All posts filed under: نوشته‌های دریافتی

نوشته‌های دریافتی

انسان آبان: کارگر به‌حاشیه رانده

انسان آبان: کارگر به‌حاشیه رانده

بخش نخست

نوشته‌ی: فرنگیس بختیاری

همبستگي نشسته بر خشم مردم درآخرین هفته‌ی آبان ٩٨، روزهايي را در تاريخ ايران رقم زد كه بر تارك آن، غرور و عزت نفس بازيافتهِ تهيدستانی نقش بسته‌است که در حوزه نبردِ طبقاتي از آنها كمتر ديده و شنيده شده‌است. آنها عموما زیر سایه‌اعتصابات و اعتراضات کلاسیک کارگران قرار مي‌گيرند. تهیدستانی که نام کارخانه یا سازمان یا موسسه خاصی را با خود حمل نمی‌کنند. از اینان با عنوان حاشیه نشینان، تهیدستان، فرودستان و فقرا و مستضعفان نام مي‌برند. تهیدستان شامل همه نوع کارگر مولد و غیر مولد می‌شود که جز نیروی کارش چیزی برای فروش ندارد و گرچه شامل تاریخ سازان آبان نیز می‌شود اما ویژگی‌های آنها را نشان‌ نمی‌دهد. فقیر و مستضعف هم بار ایدئولوژیکی و عام دارد. من ترجیح می‌دهم خیزش‌گران آبان را در میان تهیدستان مشخص و دقیق کنم و فکر می‌کنم عنوان به‌حاشیه رانده‌‌‌‌‌‌‌شدگان، شامل حاشیه نشینان و حاشيه‌كاران، نامی مناسبتر از صرف کاربرد حاشیه نشینان است. زیرا آنها نه فقط به خارج از نظم شهر و محدوده‌‌های قانونی شهر بلکه به خارج از ضوابط رسمی کار نیز رانده شده‌اند. این حاشیه رانده‌‌‌‌‌‌‌شدگان از کار و مسکن در ۴۰ سال گدشته وارد مقاومت و مبارزه مستمر با نظام سلطه، بیشتر پنهان و کمتر آشکار، شده‌اند، در فضاهای زیستی و در حاشیه خیابان‌ها بر بستر ریاضت اقتصادی رو به رشد وبی رحم، برای زنده ماندن صبورانه و پیوسته جنگیدند، تجربه‌اندوختند، سرکش و آبدیده شدند و نهایتا در دی ۱۳۹۶اعلام وجود و در آبان وارد عرصه نبرد طبقاتی شدند.

کارل مارکس در دفاع از آزادي مطبوعات

کارل مارکس در دفاع از آزادی مطبوعات

جستارهايي پيرامون ‏ سانسور مطبوعات و آزادي انسان

نوشته‌ی: فرهاد همت‌بلند

بازشناسی اندیشه مارکس به‌عنوان مدافع پیگیر آزادی مطبوعات، جوهره اندیشه او و همکارش انگلس را برای آزادی در عرصه سیاسی؛ و علم رهایی به‌مفهوم اعم در دوره‌های بعدی زندگی آنان نشان می‌دهد. ترجمه مقالاتی از این دوره زندگی فکری مارکس، به‌روشنی نشان می‌دهد، که تفسیر و شناختی گسترده و ژرف از دستاوردهای انقلاب فرانسه دارد. مباحثات او، تنها به‌برگرفتن این دستاوردها محدود نمی‌شود، بلکه آن‌ها را با دلایل و چشم‌اندازهای نوینی، غنای بیش‌تری می‌بخشد.
او به‌عنوان روزنامه‌نگار و پژوهش‌گری در جستجوی حقیقت، سانسور را نقد می‌کند. مدافع بی‌پروای آزادی است و سانسور را به‌رسمیت نمی‌شناسد. برایش، روزنامه، تریبون و بلندگوی مردم است تا از آن طریق، صدای طبقات و اقشار پایینی در جامعه شنیده شود. بر همین منوال، روزنامه‌ها به‌شکل‌گیری آگاهی طبقاتی و اجتماعی اقشار و طبقات یاری می‌رسانند.

