در سرمایه‌داری همه چیز متضاد به نظر می‌رسد و در واقع متضاد هم هست». زیرا، از آن‌جا که سرشت رابطه‌ایِ سرمایه‌داری کاملاً با سرشت فرایندیِ آن هم‌بسته است…، تضاد را در همه جا می‌توان یافت، از جمله در آن‌چه ممکن است حرکت کاملاً اندام‌وار «هویت/تفاوت»، «میانجی‌گری» و «دگردیسی» به نظر برسد.

دورنمای آرمانی آینده - آنگاه و اکنون

دورنمای آرمانی آینده – آنگاه و اکنون


نوشته‌ی: برتل اولمن
ترجمه‌ی: حسن مرتضوی


امروزه برای ما دغدغه‌ی اصلی این است که آیا دلایلی که مارکس را از آمیختن هر چه بیش‌تر دورنمای خود از کمونیسم در واکاوی‌اش از سرمایه‌داری دور می‌کرد به قوت خود باقی است یا خیر، و من پاسخم منفی است. مثلاً احتمال اندکی وجود دارد که مارکسیسم، حتی با برداشتی صریح‌تر از کمونیسم، با رقیبان آرمان‌شهری که حتی به یادآوردن نام‌شان دشوار است، اشتباه گرفته شود… به همین منوال، بعید است که جایگاه علمی مارکسیسم از این امر متأثر شود، زیرا تحولات سرمایه‌داری از زمان مارکس به بعد، بخش اعظم آینده‌ی مارکس را روی زمین سخت قرار داده است و شواهد لازم را برای امکان‌پذیری کمونیسم چندبرابر کرده است.

برتل اولمن - نقد اقتصاد سیاسی

چرا دیالکتیک؟ چرا اکنون؟


نوشته‌ی: برتل اولمن
ترجمه‌ی: هوشنگ رادیان


تصور مارکس از آن‌چه پس از انقلاب رخ می‌دهد، عمدتاً برآمده از پیش‌بینی شکل‌هایی است که انحلالِ تضادهای عمده‌ی سرمایه‌داری، به دستان طبقه‌ی حاکم جدید، یعنی کارگران، احتمالاً به این شکل‌ها منتهی خواهد شد؛ همان کارگرانی که پیش‌تر به دلیل مشارکتشان در یک انقلاب موفق و هم‌چنین به واسطه‌ی این‌که منافع طبقاتی‌شان راهنمای آن‌ها برای تصمیم‌گیری‌های مهم بوده است، به‌شکلی چشم‌گیر تغییر کرده‌اند. مهم‌ترینِ این منافعْ الغای روند استثمارِ خود به‌عنوان یک طبقه و هم‌گام با آن، تمامی شرایطِ پشتیبان این استثمار است.