All posts filed under: نظریه‌های ارزش اضافی

نظریه‌های ارزش اضافی

نظریه‌‌های ارزش اضافی (جلد اول)

نظریه‌‌های ارزش اضافی

فیزیوکرات‌ها (پایان)

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی


اما این موهبت نابِ طبیعت، اینک هم‌چون هدیه‌ای تعریف می‌شود که طبیعت به کسی می‌دهد که کشت‌گرِ زمین است، یعنی به‌مثابه هدیه‌ای که به کار تعلق می‌گیرد؛ به‌مثابه نیروی بارآورِ کارِ صرف‌شده روی زمین، نیروی بارآوری که کار به تبع استفاده از نیروی بارآورِ طبیعت و بهره‌وری از زمین، از آن برخوردار است، اما فقط با کار است که می‌تواند از این نیرو بهره‌ور شود. بنابراین ‹محصولِ› مازاد در دست مالک زمین، نه دیگر هم‌چون «هدیه‌ی طبیعت»، بلکه به‌مثابه تصرف ــ بدونِ مابه‌اِزای ــ کار بیگانه پدیدار می‌شود که به یاری بارآوری طبیعت قادر شده است، چیزی فراتر از وسائل معاشِ مورد نیاز خود تولید کند، اما به‌دلیل شرایط وجودی‌اش در مقام کارِ مزدی، محدود و مقید به آن است که از محصول کارش فقط «همان سهمی را به‌دست آورد که برای حفظ و بقای زندگیش ضرورتاً به آن نیازمند است.»

پیرامون شیوه‌ی مطالعه‌ی «نظریه‌های ارزش اضافی»

ایده‌هایی برای جمع‌خوانی «نظریه‌ها…»


نوشته‌ی: کمال خسروی

شیوه‌ی نگارش «نظریه‌ها…» البته می‌تواند زمینه‌سازِ روش‌ها و رویکردهایی خاص در مطالعه‌ی آن، به‌ویژه در مطالعه‌ی گروهی و کار و مبارزه‌ی نظری، باشد، زیرا «نظریه‌ها…» را می‌توان گزارشی از یک کار و مطالعه‌ی نظری و انتقادیِ «اقتصاد سیاسی» یا اقتصاد بورژوایی دانست. از همین رو، عنوانِ «نقد اقتصاد سیاسی» که مارکس برای این دفترها برگزیده است، از هر لحاظ دقیق و شایسته است. مارکس در «نظریه‌ها…» گفتگویی انتقادی با دیدگاه‌های مورد بررسی‌اش دارد و متن کمابیش به‌صورت یک جدلِ رو در رو تنظیم شده است. او قطعه‌هایی از اثر مورد نظر را که حاوی استدلالی معین‌اند، عیناً و به‌‍زبان اصلی (انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، لاتین …) نقل می‌کند و با عباراتی در فاصله‌ی این گفتاوردها، از چند کلمه و جمله گرفته تا ده‌ها صفحه، استدلال‌های خود را در برابر آن‌ها می‌گذارد. از همین رو دنبال‌کردنِ مسیر استدلال‌های مارکس در این جدل‌ها، راه بسیار ساده و در عین‌حال هیجان‌انگیز و لذت‌بخشی برای فهم دیدگاهِ خودِ او پیرامون ارزش و ارزش اضافی و نقد شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری است.

طرح ترجمه‌ی «نظریه‌های ارزش اضافی»

گزارش ترجمه‌ی «نظریه‌های ارزش اضافی»

شیوه‌ی کار چنین خواهد بود که پس از انتشار هر قطعه و در فاصله‌ی انتشار تا قطعه‌ی بعد، همه‌ی اشاره‌ها، یادآوری‌ها، انتقادها و به‌ویژه تصحیح‌ها و پیشنهادهایی که از راه‌های مختلف (کامنت‌ها در سایت، در رسانه‌های دیگرِ «نقد»، ایمیل یا هر طریق دیگر) به‌دست مترجم رسیده‌اند، پس از ارزیابی در متنِ ترجمه‌شده وارد و اِعمال می‌شوند. به این ترتیب پس از انتشار قطعه‌ی نخست، هربار متنِ ویرایش‌شده‌ی ترجمه‌ی قطعه(ها)ی پیشین، به‌نحوی که تغییرات قابل رؤیت باشند، ضمیمه خواهد شد. هم‌چنین در گزارشی جداگانه فهرستی از روایت‌های گوناگون، همراه با نام افرادی که در تغییر و بهسازی آن دخیل بوده‌اند، ارائه می‌شوند. این گزارش همواره در دسترس است و به ترتیب تکمیل خواهد شد. بدیهی است که به‌ناگزیر، کار ارزیابی پیشنهادها به‌عهده‌ی مترجم خواهد ماند و از این‌طریق مسئولیت نهایی ترجمه را نیز بر‌عهده خواهد گرفت؛ اما این شیوه‌ی کار، اگر با موفقیت همراه شود، تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر بهبود کیفیت ترجمه خواهد داشت.