پرسش، شناخت و یقین

پرسش، شناخت و یقین

کنشِ زبانی پرسیدن ـ بخش چهارم

نوشته‌ی: لطفعلی راجی

پرسیدن هم‌چون اندیشیدن، تفکیک کردن و تصمیم گرفتن کیفیت یقینی موجهی دارد. در این‌که می‌پرسیم نمی‌توانیم شک کنیم و اگر هم شک کنیم که می‌پرسیم باز در طرح سوالاتی در این رابطه پرسیدن‌مان را به چالش می‌کشیم و به آنها شک می‌کنیم. مضافا به این شک می‌کنیم که بدون تناقض نمی‌توانیم شک کنیم. پرسیدن و سوال کردن خود در شک کردن و تشکیک نقشی اساسی ایفا می‌کند. منتها شک‌گرای افراطی، پاسخ‌ها را جستجو و کنکاش و بررسی و تحلیل و مستدل نمی‌کند، بلکه تسلیم نوعی التهاب و اضطراب فلسفی می‌شود و برای دورماندن از این التهاب و اضطراب فلسفی اصولا امکان هر گونه شناخت و یقنی را به‌یک‌باره منکر می‌شود و قصد و هدف اصلی‌اش را به آسایش و آرامش و بی‌غمی [8] فرو می‌کاهد. البته بدون این‌که به این توجه و التفات کافی کند که ادعای عدم امکان هرگونه شناخت و یقینی نیز خود نوعی شناخت است که البته مستدل و معقول نیست. گاهی نیز البته انگیزه و هدف اصلی شک‌گرایان معتدل این است که با بیان شک و پرسش‌های شک‌گرایانه‌شان تعصب و جزم‌اندیشی مخاطبین بحث را به‌چالش کشند. بین این‌دو باید تفکیک کرد و هریک را باید در کارکرد و کاربرد انضمامی‌اش تشخیص داد تا با آن بتوان بخردانه کنار آمد. در این‌که تصمیمی می‌گیریم، نمی‌توانیم بدون تناقض شک کنیم. در این‌که می‌اندیشیم و داریم می‌اندیشیم، نمی‌توانیم بدون تناقض شک کنیم. در این‌که تفکیک می‌کنیم، نمی‌توانیم شک کنیم و در این‌که می‌پرسیم یا داریم می‌پرسیم، نمی‌توانیم بدون تناقض شک کنیم.

بانک‌ها در آتش

بانک‌ها در آتش


نوشته‌ی: بهناز تبریزی و سونگور ساوران

شواهد عینی به آتش کشیده‌شدن بانك‌هاست. مردمی كه در ايران به خيابان‌ها آمدند به‌راستی دشمن خود را می‌شناختند، شاید بسياری از آن‌ها سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند، ولي در عصر حاضر واقعيت دشمنی سرمايه‌ی مالی با نان مردم را خيلی بهتر از آقايان و خانم‌هاي محترم اساتید دانشگاه‌ها فهمیده‌اند، كه رفته‌رفته به شمارشان افزوده می‌شود و در دانشگاه‌های آنگلو- آمريكان درحال تحقيق در علم اقتصاد، كه از آن به‌عنوان «علم ملال‌انگيز» ياد می‌كنند، مشغول فعالیت‌اند. مردم بانک‌‌ها را به آتش می‌كشند چون بانک‌ها دشمن طبقه‌ی كارگرند. آمريكا تنها با دادن وعده و وعيدهای فراوان قادر خواهد بود اين قشر محروم ستم‌ديده را هم‌راه خود كند؛ امروزه سرمايه‌داری در همه‌جای دنيا با ركود مواجه است و با به‌‌پا خواستن محرومان و كارگران كشورها اين احتمال به‌نظر صفر می‌رسد

کنش زبانیِ پرسیدن ـ بخش سوم

پدیدارشناسی «پرسیدن»

