All posts tagged: امپریالیسم

تلخیِ یک پایان: پشه‌ی حلب

تلخیِ یک پایان: پشه‌ی حلب


نوشته‌ی: اکبر اکبری

در زمانی که حلب به تسلیم نیروهای رژیم اسد درآمد، یک درس بزرگ برای تمامی دیکتاتوری‌های منطقه از زیر تل خاکستر آن مخابره می‌شد. درسی که حالا هر رژیم مسلطی در خاورمیانه می‌تواند بیاموزد و بر مبنای موفقیتِ تجربه‌ی آن عمل کند؛ این‌که: برای سرکوب قیام مردمی، مجاز به هر جنایتی؛ حتی بمباران شهرهای خود هستید. برای نخستین بار بود که در چنین ابعادی نه یک دشمن خارجی، که رژیمِ حاکم بر یک کشور برای کشتار مردم خود بی هیچ محدودیتی از جت جنگی استفاده می‌کرد. و عجیب‌تر آن‌که در مقابل چشمان بی‌تفاوت جهانیان با هیچ پیامدِ سیاسی‌ای مواجه نمی‌شد. آیا این همان درس بزرگی نیست که دیگران نیز می‌توانند از آن بیاموزند؟ آیا این همان اتفاقی نیست که به زودی در شمال سوریه خواهد افتاد و هیچ پیامدِ سیاسی‌ای دامن رژیم ترکیه را نخواهد گرفت؟

چه کسی چپ است؟

چه کسی چپ است؟


نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


امروز باید از کلیه‌ی کسانی که مدعی حضور در جبهه‌ی چپ هستند، پرسید که تکلیف‌شان با «ضرورت انقلاب علیه منطقِ بومی سیاسی و اجتماعی سرمایه‌داری حاضر» و نیز با «ضرورت فاش‌سازیِ تضاد خصومت‌آمیز بین منافع طبقه‌ی کارگر و منافع بورژوازی» چیست؟ در پرتو پاسخ به چنین پرسش‌هایی‌ست که می‌توان مرزکشیِ دقیقی میان «راست» و «چپ» انجام داد و لاس‌زدن‌های اسکولاستیک با نظریه‌ی انتقادی را به محک «ماتریالیسم پراتیکی» مبتنی بر حضور همزمان سه نوع نقد، یعنی «نقد اقتصاد سیاسی»، «نقد بتوارگی» و «نقد ایدئولوژی» سنجید.

به سوی نظریه‌ی دموکراتیک جبهه‌ی رهایی‌بخش

بیژن جزنی: به‌سوی نظریه‌ی دموکراتیک جبهه‌ی رهایی‌بخش


نوشته‌ی: پیمان وهاب‌زاده
ترجمه‌ی: آیدین خلیلی


به‌منظور ارائه‌ی گزارشی جامع از نظریه‌ی جنبش رهایی‌بخش ملی جزنی، تحلیل گفتمانی نظریه‌ی او را به کار خواهم گرفت و مفاهیم و گزاره‌های محوری را مشخص خواهم کرد. عامدانه از توجیهات ایدئولوژیک چشم‌پوشی می‌کنم تا سهم واقعی نظریه‌ی او را آشکار سازم. ترسیم و ردیابی مفاهیم او، قادرمان می‌سازد تا پرسش‌ها و دغدغه‌هایش را مشخص کنیم و با این کار محورهای اصلی نظریه‌ی وی را بیابیم. سپس با ارجاع متقابل موضوعی، موضوعاتی که به موقعیت ما در دوران پساکمونیستی مربوطند ــ یعنی موضوعاتی که مسکوت مانده، به‌غلط‌ بازنمایی شده‌اند، و یا موضوعاتی که گفتمان‌های رایج انقلابی آن زمان، که جزنی صراحتاً بدان‌ها باور داشت، آنها را زشت می‌نمایاند ــ را احیا و بازتعریف می‌کنم.

وسوسه‌های اصلاح‌طلبِ حکومتی!

وسوسه‌های اصلاح‌طلبِ حکومتی!


نوشته‌ی: علی فرزانه


حالا در پایانِ دهه‌ی چهارم، در سالی که از پسِ شورش‌های انقلابیِ دی ۹۶ می‌گذرد، شورش‌هایی که فقط چند ماه پس از آشکارشدنِ بی‌ارزشیِ آرای انتخاباتی اصلاح‌طلبان و از یک نظر در واکنش به موقعیتِ نومید‌کننده‌ی اصلاح‌طلبان بر پا شد، دیگر هنر بازیگردانیِ اجتماعی جمهوری اسلامی به موازات مشروعیتِ جمهوری اسلامی پایان یافته است. تضاد خارجی جمهوری اسلامی و تضادش با زحمتکشان جامعه، تحتِ تأثیر متقابلِ یکدیگر، بالا گرفته و تضاد جناحی اگرچه در سطح رسمی تا اندازه‌ای فروکش کرده، اما در بُنِ ساختارِ حکومتی و با موضوعیتِ «حفظِ قدرت» همچنان در سه‌پایه‌ی بحران جمهوری اسلامی نقش بازی می‌کند و در هر یک از ارگان‌های حکومتی فعال است.

توجیه ناپذیر: دموکراسی، ضد انقلاب و لفاظی علیه امپریالیسم

توجیه ناپذیر: دموکراسی، ضد انقلاب و لفاظی علیه امپریالیسم

نقد کتاب روهینی هنسمن

نوشته‌ی: فریدا آفاری


مخالفت اصولی هنسمن با شِبه ضد امپریالیسم به این معنی نیست که او نقش ایالات متحده و امپریالیسم غربی را لاپوشانی می‌کند. تعهد او به حقیقت‌گویی را می‌توان در بحثش در مورد جنگ خلیج سال 1991 و حمله نظامی آمریکا و انگلستان به عراق در سال 2003 مشاهده کرد. در هر دو مورد، او جزئیات بسیاری را در مورد نقش ویرانگر ایالات متحده و امپریالیسم غربی ارائه می‌دهد و تاکید می‌کند که تحریم‌ها و حملات نظامی آن‌ها از طریق مستقیم و غیرمستقیم موجب مرگ میلیون‌ها غیرنظامی عراقی شد.

مبانی نظریه‌ی امپریالیسم رزا لوکزامبورگ

مبانی نظریه‌ی امپریالیسم رزا لوکزامبورگ

درس‌گفتاری پیرامون «انباشت سرمایه»ی رزا لوکزامبورگ – بخش دوم

نوشته‌ی : کمال خسروی

رزا لوکزامبورگ: «شِمای انباشت مارکس تنها بیان تئوریکِ آن لحظه‌ی معینی است که سلطه‌ی سرمایه به نهایت خود رسیده‌ است و این شِما، بنابراین، به همان اندازه‌ی شِمای بازتولید ساده‌اش که تنها معرف صورت‌بندیِ تئوریکِ نقطه‌ی عزیمتِ انباشت سرمایه‌داری‌ست، افسانه‌ای علمی است.»

فوروم اجتماعی جهانی 2006

فوروم اجتماعی جهانی 2006


نوشته‌ی: بهرام قدیمی


فضای حاکم بر فوروم، فضایی رسمی و نظامی بود. بهترین و مرکزی‌ترین مکان برگزاری این جلسات، در میدان «هنرهای زیبا» متلعق به چادر دولت برزیل و «بازار جنوب» (MercoSur) بود. در عوض حضور جریان‌هایی مانند جنبش کارگران روستایی بدون زمین بسیار کمرنگ بود.