نظریه‌‌های ارزش اضافی (جلد اول)

نظریه‌‌های ارزش اضافی

فیزیوکرات‌ها (1)

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی


همان‌گونه که دیدیم شالوده‌ی پویش و گسترشِ تولید سرمایه‌دارانه، به‌طور اعم، این است که توانایی کار به‌مثابه کالایی متعلق به کارگران روی در روی شرایط کار، به‌مثابه کالاهایی که در سرمایه مجتمع و متحد شده و مستقل از کارگران هستیِ قائم به‌ذات دارند، قرار گیرد. تعریف و تعیین ارزشِ تواناییِ کار در مقام کالا، جنبه‌ی بنیادین دارد. این ارزش برابر است با زمان کاری که برای تولید وسائل معاشِ ضروری برای بازتولید توانایی کار، لازم است، یا برابر است با قیمت وسائل معاش ضروری‌ای که برای بقای کارگر به‌مثابه کارگر لازم‌اند. فقط بر این پایه است که تمایز ارزش با ارزش‌یابی و ارزش‌افزاییِ توانایی کار آشکار می‌شود، تمایزی که، میان هیچ دو کالای دیگری وجود ندارد، زیرا ارزش مصرفی و بنابراین مصرف هیچ کالای دیگری نمی‌تواند ارزش مبادله‌ای‌اش، یا ارزش‌های مبادله‌ای را که از این مصرف منتج خواهند شد، افزایش دهد. به این ترتیب، شالوده‌ی اقتصاد مدرن را، که مشغله‌اش واکاوی تولید سرمایه‌دارانه است، باید ارزش توانایی کار به‌مثابه چیزی ثابت یا مقداری مفروض ــ یعنی مقداری که در هر مورد معین، عملاً معلوم است ــ دانست. از این‌رو کمترین کارمزد ‹یا کارمزد کمینه› به‌درستی محور آموزه‌ی فیزیوکرات‌ها را می‌سازد. هرچند فیزیوکرات‌ها هنوز سرشت خودِ ارزش را درنیافته بودند، اما تعیین کارمزدِ کمینه نزد آنان ممکن شد، زیرا این ارزشِ تواناییِ کار خود را در قیمت وسائل معاشِ ضروری، و از آن‌جا در مجموعه‌ای از ارزش‌های مصرفی، می‌نمایاند. از همین‌رو آن‌ها، بی آن‌که تصور روشنی از سرشت ارزش به‌طور اعم داشته باشند، توانستند ارزشِ تواناییِ کار را، تا آن‌جا که برای پژوهش‌های‌شان ضروری بود، به‌مثابه مقداری معین بشناسند. هر چند آن‌ها در ادامه‌ی پژوهش‌های‌شان به این خطا دچار شدند که کمینه‌ی مذکور را مقداری نامتغیر تلقی کنند که از دید آن‌ها یکسره به‌واسطه‌ی طبیعت تعیین می‌شود و نه به‌واسطه‌ی مرتبه‌ی توسعه‌ی تاریخی، [که] آن نیز به‌نوبه‌ی خود عاملی است که از جنبش‌های دیگر تبعیت می‌کند، با این‌حال این خطا کوچک‌ترین تغییری در راستی و درستی انتزاعیِ استنتاج‌هایشان پدید نمی‌آورد، زیرا تمایز بین ارزش و ارزش‌یابی و ارزش‌افزاییِ توانایی کار به‌هیچ روی وابسته به این نکته نیست که ‹مقدار› ارزش را بزرگ یا کوچک مفروض بگیرد.

نظریه‌‌های ارزش اضافی

دستنوشته‌های 1863-1861

نوشته‌ی: کارل مارکس
ترجمه‌ی: کمال خسروی


پیش از فیزیوکرات‌ها، ارزش اضافی ــ یا سود، ‹یا ارزش اضافی› در پیکر سود ــ صرفاً با عزیمت از مبادله تبیین می‌شد، همانا با فروش کالا بالاتر از ارزشش. سِر جیمز استوارت در اساس از این کوته‌بینی فراتر نمی‌رود، برعکس، او را باید بازتولیدکننده‌ی این کوته‌بینی در جامه‌ی علم تلقی کرد. می‌گویم بازتولیدکننده‌‌اش «در جامه‌ی علم». استوارت البته در این توهم شریک نیست که گویا ارزش اضافی‌ای که با فروش کالا بالاتر از ارزشش نصیب تکْ سرمایه‌دار می‌شود، آفرینش ثروتی تازه است. بنابراین او بین سود مثبت و سود نسبی فرق می‌گذارد.
«سود مثبت، زیانی برای هیچ‌کس ندارد؛ این سود منتج از افزایش و گسترش کار، صنعت یا مهارت است و این اثر را دارد که بر ثروت اجتماعی بیفزاید یا فربه‌ش کند … سود نسبی سرآخر به زیان این یا آن فرد تمام می‌شود؛ این سود نشانه‌ی نوسانی در توازن ثروت در میان بهره‌وران از ثروت است، اما بر کل اندوخته، افزوده‌ای نمی‌افزاید … مجموعه‌ی به‌هم پیوسته ‹ی سودها› به آسانی قابل فهم است؛ این، همان نوعی از سود است … که پاره‌ایش نسبی است، پاره‌ایش مثبت… هر دو نوع می‌توانند در معامله‌ای واحد به‌نحوی گسست‌ناپذیر به‌هم پیوسته و حاضر باشند.» («اصول اقتصاد سیاسی»، جلد اول، آثار سِر جیمز استوارت، ویرایش ژنرال سِر جیمز استوارت، پسر او، در مجموعه‌ی 6 جلدی، لندن 1805، صفحات 6 ـ 275).