کنشِ زبانی پرسیدن ـ بخش سوم

نوشته‌ی: لطفعلی راجی

یک پرسش توسط یک شخص حقیقی یا حقوقی و یا به‌وسیله‌ی سیستم‌های رایانه‌ای بر مبنای الگاریتم‌ها طرح می‌شود که البته پیش‌زمینه‌ی طرح و پخش این نوع پرسش‌های مجازی نیز اشخاص حقیقی و حقوقی هستند. تفاوت‌های این سه پرسش‌گرِ قابل تفکیک و تشخیص را می‌توان در نظر گرفت. در اینجا وارد این موضوع نمی‌شویم. پرسش توسط پرسش‌گری در یک بافتار و زمینه و موقعیت و وضعیت طرح و بیان می‌شود. پرسیدنِ یک پرسش یک روند و پروسه است و آغاز و انجامی ‌دارد که قابل تفکیک و تحلیل و تشخیص است. یک پرسش دارای مطالب و مواردی پیش‌فرض و پیش‌مقدم یا به‌عبارتی دیگر پیش‌انگاشت‌هایی [Präsupposition; Presupposition] است که در پرسش بیان نمی‌شوند. یک پرسش دارای فرم و شکل و نوع قابل تفکیک از باقی پرسش‌ها است که قابل تحلیل است. یک پرسش نکاتی ضمنی یا تضمن [Implikaturen; Implicatur] همراه دارد که در پرسش بیان نمی‌شوند و منفک از پیش‌فرض‌ها و پیش‌مقدمه‌های پرسش هستند.

کنشِ زبانی پرسیدن: ـ بخش دوم

پرسیدن: مشکل فلسفی؟

کنشِ زبانی پرسیدن ـ بخش دوم

نوشته‌ی: لطفعلی راجی

پرسش‌های چیستی، چندی، چگونگی، چراییِ کنش زبانیِ پرسیدن و پرسش‌هایی که در تداوم می‌توانند طرح و عنوان شوند همگی در کاربرد عامِ کلمه موضوع و مشکلی منطقی- فلسفی را مشخص می‌کنند که برای طرح درست و حل آن باید مقدماتی را مهیا کرد. به‌عبارت دیگر باید وضعیت موجود فرهنگی را که در آن این پرسش‌ها عنوان می‌شوند به‌عنوان وضعیت فرهنگی این مشکل تبیین کرد. نمی‌توان به‌وضعیت فرهنگی این موضوع و مشکل بی‌توجه ماند و به‌پرسش‌ها پرداخت چراکه آگاهی به‌مشکل با شناخت وضعیتی میسر می‌شود که در آن قصد داریم کنش زبانیِ پرسیدن را به‌طور مشروح بررسی و تحلیل کنیم. نمی‌توان به این نپرداخت که چرا در زبان فارسی پژوهشی مستقل درباره‌ی پرسیدن صورت نگرفته است؟ دلایل این نبود و کمبود چیست؟

کنش زبانیِ پرسیدن نقد وتحلیل

کنش زبانیِ پرسیدن: نقد و تحلیل


نوشته‌ی: لطفعلی راجی

با یک جمع‌بندی می‌توان سوالِ سرآغازِ این بخش را این‌گونه پاسخ داد: پژوهش کنشِ زبانیِ پرسیدن با روش تحلیلی به‌زبان فارسی به‌گونه‌ای مشروح و مستدل اولاً ضرورتی اجتماعی- سیاسی، دوماً ضرورتی فرهنگی-مدنی و سوماً ضرورتی منطقی- فلسفی- علمی دارد. این سه گونه ضرورت متفاوت در تآثیر و تاثری متقابل در هم تداخل داشته و پیوندهایی با هم دارند. فروکاستن این سه نوع ضرورت به‌یک نوعِ آن و ندیده‌گرفتن و یا کم‌توجهی به‌بافتارهای گوناگون آنها اشتباه است. برای درک و فهم درست این بخش از نوشتار، لازم به‌تذکر است‌که مفهوم ضرورت در کاربردی نه چندان دقیق و تخصصی مورد استفاده قرارگرفته و برای قصد و هدف توضیحات و نقد فرهنگی در این بخش از این نوشتار به‌کار گرفته شده است.