طرح ترجمه‌ی «نظریه‌های ارزش اضافی»

طرح ترجمه‌ی «نظریه‌های ارزش اضافی»


نوشته‌ی: کمال خسروی

دستنوشته‌های 1863-1861 مارکس مجموعه‌ی بسیار بزرگی در سی دفتر است که علاوه بر بخشِ مربوط به «نظریه‌هایی پیرامون ارزش اضافی» شامل آثار بسیار مهم دیگر او، از جمله جلدهای دوم و سوم کاپیتال نیز هست که پس از مرگ مارکس از سوی انگلس منتشر شدند. به بخش «نظریه‌هایی پیرامون ارزش اضافی»، که مجموعه‌ی بررسی‌های انتقادی مارکس از دیدگاه‌های نظریه‌پردازان «اقتصاد سیاسی» و طرح دیدگاه‌های خود در نقد اقتصاد سیاسی است، نخستین‌بار انگلس در 22 مه 1884، در نامه‌ای به لورا لافارگ، و سپس در نامه‌ی دیگری در 16 فوریه همان سال به کائوتسکی، اشاره می‌کند و آن را «تاریخ اقتصادی و تفصیلی هسته‌ی مرکزی اقتصاد سیاسی، همانا نظریه‌ی ارزش» می‌نامد. قصد انگلس این بوده است که پس از اتمام کار انتشار جلدهای دوم و سوم کاپیتال، این دستنوشته‌ها را نیز منتشر کند. این کار با درگذشت انگلس در سال 1895 بر زمین می‌ماند. نخستین ویراست «نظریه‌هایی پیرامون ارزش اضافی»، در فاصله‌ی سال‌های 1905 تا 1910 از سوی کارل کائوتسکی منتشر می‌شود؛ ویراستی که بنا به ارزیابی ویراستاران بعدی، ناقص و با دخل و تصرف‌های ناروا و نادرست همراه است. گام بعدی برای انتشار کامل این دستنوشته‌ها را «انستیتوی مارکسیسم ـ لنینیسم، زیر نظر کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی» در 1950 برمی‌دارد و آن را در سه جلد، جلد اول 1954، جلد دوم 1957 و جلد سوم 1961، منتشر می‌کند. ویراست مشهور MEW محتوای این سه جلد را به سه جلد 1ـ26، 2ـ26، و 3ـ26 در مجموعه آثار 44 جلدیِ مارکس و انگلس بدل می‌کند. ویژگیِ ویراست MEW، افزودن توضیحات و پانویس‌های بسیاری به متن اصلی است. هم‌چنین در این ویراست، همه‌ی گفتاوردهای مارکس از نظریه‌پردازان دیگر که به‌زبان اصلی‌شان بازنویسی شده‌اند، به‌زبان آلمانی ترجمه شده و گفتاوردهای اصلی، به بخش «افزوده‌ها»ی پایان کتاب منتقل شده اند. متن‌های MEGA و MEW، به‌لحاظ محتوا با هم تفاوتی ندارند. متنِ MEGA به اصلِ دستنوشته (رسم‌الخط و نقطه‌گذاری) کاملاً وفادار است و متن MEW، رسم‌الخط و نقطه‌گذاری (علائم سجاوندی) را تا اندازه‌ای ترمیم و «مدرن» کرده است. ما در این ترجمه ویراست MEGA را مبنا قرار داده‌ایم، اما همه‌ی توضیحات و یادداشت‌های مفید ویراستِ MEW را نیز حفظ کرده‌ایم. ویراست MEGA ترجمه‌ی گفتاوردها از زبان اصلی را تسهیل می‌کند. درعین‌حال و در جریان پیشرفت ترجمه خواهیم کوشید، با مقایسه‌ی متن آلمانی با ترجمه‌های انگلیسی و فرانسوی، در صورت مشاهده‌ی تفاوت‌هایی مهم و تعیین‌کننده، آن‌ها را مورد اشاره قرار دهیم. انجام چنین کاری از سوی خوانندگانی که به زبان‌های دیگر (ایتالیایی، عربی، روسی، ترکی …) تسلط کافی دارند، بسیار ارزنده و ارزشمند خواهد بود و از آن صمیمانه استقبال خواهیم کرد.